نسرین معصومی بدخش
11 یادداشت منتشر شدهعکاسی؛ حافظه ای که حقیقت را در برابر فراموشی و دگرگونی ثبت می کند. نقش مستندسازی تصویری در حفاظت از معماری، منظر و میراث فرهنگی
عکاسی؛ حافظه ای که حقیقت را در برابر فراموشی و دگرگونی ثبت می کند
نقش مستندسازی تصویری در حفاظت از معماری، منظر و میراث فرهنگی
یادداشتی از نسرین معصومی بدخش مدرس گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
منتشر شده در سایت چیلیک
حفاظت از میراث فرهنگی تنها به مرمت دیوارها یا نگهداری اشیا محدود نمی شود؛ بخش مهمی از این کار پیش از هر اقدام مرمتی، ثبت دقیق و مستند وضعیت موجود است. در شهری که تغییرات گاهی ناگهانی، شتاب زده و برگشت ناپذیر رخ می دهند، عکاسی یکی از معدود ابزارهایی است که می تواند پیش از هر مداخله، تصویری روشن و قابل اتکا از وضعیت پیشین بر جای بگذارد.
وقتی تغییرات یک شبه به حافظه عمومی آسیب می زنند
تغییر در عناصر منظر شهری یا مداخلات ناگهانی در فضای سبز و بناها اغلب روایت هایی چندگانه تولید می کند؛ روایت مدیران، روایت مجریان و روایت ناظران. اما آنچه در نهایت می تواند میان این روایت ها داوری کند، مجموعه ای از تصاویر مستند است. وقتی گفته می شود «تنظیمات جزئی انجام شده» یا «این هرس نبود، اصلاح بود»، وجود عکس های پیش و پس است که به صورت عینی نشان می دهد چه تغییراتی رخ داده و آیا مداخله با اصول حفاظتی هم خوانی داشته یا خیر. به بیان ساده: اگر عکس باشد، می توان مستند کرد که آیا یک نهاد خطا کرده یا نه.
عکاسی؛ فراتر از یک گزارش خبری
تصاویر ثبت شده از بناها، منظره ها و فضاهای فرهنگی صرفا کارکرد خبری ندارند؛ آن ها اسنادی فنی و پژوهشی اند که برای نسل حاضر و آینده اهمیت بالایی دارند. این تصاویر می توانند:
– مرجع دقیق برای مرمت و بازآفرینی منظر فراهم کنند؛
– پایه ای برای مدل سازی سه بعدی و فتوگرامتری شوند؛
– امکان مقایسه پیش و پس مداخله را به صورتی قابل پذیر برای پژوهشگران و تصمیم گیران فراهم آورند؛
– به عنوان سند حقوقی یا مدیریتی در فرآیندهای بررسی و پاسخ گویی مورد استناد قرار گیرند؛
– و در نهایت، حافظه بصری جمعی را برای نسل های بعد زنده نگه دارند.
ابزار و روش: ثبت حرفه ای برای مستندسازی قابل استناد
برای آنکه عکس ها بتوانند نقش سند را ایفا کنند، ثبت و نگهداری صحیح، ضروری است. نکاتی که در این مسیر اهمیت دارند عبارتند از: ثبت زمان و مکان دقیق (در صورت امکان با متادیتای دقیق)، نگهداری فایل های باکیفیت و خام برای تحلیل های بعدی، رعایت استانداردهای نورسنجی و ترکیب بندی برای نمایش واقعیات، و حفظ زنجیره اقدام و مالکیت آرشیو تا در صورت نیاز به عنوان سند حقوقی قابل استناد باشد. هرگونه دستکاری خارج از چارچوب های علمی و پژوهشی می تواند ارزش سندی تصویر را کاهش دهد.
مسئولیت نهادها و جامعه عکاسی
نهادهای فرهنگی و مدیریت شهری باید ثبت تصویری را به عنوان بخشی از روند حفاظتی بپذیرند و بودجه و ساختارهای اداری لازم برای ایجاد و مدیریت آرشیوهای تصویری را فراهم کنند. از سوی دیگر، عکاسان حرفه ای و آماتور با خلق مجموعه های مستند، سازمان دهی آرشیوها و رعایت اصول ثبت علمی، می توانند نقش تعیین کننده ای در پیشگیری از «فراموشی بصری» ایفا کنند. همکاری میان عکاسان، پژوهشگران، مرمت گران و مدیران شهری می تواند تضمین کند که تصاویر، هم به عنوان منبع پژوهشی و هم به عنوان ابزار پاسخ گویی کاربردی بمانند.
حفاظت؛ کار گروهی و مبتنی بر شواهد
حفظ هویت معماری و منظر شهری نیازمند تصمیم گیری مبتنی بر شواهد است. در موقعیت هایی که مداخلات بازتاب های اجتماعی و حقوقی دارند، عکس های پیشین و پسین می توانند مبنای بررسی شفاف قرار گیرند و در فرایندهای بازسازی یا اصلاح تصمیم ها کارساز باشند. ثبت تصویری دقیق، در بسیاری از موارد، آخرین فرصت ثبت حقیقت یک فضا قبل از تغییرات نهایی است.
نتیجه گیری
تغییرات ناگهانی در بافت های تاریخی و فرهنگی، چه به صورت هرس گسترده درختان، چه جابه جایی یا حذف عناصر منظر، نشان می دهد هیچ فضایی مصون نیست. اما اگر آرشیوی دقیق و قابل اعتماد از تصاویر پیش از مداخلات وجود داشته باشد، هویت بصری یک مکان حتی پس از آسیب یا تغییر هم قابل بازخوانی، بازسازی و پاسداری است. عکاسی این امکان را به ما می دهد که واقعیت را همان گونه که بوده ثبت کنیم؛ و این ثبت است که فردا می تواند مبنای بازسازی، قضاوت و احیای دوباره میراث فرهنگی قرار گیرد.