«طلا و دلار در دو راهی سرنوشت ساز شهریور؛ باند پرواز یا فرود؟»

8 شهریور 1405 - خواندن 16 دقیقه - 24 بازدید

شهریور؛ باند پرواز یا فرود طلا و دلار؟
کدام یک محقق میشود؟
«چشم بیدار» سرمایه گذاران در نیمه دوم سال
مقدمه :
شهریورماه برای بازارهای مالی ایران تنها یک ماه تقویمی نیست؛ بلکه می تواند به یکی از مهم ترین مقاطع تعیین کننده مسیر طلا، دلار و سایر دارایی های سرمایه ای در نیمه دوم سال تبدیل شود. در شرایطی که بازار ارز و طلا در هفته نخست شهریور جهش قابل توجهی را تجربه کردند و سپس با مداخله بازارساز بخشی از این رشد اصلاح شد، اکنون پرسش اصلی سرمایه گذاران این است:

شهریور، باند پرواز جدید طلا و دلار خواهد بود یا باند فرود و اصلاح قیمت ها؟

پاسخ این پرسش را نمی توان صرفا در نمودار قیمت جست وجو کرد. ترکیبی از سیاست پولی آمریکا، نرخ دلار داخلی، تورم، سیاست های اقتصادی دولت، تحولات سیاسی، ریسک های ژئوپلیتیک، وضعیت درآمدهای ارزی کشور و رفتار سرمایه گذاران، مسیر این دو بازار را مشخص خواهد کرد.

---

طلای جهانی؛ از قله ۴۷۰۰ دلار تا شوک فدرال رزرو

بازار جهانی طلا در روزهای اخیر شاهد یکی از شدیدترین نوسانات خود بود. طلای جهانی پس از صعود تا محدوده ۴۶۹۶ دلار در هر اونس، در معاملات جمعه تحت فشار قرار گرفت و با افت نزدیک به ۳ درصد به محدوده ۴۵۶۷ دلار رسید.

عامل اصلی این افت، افزایش انتظارات بازار نسبت به سیاست های انقباضی فدرال رزرو و احتمال افزایش نرخ بهره آمریکا عنوان شده است.

طبق داده های مطرح شده در گزارش های بازار، احتمال افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر از حدود ۳۶ درصد پیش از اظهارات رئیس فدرال رزرو به حدود ۵۸ درصد افزایش یافته است.

این اتفاق یک پیام روشن دارد:

طلا در کوتاه مدت همچنان به شدت به سیاست پولی آمریکا و ارزش دلار جهانی حساس است.

افزایش نرخ بهره معمولا هزینه فرصت نگهداری دارایی بدون بازدهی مانند طلا را افزایش می دهد و در مقابل، کاهش نرخ بهره یا افزایش نگرانی ها درباره اقتصاد و بدهی دولت آمریکا می تواند مجددا تقاضا برای طلا را تقویت کند.

بنابراین افت اخیر طلای جهانی را الزاما نمی توان به معنای پایان روند بلندمدت صعودی دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب یک بازار پرنوسان و حساس به داده های اقتصاد آمریکا تحلیل کرد.

---

اما داستان طلا در ایران متفاوت است

در بازار ایران، قیمت طلا تنها تابع طلای جهانی نیست.

فرمول ذهنی سرمایه گذار ایرانی بسیار ساده تر است:

طلای داخلی = طلای جهانی × نرخ دلار داخلی + شرایط عرضه و تقاضا + حباب بازار

به همین دلیل ممکن است طلای جهانی کاهش پیدا کند، اما اگر دلار داخلی رشد کند، افت طلای داخلی محدود شود یا حتی قیمت طلا افزایش یابد.

هفته نخست شهریور نمونه روشنی از این موضوع بود.

دلار ابتدا به محدوده ۲۰۰ هزار تومان و بالاتر رسید و سپس با ورود حدود ۵۰۰ میلیون دلار توسط بازارساز، بخشی از رشد خود را پس گرفت و در پایان هفته در محدوده ۱۹۳ هزار تومان قرار گرفت.

با این حال، دلار همچنان حدود ۳.۵ درصد بالاتر از پایان مردادماه قرار گرفت.

