تحلیلی بر سیر تقنینی مقررات حفظ کاربری اراضی
قوانین و مقررات حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها در راستای یک سیاست مبتنی بر اصل حفاظت از کاربری خاک به تصویب رسیده که نشان از مهم بودن کاربری این اراضی است. برابر ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب سال 1374 [1] مقرر شده بود که هرگاه تغییر کاربری غیرمجاز در اراضی کشاورزی اعم از زراعی و باغی منجر گردد حکم به قلع و قمع بنای احداثی صادر نمی شد، بلکه حکم آن جزای نقدی و جریمه دولتی مطابق ماده 2 همان قانون اعمال می گردید و تغییرکاربری غیرمجاز ابقاء می یافت؛ در اصلاح این قانون مصوب سال 1385 ابقای مستحدثات غیرمجاز در قبال جزای نقدی و حقوق دولتی جای خود را به قلع و قمع بنا داد. با نگرش بر کلیت قوانین مربوطه می توان دریافت مسلمات حقوقی و جزایی نه تنها رعایت نشده بلکه در این خصوص با نوعی پارادوکس، تناقض و دوگانگی در قوانین و مجازات ها مواجه هستیم که جز دلیلی بر کهنگی قوانین در مواجهه نیازهای عمومی نداشته و همچنین اصل تفسیر به نفع متهم و مهمتر سوءنیت در تغییرکاربری، رعایت نشده است؛ باید این موضوع را دریافت که سبک زندگی افراد دچار تحول شده و وقتی امری به صورت همگانی در حال تغییر و اتفاق افتادن است می بایست سیاست های موجود همسو با اضطرار نیازها و واقعیت ها پیش رفته و آن را مدیریت کرد و این نیز بماند که در راستای همان درماندگی بر مدیریت این اراضی، افراد سودجو جولان میدهند؛ باید دریافت خواه یا ناخواه مدرنیسیته بر جریان زندگی عمومی افراد در حال رخ دادن بوده و به نوعی فاجعه بار در حال تماشای از هم گسستن چهره کشاورزی هستیم.
با نبود بستر مناسب، فرهنگ حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها و بافت خاک به عنوان یکی از ضرورت های زیست محیطی در جوامع کنونی رواج نیافته، بهطوری که تغییردهندگان کاربری این اراضی متوجه باشند که اقدامات ایشان زیست جمعی را به خطر می اندازد و قانونگذاران می توانند در مقابله این موضوع بسترهایی در هر محال برای افرادی که علاقه مند زندگی در چنین محیط ها هستند، ایجاد نمایند که از چهره کشاورزی و باغی هر منطقه محافظت شود و این عامل بازدارندگی بسیار موثری را جریان خواهد داد. طبیعی است هدف قوانین موجود نیز این بوده اما به وضوح روشن است قوانین و مقرراتی که در جهت حفاظت از اراضی کشاورزی و باغ ها وضع شده، عملا کاربرد خویش را از دست داده و جوابگوی نیازهای افراد نیست، به عنوان مثال در این قوانین به ملزومات کشاورزی اعم از وجود خانه باغ یا خانه کارگری، وجود آب، برق، گاز و امکانات از این قبیل اشاره نشده است؛ همچنین گفتنی است، برخورد قوانین موجود با متخلفان نیز به شدت دارای ضعف بوده و مرور زمان ناشی از جرم انگاری در تغییرکاربری غیرمجاز، دست برخورد قانونی را نیز کوتاه میکند، به نوعی که از هزاران مورد تغییرکاربری غیرمجاز شاید ده ها مورد در جریان رسیدگی و پیگیری قرار بگیرند و این دلیلی جز وجود حجم زیاد پرونده های تغییرکاربری غیرمجاز نیست و در آخر با مشمول شدن بند (ث) ماده 105 قانون مجازات اسلامی[2] به جهت آنی بودن جرم، عملا اعیانی غیرمجاز ابقاء می یابد؛ در آخر این موضوع بسیار پر وضوح است تا مادامی که بستر مناسب برای کسانی که علاقه مند زندگی در چنین محیطها هستند، فراهم نباشد و یا امکان قانونی برای تغییر کاربری در حد مضاعف برای رفع نیاز میسر نگردد، همچنان این ناهنجاری ها ادامه می یابد.
1. ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1374: « مالکین یا متصرفین اراضی زراعی و باغ های موضوع این قانون که غیر مجاز، اراضی زراعی و باغ ها را تغییر کاربری دهند علاوه بر الزام به پرداخت عوارض موضوع ماده ۲ به پرداخت جزای نقدی تا سه بربر بهای اراضی و باغ ها به قیمت روز زمین با کاربری جدید محکوم خواهند شد.»
2. بند (ث) ماده 105 قانون مجازات اسلامی: جرائم تعزیری درجه هفت و هشت با انقضای سه سال.