تاملی بر مرزهای ادب در فضای مجازی

31 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 24 بازدید

هر محیطی، رفتار متناسب با خود را می طلبد. در کوچه و بازار، در مجلس و محفل، نشانه های آشکار و ناپیدایی وجود دارند که بی آنکه آموزش رسمی دیده باشیم، شیوه گفتار و رفتارمان را تنظیم می کنند. اما فضای مجازی، این گستره بی مرز و متفاوت، بسیاری از آن نشانه ها را از ما گرفته است؛ و در این خلا، گاه زبان آسان تر از آنچه تصور می کنیم از مرزهای ادب عبور می کند و ناسزا، بی آنکه صاحبش را شرمنده کند، بر صفحه نمایش می نشیند.

«هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»؛ گویی زبان نیز، همچون رفتار، از محیطی که در آن شکل می گیرد تاثیر می پذیرد.

جغرافیای رفتاری به ما یادآوری می کند که انسان، رفتار خود را با محیط پیرامونش هماهنگ می کند. در یک مجلس رسمی، ناخودآگاه آرام تر سخن می گوییم، واژه ها را سنجیده تر برمی گزینیم و بیشتر مراقب لحن خود هستیم؛ چراکه معماری فضا، چیدمان، فاصله ها و بیش از همه حضور دیگران، مرزهای رفتاری ما را به یادمان می آورند.

در واقع، دیگری فقط شنونده سخنان ما نیست؛ حضور او خود بخشی از سازوکار تنظیم رفتار ماست.

اما فضای مجازی بسیاری از این نشانه ها را کم رنگ کرده است. اینجا فاصله فیزیکی معنای پیشین خود را ندارد، نگاه مستقیم دیگری همیشه حاضر نیست و چهره و هویت واقعی افراد نیز الزاما آشکار نیست. در چنین محیطی، بخشی از سازوکارهای اجتماعی که در زندگی روزمره رفتار ما را تنظیم می کنند، تضعیف می شوند و زبان گاه، بی آنکه با پیامدی فوری و ملموس روبه رو شود، از مرزهای ادب فراتر می رود.

در ایران زمین، ادب صرفا یک فضیلت فردی و انتزاعی نبوده؛ بخشی از فرهنگ همزیستی و همنشینی بوده است. انسان ایرانی در خانه، بازار، مدرسه و مجلس، برای سخن گفتن و رفتار کردن آدابی می شناخت؛ زیرا هر محیطی حرمتی داشت و هر حرمت، زبان و رفتاری متناسب با خود می طلبید.

به این معنا، جغرافیای زندگی روزمره، خود بخشی از قواعد رفتار اجتماعی را به ما می آموخت.

اما شبکه های اجتماعی بسیاری از مرزهای آشنای زندگی اجتماعی را درهم ریخته اند. در یک گروه یا تالار مجازی، ممکن است هم زمان با استاد، دوست، همکار، خویشاوند و فردی کاملا ناشناس سخن بگوییم؛ بی آنکه تفاوت میان این موقعیت ها و روابط، مانند زندگی واقعی، در رفتارمان دیده شود.

گویی فاصله ها از میان رفته اند و مرز میان موقعیت های مختلف کم رنگ شده است.

این یکسان شدن فضاها، اگر با مسئولیت پذیری همراه نباشد، می تواند به یکسان شدن زبان نیز بینجامد؛ زبانی که در آن، مرز میان نقد و توهین، اعتراض و ناسزا، و صراحت و بی ادبی، هر روز باریک تر می شود.

گمنامی و فاصله از هویت واقعی نیز می تواند این وضعیت را تشدید کند. وقتی چهره مخاطب را نمی بینیم و احتمال مواجهه مستقیم با او اندک است، بخشی از احساس مسئولیت اجتماعی نیز ممکن است فروکش کند.

در زندگی واقعی، نگاه همسایه، مشتری، همکار یا حاضران در یک مجلس، گاه دیواری نامرئی در برابر بی ادبی ایجاد می کند؛ اما در فضای مجازی، بسیاری از این دیوارهای نامرئی فرو ریخته اند.

مسئله اما فقط به رفتار فردی محدود نمی شود. خطر بزرگ تر، عادی شدن بی ادبی است.

رفتاری که بارها و بارها در یک محیط تکرار شود، به تدریج حساسیت ما را نسبت به خود کاهش می دهد و ممکن است از «رفتاری ناهنجار» به «رفتاری عادی» تبدیل شود. وقتی توهین و دشنام هر روز در برابر چشم ما تکرار شوند، شاید دیگر مانند گذشته آن ها را زشت و نامتناسب ندانیم.

و مسئله از همین جا جدی تر می شود: فرد نه تنها در معرض یک فضای ناسالم قرار می گیرد، بلکه ممکن است به تدریج همان رفتار را بازتولید کند.

فضای مجازی، در چنین شرایطی، به جای آنکه میدان گفت وگو باشد، می تواند به محیطی تبدیل شود که در آن، بی ادبی نه فقط دیده، بلکه آموخته و بازتولید می شود.

راه برون رفت، البته، فقط به پرهیز از واژه های نامناسب یا افزودن محدودیت های فنی خلاصه نمی شود؛ مسئله، عمیق تر از این هاست.

باید «حس تعلق» و، مهم تر از آن، «حس مسئولیت» را به فضای مجازی بازگردانیم.

فضای مجازی، هرچند از جنس محیط های آشنای زندگی روزمره نیست، اما انسان در آن رابطه برقرار می کند، تجربه می اندوزد، احساس می کند و معنا می آفریند. بنابراین، نمی توان آن را جهانی جدا از زندگی واقعی و عاری از مسئولیت اجتماعی تصور کرد.

باید به خود یادآوری کنیم که پشت هر حساب کاربری، صفحه نمایش و صفحه کلید، انسانی واقعی نشسته است؛ انسانی با نام، چهره، حیثیت، احساس و زندگی ای بیرون از این جهان مجازی.

فضای مجازی، هرچند بی مرز است، بی پیامد نیست.

هر واژه ای که در آن می نویسیم، می تواند بر ذهن و احساس دیگری اثر بگذارد؛ و هر رفتاری که بارها تکرار شود، می تواند آرام آرام بخشی از فرهنگ گفت وگوی ما را شکل دهد.

شاید بد نباشد پیش از نوشتن هر پیام، نظر یا پاسخ، تنها یک لحظه از خود بپرسیم:

اگر مخاطب من همین حالا روبه رویم نشسته بود، آیا همین واژه ها را بر زبان می آوردم؟

اگر پاسخ منفی است، شاید بهتر باشد پیش از فشردن دکمه «ارسال»، کمی مکث کنیم.

گاهی فاصله میان ادب و بی ادبی، تنها به اندازه چند ثانیه مکث است.

صفحه نمایش می تواند چهره انسان را پنهان کند؛ اما مسئولیت سخن او را نه.

علی جودکی