محمد شربتی
10 یادداشت منتشر شدهحمل ونقل عمومی و حقوق اجتماعی شهروندان
حمل ونقل عمومی و حقوق اجتماعی شهروندان
در محاسبات اقتصاد شهری گاهی شهروند درآمد دارد اما بخش بزرگی از پول و عمرش را برای رسیدن به محل کار، دانشگاه، بیمارستان یا خدمات عمومی از دست می دهد. کسی که هر روز چند ساعت در ترافیک می ماند یا ناچار است سهم زیادی از درآمد خود را صرف رفت وآمد کند، هزینه ناکارآمدی شهر را از جیب و عمرش می پردازد.
از همین جا می توان فهمید که توسعه مترو و اتوبوسرانی، نوعی بازتوزیع امکانات به نفع عموم مردم است. حمل ونقل عمومی مناسب، فاصله فقیر و غنی را از میان نمی برد، اما دسترسی به برخی فرصت ها را عادلانه تر می کند. به همین دلیل می توان آن را بخشی از حقوق اجتماعی شهروندان دانست؛ خدمتی که هزینه زندگی را کاهش می دهد، حتی اگر مستقیما پولی به حساب افراد واریز نشود.
در دوره ششم مدیریت شهری تهران، این نگاه در تغییر اولویت های بودجه ای و اجرایی دیده می شود. براساس گزارش های منتشرشده، طول خطوط فعال مترو به ۳۱۰ کیلومتر و ۱۶۳ ایستگاه افزایش یافته است. ورود دو رام قطار ملی نیز سرفاصله حرکت قطارها در خطوط ۶ و ۷ را بین دو تا سه دقیقه کاهش داده است. در ناوگان اتوبوسرانی نیز تا مرداد 1405 تعداد اتوبوس های شهری از ۱۸۷۶ دستگاه به بیش از ۳۲۰۰ دستگاه رسیده که حدود ۵۱۰ دستگاه اتوبوس های برقی بوده و اضافه شدن ۷۵ دستگاه اتوبوس سه کابین برقی و ۴۰۰ دستگاه اتوبوس دوکابین هم در دستور کار قرار دارد، که اینها بخشی از فعالیت #شهرداری_تهران در این حوزه است.
این ارقام به معنای رسیدن تهران به نقطه مطلوب نیست. پایتخت هنوز با کمبود واگن، اتوبوس، پایانه و پوشش مناسب در برخی مناطق روبه روست. بخشی از برنامه ورود واگن های جدید نیز تحت تاثیر جنگ و اختلال در انتقال تجهیزات به تعویق افتاده است. اما جهت حرکت اهمیت دارد: مدیریت شهری به جای آنکه صرفا از مردم بخواهد کمتر از خودروی شخصی استفاده کنند، باید ابتدا امکان واقعی این انتخاب را فراهم کند.
این مسئله با سیاست انرژی کشور نیز پیوند مستقیم دارد. اگر قرار است مصرف بنزین کاهش یابد، یکی از مهمترین مسیرهای عادلانه آن از توسعه مترو، اتوبوس، تاکسی عمومی و کاهش زمان سفر می گذرد؛ هر مسافری که از خودروی شخصی به حمل ونقل عمومی منتقل می شود، هم از هزینه خانواده کم می کند، هم مصرف سوخت و آلودگی را کاهش می دهد و هم منابع کشور را حفظ می کند.
رهبر شهید انقلاب در بیان وظایف مدیریت شهری تاکید همواره کرده اند که تهران باید از جهات مختلف، به ویژه حمل ونقل برای مردم، شهری برخوردار از رفاه باشد. ایشان همچنین هدف شوراها و مدیریت های محلی را حل مشکلات عینی و «راحت تر و اخلاقی تر کردن زندگی شهروندی» دانسته اند.
بنابراین معیار سنجش عملکرد شهری فقط تعداد پروژه ها یا طول تونل ها نیست. باید دید هر تصمیم، چند دقیقه از زمان مردم را به آنان بازگردانده، چه مقدار از هزینه رفت وآمد خانوار کاسته و دسترسی کدام محله ها را به فرصت های شهر بهتر کرده است. عدالت شهری از همین محاسبات ظاهرا ساده آغاز می شود.
