مجتبی دشتی
103 یادداشت منتشر شدهمصرف تفننی موادمخدر
مصرف تفننی موادمخدر

این جمله که «من علاقه ای به مواد ندارم و فقط برای سرگرمی یا پر کردن وقت مصرف می کنم»، یکی از شایع ترین و در عین حال پیچیده ترین مکانیسم های دفاعی ذهن در برابر اعتیاد است. این طرز فکر از چندین لایه روان شناختی نشات می گیرد که شناخت آن ها می تواند به شما در درک بهتر خودتان کمک کند:
۱. انکار (Denial) و کوچک نمایی
ذهن برای اینکه احساس گناه را کاهش دهد و از اضطراب مواجهه با «مشکل بودن مصرف» فرار کند، واقعیت را بازتعریف می کند. گفتن «من تفننی مصرف می کنم» یا «فقط برای پر کردن وقت است»، روشی برای عادی سازی (Normalization) رفتار است. وقتی شما به خودتان می گویید این کار یک «سرگرمی» است، در واقع دارید قدرت مخرب آن را در ذهنتان کوچک می کنید تا مجبور نباشید آن را کنار بگذارید.
۲. پدیده «خلا وجودی» و فرار از بی معنایی
وقتی فرد می گوید «می خواهم وقتم را پر کنم»، معمولا نشان دهنده یک خلاء عمیق در برنامه ریزی زندگی یا فقدان معنا است.
وقتی زندگی برای فرد هدفمند نباشد یا فعالیت های لذت بخش و رضایت بخش (که حس موفقیت بدهند) کم باشند، مغز به دنبال «سریع ترین و راحت ترین راه» برای تولید دوپامین (ماده شیمیایی لذت در مغز) می گردد.
در اینجا، مواد مخدر به عنوان یک «مسکن بی حوصلگی» عمل می کند. در واقع، شما به خود مواد علاقه ندارید، بلکه به «فرار از سکوت و تنهایی مغزتان» علاقه دارید.
۳. مکانیسم «کاهش تنش» (Self-Medication)
بسیاری از افراد تصور می کنند «تفریحی» مصرف می کنند، اما در ناخودآگاه، در حال درمان کردن خستگی، بی هدفی یا اضطراب های پنهان خود هستند.
اگر برای «پر کردن وقت» به سراغ چیزی می روید که اثرات روان گردان یا تغییردهنده خلق وخو دارد، به این معناست که بودن در وضعیت طبیعی ذهن خودتان برایتان چالش برانگیز یا آزاردهنده است.
۴. فریب «کنترل داشتن»
این جمله، نوعی تلاش برای حفظ «ایگو» (من خویشتن) است. شما می خواهید بگویید: «من بر این قضیه مسلط هستم و هر وقت بخواهم می توانم کنار بگذارم؛ چون این فقط یک انتخاب برای سرگرمی است، نه یک نیاز.» این باعث می شود فرد احساس کند «معتاد» نیست و از برچسب های منفی دور بماند، در حالی که در عمل، اختیار زمان و لذت بردن را به ماده واگذار کرده است.
۵. فقدان مهارت های لذت جویی سالم
گاهی اوقات فرد در طول زندگی یاد نگرفته است که چگونه با چیزهای ساده (مطالعه، هنر، ورزش، گپ زدن، یادگیری یک مهارت جدید) خودش را سرگرم کند. مواد مخدر میان بری است که مغز را با کمترین تلاش، در وضعیت «لذت مصنوعی» قرار می دهد. بعد از مدتی، مسیرهای عصبی لذت طبیعی در مغز ضعیف می شوند و فرد فکر می کند که «بدون مواد، هیچ کاری واقعا لذت بخش نیست».
یک تمرین کوچک برای فکر کردن: برای اینکه ببینید آیا واقعا این فقط یک سرگرمی است یا خیر، از خودتان این سوال را بپرسید:
«اگر برای یک ماه تمام، دسترسی به این ماده غیرممکن بود، آیا جایگزین های واقعا لذت بخش و رضایت بخشی برای پر کردن آن زمان ها دارم؟ یا فقط با بی حوصلگی، اضطراب و احساس پوچی شدید روبرو می شوم؟»
نکته مهم: اگر می گویید «فقط برای پر کردن وقت»، یعنی وقت شما ارزشمندتر از آن است که با مواد پر شود.
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که اگر این زمان را صرف فعالیت هایی می کردید که به شما حس «پیشرفت» یا «ارزشمندی» می دهند (مثل یادگیری یک ساز، ورزش حرفه ای، یا حتی شروع یک پروژه شخصی)، چقدر زندگی تان متفاوت می شد؟