تاملی بر معماری مفهومی جرم سیاسی در نظام حقوق کیفری ایران؛ از انگیزه شرافتمندانه تا چالش های تفکیک از جرایم علیه امنیت

7 شهریور 1405 - خواندن 3 دقیقه - 23 بازدید

#جرم سیاسی در قلمرو حقوق کیفری همواره یکی از پیچیده ترین مفاهیم دکترینال و تقنینی به شمار می رود. برخلاف مجرمان عادی که با انگیزه های خودخواهانه، نفع شخصی یا شرارت بار دست به نقض هنجارها می زنند، بزهکار سیاسی بر پایه ی «انگیزه اصلاح طلبانه، خیرخواهی عمومی و دغدغه های کلان حکمرانی» رفتار مجرمانه را مرتکب می شود؛ ویژگی بنیادینی که در ادبیات حقوق جزا تحت عنوان «انگیزه شرافتمندانه» صورت بندی می گردد. این تمایز بنیادین در رکن روانی و جهت گیری اراده، مبنای اصلی ضرورت برقراری «رژیم ارفاقی» برای این دسته از متهمان در اسناد بین المللی و قوانین موضوعه است.

#اصل یکصد و شصت و هشتم (۱۶۸) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر رسیدگی علنی و با حضور هیئت منصفه در محاکم دادگستری، جایگاه ویژه ای برای متهمان سیاسی قائل شده است؛ با این حال، بلاتکلیفی تقنینی در تعریف ماهوی این جرم تا زمان تصویب «قانون جرم سیاسی مصوب ۱۳۹۵» تداوم داشت. قانونگذار در ماده ۱ این قانون، با اتخاذ رویکردی ترکیبی از نظریه «عینی» (موضوع جرم) و «ذهنی» (انگیزه مرتکب)، مقرر داشت که هرگاه جرایم مصرح در ماده ۲ با «انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست های داخلی یا خارجی» ارتکاب یابد، بدون آنکه قصد ضربه زدن به اصل نظام وجود داشته باشد، جرم سیاسی محسوب می شود.

با این وجود، تحلیل حقوقی این قانون نشان دهنده چند چالش اساسی است:

۱. مرزبندی باریک با جرایم علیه امنیت: تبصره ها و استثنائات ماده ۳ قانون جرم سیاسی، دامنه شمول این نهاد را به شدت مضیق کرده است. در عمل، مرز میان «انتقاد با انگیزه اصلاح» و «اقدام علیه امنیت ملی (نظیر مواد ۵۰۰، ۶۰۹ یا ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی - تعزیرات)» وابسته به تشخیص قضایی در احراز انگیزه و سوءنیت خاص است؛ امری که اگر با تفسیر مضیق به نفع متهم همراه نباشد، پرونده ها را از شمول امتیازات قانونی جرم سیاسی خارج می کند.

۲. امتیازات شکلی و ماهوی متمایز: ماده ۶ قانون، تمهیدات افتراقی قابل توجهی از جمله: عدم اعمال مقررات تکرار جرم، مجزا بودن محل نگهداری در بازداشتگاه ها، ممنوعیت پوشاندن لباس فرم زندان، ممنوعیت بازداشت انفرادی (مگر به ضرورت و حداکثر ۱۵ روز)، حق دسترسی مستمر به کتب و نشریات و عدم استرداد مجرمان سیاسی را پیش بینی کرده است.

۳. تکلیف مرجع قضایی در تشخیص ماهیت جرم: طبق ماده ۵، دادسرا یا دادگاه در هر مرحله از دادرسی مکلف است نوع اتهام (سیاسی یا عادی/امنیتی بودن) را احراز کند و در صورت اعتراض متهم یا وکیل وی، قرار صادره قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه کیفری یک استان خواهد بود؛ موضوعی که نقش وکلای مدافع را در همان مراحل اولیه کشف و تعقیب در چارچوب دفاع شکلی و تغییر عنوان اتهامی بسیار حیاتی می سازد.

#در نهایت، تحقق اهداف قانون اساسی و اصول دادرسی منصفانه در قبال پدیده مجرمانه سیاسی، در گرو فاصله گرفتن از تفسیرهای امنیتی محور، تقویت نهاد هیئت منصفه به عنوان نماد وجدان عمومی جامعه، و تبیین روشن معیارهای احراز «انگیزه اصلاح گرایانه» در رویه قضایی است.