در همین بازه، رشد بازار طلا حتی بیشتر بود؛ به گونه ای که سکه طرح جدید حدود ۸.۷ درصد و طلای ۱۸ عیار، نیم سکه و ربع سکه حدود ۹ درصد یا بیشتر رشد کردند.

این واگرایی یک نکته مهم را به سرمایه گذار یادآوری می کند:

بازار طلا در ایران صرفا آینه طلای جهانی نیست؛ بلکه آینه انتظارات تورمی و ارزی اقتصاد ایران نیز هست.

---

شهریور؛ باند پرواز یا باند فرود؟

اکنون بازار در نقطه ای قرار گرفته که می توان برای آن دو سناریوی اصلی تعریف کرد.

سناریوی اول؛ باند فرود

اگر چند اتفاق همزمان رخ دهد، احتمال اصلاح قیمت طلا و دلار افزایش پیدا می کند:

- تقویت قابل توجه عرضه ارز توسط بازارساز
- کاهش انتظارات تورمی
- کاهش ریسک های سیاسی
- شکل گیری توافق یا تفاهم سیاسی موثر
- کاهش تنش های منطقه ای
- کاهش طلای جهانی به دلیل سیاست پولی سختگیرانه فدرال رزرو
- افزایش اعتماد به بازارهای مولد و سرمایه گذاری

در چنین شرایطی ممکن است بخشی از سرمایه های هیجانی که در هفته های اخیر وارد دلار و طلا شده اند، از بازار خارج شوند.

اما مسئله مهم این است که اصلاح قیمت با تغییر روند بنیادی تفاوت دارد.

ممکن است دلار و طلا از سقف های کوتاه مدت خود ۵ تا ۱۰ درصد عقب نشینی کنند، اما این الزاما به معنای شروع یک روند نزولی بلندمدت نیست.

---

سناریوی دوم؛ باند پرواز

در سناریوی دوم، مجموعه ای از عوامل می تواند دوباره تقاضا برای دلار و طلا را افزایش دهد:

تورم داخلی، کاهش قدرت خرید پول ملی، افزایش هزینه های دولت، کسری بودجه، محدودیت منابع ارزی، ریسک های سیاسی و افزایش تقاضای احتیاطی مردم.

در این شرایط، رفتار سرمایه گذار نیز اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند.

وقتی مردم احساس کنند ارزش پول نقد آنها در حال کاهش است، معمولا به دنبال دارایی هایی می روند که:

- نقدشوندگی بالایی داشته باشد؛
- قابل انتقال باشد؛
- در برابر کاهش ارزش پول مقاومت بیشتری داشته باشد؛
- وابستگی کمتری به عملکرد یک شرکت یا بنگاه داشته باشد.

اینجاست که طلا و دلار مجددا مورد توجه قرار می گیرند.

---

مالی رفتاری؛ چرا مردم قبل از وقوع تورم خرید می کنند؟

یکی از مهم ترین متغیرهایی که کمتر در تحلیل های سنتی مورد توجه قرار می گیرد، مالی رفتاری است.

سرمایه گذار همیشه بر اساس اطلاعات قطعی تصمیم نمی گیرد؛ گاهی بر اساس «ترس از آینده» تصمیم می گیرد.

اگر جامعه در معرض اخبار مربوط به:

- تحریم،
- جنگ،
- کاهش درآمدهای ارزی،
- محدودیت تجارت خارجی،
- افزایش قیمت انرژی،
- افزایش مالیات،
- کاهش ارزش پول ملی،
- کسری بودجه،
- یا بحران انرژی

قرار گیرد، حتی پیش از وقوع آثار اقتصادی واقعی این اتفاقات، ممکن است رفتار خود را تغییر دهد.

سرمایه گذار ممکن است با خود بگوید:

«اگر قرار است تورم در ماه های آینده افزایش پیدا کند، چرا امروز پول نقد نگه دارم؟»

همین تفکر می تواند تقاضای پیش نگر برای طلا و دلار ایجاد کند.

به بیان دیگر:

گاهی قیمت ها قبل از وقوع تورم افزایش پیدا می کنند، زیرا بازار انتظارات تورمی را پیش خور می کند.

