اقتصاد ایران؛ نقد از موضع فتح، نه شکست

1 شهریور 1405 - خواندن 5 دقیقه - 19 بازدید

 اقتصاد ایران؛ نقد از موضع فتح، نه شکست


اقتصاد ایران را نمی توان فقط با تورم، قیمت ارز یا فشار معیشتی امروز روایت کرد. این مشکلات واقعی اند و بعضا به نقطه ای رسیده اند که تعلل در اصلاحشان قابل دفاع نیست؛ اما همه واقعیت اقتصاد ایران هم نیستند.

واقعیت دیگر این است که این اقتصاد دهه ها زیر یکی از سنگین ترین فشارهای خارجی قرار داشته و با وجود همه زخم هایی که برداشته، ایستاده است. این تاب آوری را نمی توان فقط با نفت، بودجه دولت یا چند سیاست اقتصادی توضیح داد. بخشی از مقاومت اقتصاد ایران ریشه اجتماعی و فرهنگی دارد؛ همان ریشه ای که در میدان سیاست و امنیت بارها خودش را نشان داده است. خانواده ای که در دوره فشار هزینه های زندگی، خود را بازتنظیم می کند و #اصلاح_الگوی_مصرف را جدی تر مورد توجه قرار میدهد، تولیدکننده ای که با محدودیت صادرات و واردات قطعه و مواد اولیه و سیاست های غلط داخلی روبرو است اما کماکان ایستاده است و به عنوان افسر جنگ اقتصادی دست از فعالیت برنمیدارد، شبکه های کوچک تولید و توزیع محلی، سنت هایی مثل قرض الحسنه و تعاون، و مهم تر از همه جامعه ای که استقلال را یک ارزش می داند، همگی بخشی از ظرفیت #مقاومت_اقتصادی اند.

اما اینجا باید مراقب یک خطای دیگر هم باشیم. تاب آوری گذشته، تضمین تاب آوری آینده نیست. تورم، کاهش قدرت خرید و بی ثباتی های اقتصادی بر زندگی مردم اثر گذاشته و ظرفیت تحمل خانوار نامحدود نیست. تاکید رهبر انقلاب امام سید مجتبی خامنه ای(مدظله العالی) در آغاز سال ۱۴۰۵ بر اقتصاد مقاومتی، تامین معیشت و تولید ثروت برای عموم مردم نیز موید اهمیت و ضرورت توجه همگان به این مسئله است. 

نکته مهم تر این است که بخش قابل توجهی از مشکلات اقتصاد ایران، در داخل کشور قابل حل است. تحریم واقعی است؛ دشمنی اقتصادی واقعی است اما نمی توان هر ناکارآمدی در نظام بانکی، سیاست ارزی، بودجه، نظام توزیع، تولید، مسکن یا انرژی را به تحریم حواله داد. رهبر شهید انقلاب بارها تاکید کرده بودند که راه حل مشکلات اقتصادی را باید قبل از هر چیز در ظرفیت های داخل جست وجو کرد و برای حل آنها اقدام و ابتکار عمل لازم است. 

اینجا مسئله فقط همت بیشتر مسئولان نیست؛ هرچند کشور امروز به یک جهش واقعی در کار مدیریتی نیاز دارد اما مسئله اصلی طراحی است.

اقتصاد ایران را نمی توان با نسخه ای اداره کرد که برای جامعه ای دیگر، با تاریخ، فرهنگ، ساختار خانواده، منابع، جغرافیا و مناسبات سیاسی متفاوت نوشته شده است. اقتصاد مقاومتی دقیقا به همین دلیل به عنوان یک الگوی بومی، علمی و برخاسته از فرهنگ اسلامی و ایرانی تعریف شده است. 

بومی بودن به معنای بستن درهای کشور نیست. اقتصاد مقاومتی باید هم درون زا باشد و هم برون گرا؛ با جهان تجارت کند، سرمایه و فناوری جذب کند و بازارهای منطقه ای را بگیرد، اما ستون فقرات خود را به تصمیم قدرت های خارجی گره نزند.

اینجاست که استکبارستیزی از یک شعار سیاسی به یک اصل در سیاست گذاری اقتصادی تبدیل می شود. اگر در سیاست خارجی از استقلال حرف بزنیم اما در اقتصاد، نسخه هایی را بدون توجه به اقتضائات ایران اجرا کنیم که نتیجه شان وابستگی بیشتر، تضعیف تولید داخلی یا انتقال فشار به مردم است، میان سیاست و اقتصاد خودمان تعارض ساخته ایم.

اقتصاد مقاوم آن اقتصادی نیست که فقط ضربه را تحمل کند؛ اقتصادی است که بعد از هر ضربه، وابستگی خود را کمتر و قدرت تولیدش را بیشتر کند.

ایران عریز مسیر بلند و پر پیچ و خمی را طی کرده است به همین دلیل نباید گرفتار روایت شکست شویم. اما نزدیک شدن به قله نیز نباید بهانه رضایت از وضع موجود باشد. امروز بیش از همیشه نیازمند همت مضاعف مسئولان، جسارت در اصلاح ساختارهای ناکارآمد، طراحی الگوی اقتصادی متناسب با ایران و از همه مهمتر بستر سازی مشارکت مردم در اقتصاد هستیم.

نقد اقتصادی باید همین کار را بکند، ضعف را ببیند، اما قدرت را فراموش نکند؛ مسئله را بگوید و #راه_برخاستن را هم نشان دهد.