چگونه پرداختن به مسائل کلی و شعاری در مدیوم تلویزیون باعث کاهش اعتماد و ریزش مخاطب می شود

تاثیر موضوعات غیرملموس بر اعتماد عمومی در تلویزیون ایران را می توان به عنوان یکی از مهم ترین عوامل ریزش مخاطب و کاهش سرمایه اجتماعی رسانه ملی تحلیل کرد، زیرا هنگامی که برنامه ها به جای پرداختن به مسائل واقعی و ملموس جامعه به موضوعات کلی، شعاری و غیرواقعی می پردازند، مخاطب احساس می کند رسانه نه تنها بازتاب دهنده زندگی او نیست بلکه در تضاد با تجربه زیسته اش قرار دارد. این وضعیت باعث می شود اعتماد عمومی به رسانه کاهش یابد، زیرا مردم تناقض میان آنچه در زندگی روزمره تجربه می کنند مانند گرانی، بیکاری، بحران های خانوادگی، مشکلات اجتماعی و دغدغه های نسل جوان و آنچه در قاب تلویزیون نمایش داده می شود را به وضوح درک می کنند.
پرداختن به موضوعات غیرملموس، کلیشه ای و شعاری موجب می شود روایت های رسانه ای فاقد عمق و اعتبار باشند و همین امر به کاهش جذابیت برنامه ها و افت جایگاه تلویزیون به عنوان منبع معتبر اطلاعات منجر می شود.
از منظر جامعه شناختی، رسانه باید توانایی تولید معنای مشترک میان مردم و حاکمیت را داشته باشد، اما وقتی موضوعات غیرملموس جایگزین مسائل واقعی می شوند، این توانایی از بین می رود و رسانه به نهادی کم اثر تبدیل می شود. پیامد این وضعیت کاهش مشارکت اجتماعی، افزایش بی اعتمادی و مهاجرت گسترده مخاطبان به رسانه های جایگزین است، زیرا شبکه های اجتماعی و پلتفرم های آنلاین با پرداختن به مسائل واقعی و متنوع توانسته اند جایگزین تلویزیون شوند و مخاطبان را جذب کنند. ضعف در پژوهش مخاطب، نبود مطالعات علمی درباره نیازهای واقعی جامعه، سیاست گذاری های محدودکننده و سانسور موضوعات حساس، حضور کارشناسان کم تجربه و قالب های برنامه سازی غیرجذاب، همگی به تعمیق این شکاف کمک کرده اند و باعث شده اند تلویزیون به جای ایفای نقش پل ارتباطی میان مردم و حاکمیت، به نهادی کم نفوذ و کم اثر تبدیل شود.
پرداختن به موضوعات غیرملموس همچنین کارکردهای سنتی تلویزیون در حوزه اطلاع رسانی، آموزش و سرگرمی را تضعیف کرده است، زیرا مخاطب دیگر جذابیتی در برنامه ها نمی یابد و برای یافتن روایت های نزدیک تر به واقعیت به رسانه های جایگزین روی می آورد. این روند به کاهش سرمایه اجتماعی رسانه و افت جایگاه آن در نظام ارتباطی جامعه منجر شده است.
برای عبور از این بحران، بازنگری جدی در سیاست های محتوایی ضروری است؛ رسانه باید به مسائل واقعی جامعه بپردازد، پژوهش های مخاطب محور را جدی بگیرد، کارشناسان متخصص و معتبر را در برنامه ها به کار گیرد، نوآوری در قالب های برنامه سازی داشته باشد و پل ارتباطی مستقیم با مخاطب ایجاد کند. تنها در این صورت می توان شکاف میان روایت های رسانه ای و تجربه زیسته مردم را کاهش داد و اعتماد ازدست رفته مخاطبان را بازسازی کرد.