---

بنزین؛ متغیری که می تواند انتظارات تورمی را تغییر دهد

یکی از موضوعات مهمی که باید در تحلیل نیمه دوم سال مورد توجه قرار گیرد، اصلاح قیمت حامل های انرژی است.

در صورت اجرای افزایش نرخ سوم بنزین و تغییر قیمت از محدوده ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان، اثر مستقیم آن تنها به قیمت بنزین محدود نخواهد شد.

افزایش هزینه حمل ونقل می تواند بر قیمت تمام شده کالاها و خدمات اثرگذار باشد و همین موضوع از نظر انتظارات تورمی برای بازارها اهمیت دارد.

البته میزان اثرگذاری چنین سیاستی به نحوه اجرا، دامنه مشمولان، سیاست های جبرانی دولت و وضعیت نقدینگی بستگی دارد.

از این رو، اگر دولت قصد اجرای چنین سیاستی را دارد، اطلاع رسانی شفاف و توضیح ملموس منافع و هزینه های آن برای مردم اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا بخشی از واکنش جامعه نه فقط به خود افزایش قیمت، بلکه به «ابهام و نگرانی از آینده» مربوط می شود.

---

نفت، منابع ارزی و نیمه دوم سال

یکی از متغیرهای کلیدی دیگر، وضعیت درآمدهای ارزی کشور است.

اقتصاد ایران برای تامین واردات کالاهای اساسی، دارو، مواد اولیه، تجهیزات تولید و سایر نیازهای اقتصادی به منابع ارزی نیاز دارد.

هرگونه محدودیت جدی در صادرات نفت، تجارت خارجی یا دسترسی به منابع ارزی می تواند فشار بیشتری بر بازار ارز وارد کند.

در چنین شرایطی، اگر عرضه ارز کاهش پیدا کند اما تقاضا برای واردات و نیازهای اقتصادی پابرجا بماند، بازار ارز می تواند با فشار افزایشی مواجه شود.

از سوی دیگر، هرگونه کاهش تنش سیاسی، افزایش صادرات یا آزادسازی منابع ارزی می تواند دقیقا اثر معکوس ایجاد کند.

بنابراین:

دلار در نیمه دوم سال بیش از هر زمان دیگری به متغیر «عرضه واقعی ارز» وابسته خواهد بود.

---

بحران انرژی؛ متغیری فراتر از قیمت بنزین

موضوع انرژی نیز می تواند یکی از ریسک های مهم نیمه دوم سال باشد.

در صورت کاهش ظرفیت تولید یا آسیب به زیرساخت های انرژی، مشکلات مربوط به برق و گاز می تواند در فصل سرد سال تشدید شود.

این موضوع برای بازار سرمایه و تولید اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا افزایش محدودیت انرژی می تواند ساعات فعالیت برخی صنایع را کاهش داده و هزینه تولید را افزایش دهد.

اگر تولیدکننده با سه مشکل همزمان مواجه شود:

کمبود انرژی + کمبود مواد اولیه + افزایش مالیات و هزینه های مالی

در نهایت افزایش قیمت تمام شده کالاها می تواند به مصرف کننده منتقل شود.

بنابراین مسئله انرژی، تنها یک موضوع زیرساختی نیست؛ بلکه می تواند مستقیما با تورم، تولید، اشتغال و بازار سرمایه ارتباط پیدا کند.

---

چرا طلا ممکن است همچنان جذاب بماند؟

یکی از نکات قابل توجه بازار فعلی، موضوع حباب منفی طلای ۱۸ عیار است.

اگر قیمت داخلی طلا نسبت به ارزش محاسباتی آن بر اساس طلای جهانی و دلار، با تخفیف معامله شود، می توان گفت بخشی از ریسک هیجانی قیمت در آن تخلیه شده است.

در چنین شرایطی، اگر دلار داخلی مجددا افزایش یابد یا طلای جهانی به مدار صعودی بازگردد، طلا می تواند از دو موتور همزمان بهره ببرد:

موتور اول: رشد دلار

موتور دوم: رشد اونس جهانی

به همین دلیل، حباب منفی یا پایین طلا در مقایسه با برخی قطعات سکه می تواند برای سرمایه گذار جذابیت بیشتری ایجاد کند.

البته این به معنای تضمین رشد قیمت نیست؛ زیرا اگر دلار و اونس همزمان کاهش یابند، قیمت طلا نیز می تواند اصلاح شود.

---

بازار دوم بورس و نرخ دلار ۲۲۳ هزار تومانی؛ سیگنال انتظارات

موضوع قابل توجه دیگر، معاملات شمش و سکه آتی در بازار دوم بورس و قیمت های معاملاتی مبتنی بر دلار در محدوده حدود ۲۲۳ هزار تومان است.

این نرخ ها را نباید لزوما معادل نرخ قطعی آینده دلار دانست.

اما از منظر مالی رفتاری، چنین قیمت هایی می توانند نشان دهنده وجود انتظارات بالاتر از نرخ نقدی فعلی در بخشی از بازار باشند.

بنابراین فاصله میان نرخ نقدی و نرخ های آتی، برای تحلیل گر می تواند یک شاخص مهم انتظارات باشد.

هرچه این فاصله بیشتر شود، باید پرسید:

آیا بازار در حال قیمت گذاری تورم و ریسک آینده است یا صرفا هیجان کوتاه مدت شکل گرفته است؟

پاسخ این پرسش می تواند مسیر معاملات شهریور و ماه های بعد را روشن تر کند.

---

چرا مسکن و خودرو الزاما انتخاب اول سرمایه گذار نیستند؟

در شرایط بی ثبات اقتصادی، سرمایه گذار به دنبال ترکیبی از حفظ ارزش، نقدشوندگی و قابلیت خروج سریع است.

مسکن دارایی ارزشمندی است، اما نقدشوندگی آن پایین تر است و هزینه های معامله، مالیات، نگهداری و انتقال نیز دارد.

خودرو نیز با استهلاک، هزینه نگهداری و ریسک های مربوط به بازار مصرف مواجه است.

در مقابل، طلا به دلیل قابلیت تقسیم، نقدشوندگی و امکان نگهداری سرمایه در حجم های مختلف، برای بسیاری از سرمایه گذاران جذاب تر است.

به همین دلیل در شرایط افزایش نااطمینانی، ممکن است سرمایه از دارایی های بزرگ و کم نقدشونده به سمت دارایی های کوچک تر و نقدشونده تر حرکت کند.

---

بورس؛ قربانی بی اعتمادی؟

بازار سرمایه نیز در این میان با یک مسئله مهم روبه رو است:

اعتماد.

سرمایه گذار زمانی حاضر است پول خود را وارد تولید و بازار سرمایه کند که نسبت به آینده سودآوری، قوانین، مالیات، نرخ انرژی، نرخ ارز و ثبات سیاست گذاری اطمینان نسبی داشته باشد.

اگر سرمایه گذار احساس کند تصمیمات اقتصادی دولت به صورت ناگهانی تغییر می کند، هزینه های تولید افزایش می یابد و ریسک سیاست گذاری بالا است، طبیعی است که بخشی از سرمایه ها به سمت دارایی هایی بروند که وابستگی کمتری به عملکرد بنگاه اقتصادی دارند.

از این منظر، رشد طلا و دلار را نمی توان تنها ناشی از جذابیت این دو دارایی دانست.

گاهی اوقات:

طلا رشد می کند چون اقتصاد جذابیت بیشتری پیدا کرده است؛

و گاهی:

طلا رشد می کند چون سایر گزینه ها جذابیت خود را از دست داده اند.

این دو مفهوم کاملا متفاوت هستند.

---

تورم؛ مهم ترین متغیر نیمه دوم سال

اگر فرض کنیم اقتصاد در نیمه دوم سال همچنان با رشد هزینه های دولت، کسری منابع، افزایش هزینه انرژی، افزایش هزینه تولید و محدودیت منابع ارزی مواجه باشد، احتمال تداوم فشار تورمی وجود خواهد داشت.

در این شرایط، دارایی هایی که از تورم عقب مانده اند می توانند مورد توجه سرمایه گذاران قرار گیرند.

نکته مهم اینجاست که بازارها همیشه همزمان حرکت نمی کنند.

ممکن است یک بازار زودتر رشد کند، بازار دیگر با چند ماه تاخیر حرکت کند و بازار سوم مدت طولانی در رکود باقی بماند.

از این منظر، اگر دلار و طلا در یک دوره زمانی نسبت به تورم و سایر دارایی ها عقب مانده باشند، بخشی از رشد آینده آنها می تواند به شکل جبران عقب ماندگی قیمتی اتفاق بیفتد.

---

شهریور را چگونه باید نگاه کرد؟

شهریورماه را نباید با یک عدد یا یک پیش بینی قطعی تحلیل کرد.

بهتر است بازار را در قالب یک «تابلوی هشدار» دید.

اگر این عوامل تقویت شوند:

- کاهش تنش سیاسی
- افزایش عرضه ارز
- ورود منابع ارزی
- کاهش طلای جهانی
- افزایش نرخ بهره آمریکا
- کاهش انتظارات تورمی

احتمال اصلاح دلار و طلا بیشتر خواهد شد.

اما اگر این عوامل تشدید شوند:

- کاهش منابع ارزی
- رشد نقدینگی
- افزایش کسری بودجه
- افزایش قیمت انرژی
- افزایش تورم
- تشدید تحریم ها
- اختلال در تجارت خارجی
- افزایش ریسک سیاسی
- تشدید انتظارات تورمی

آنگاه می توان انتظار داشت تقاضای احتیاطی برای طلا و دلار مجددا افزایش یابد.

---

جمع بندی؛ شهریور، ماه تصمیم است نه پیشگویی

بازار طلا و دلار در شهریورماه در نقطه ای حساس قرار گرفته است.

طلای جهانی پس از رسیدن به محدوده ۴۷۰۰ دلار اصلاح کرده، اما همچنان در سطوح تاریخی بسیار بالایی قرار دارد.

دلار داخلی نیز پس از عبور از ۲۰۰ هزار تومان با مداخله بازارساز به محدوده ۱۹۳ هزار تومان بازگشته، اما همچنان بالاتر از پایان مردادماه قرار دارد.

از طرف دیگر، افزایش احتمالی قیمت بنزین، فشارهای بودجه ای، محدودیت منابع ارزی، ریسک های سیاسی، وضعیت انرژی و انتظارات تورمی می توانند در نیمه دوم سال بر رفتار بازارها اثر بگذارند.

از سوی دیگر، یک توافق سیاسی یا تفاهم موثر با آمریکا می تواند در مدت کوتاهی معادلات بازار ارز و طلا را تغییر دهد.

بنابراین شاید بهترین تعبیر برای شهریور این باشد:

«شهریور نه الزاما باند پرواز است و نه الزاما باند فرود؛ شهریور باند تصمیم است.»

سرمایه گذار حرفه ای نه در اوج هیجان خرید می کند و نه در اوج ترس می فروشد.

او به جای پیش بینی یک عدد، سناریوها را دنبال می کند.

و در این میان، طلا و دلار همچنان به عنوان دو «چشم بیدار» بازار ایران، تغییرات تورم، سیاست، نقدینگی، منابع ارزی و رفتار عمومی سرمایه گذاران را به سرعت منعکس خواهند کرد.

یک نکته تعیین کننده در پایان

اگر افزایش نرخ سوم بنزین از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان به صورت رسمی اجرا شود، همزمان با آن فشار هزینه های دولت، محدودیت منابع ارزی و افزایش هزینه تولید نیز ادامه پیدا کند، می تواند انتظارات تورمی را تقویت کند.

در مقابل، اگر منابع ارزی تقویت شده و یک تفاهم سیاسی موثر شکل بگیرد، همین متغیر می تواند به یکی از مهم ترین عوامل اصلاح دلار و طلا تبدیل شود.

از همین رو، سرمایه گذار هوشمند باید همزمان هر دو سناریو را روی میز داشته باشد.

طلا می تواند پناهگاه تورمی باشد، اما مصون از اصلاح نیست.

دلار می تواند شاخص ریسک اقتصادی باشد، اما مصون از مداخله سیاست گذار نیست.

و در نهایت، هیچ کدام جایگزین مدیریت ریسک، تنوع بخشی و افق سرمایه گذاری مناسب نیستند.

شهریورماه آغاز نیمه دوم بازی است؛ نیمه ای که در آن، فاصله میان «انتظار» و «واقعیت» می تواند قیمت دارایی ها را جابه جا کند.

نویسنده دکتر محمد محمدی پور