حسین محمدی مهر
1 یادداشت منتشر شدهحقوق بشر وتعریف وتقسیم بندی آن از منظر بنده
تعریف حقوق بشر فرای تعاریف ساده و اولیه از نظر حقیر چیست؟وچه کاربرد تخصصی در حقوق میتواند داشته باشد؟و دیدگاه حقیر راجب آن از حیث ضعف و نقد وساختار چیست؟
حقوق بشر؛ زبان مشترک، وجه مشترک و معیار عدالت در نظام های حقوقی
حقوق بشر را می توان زبان مشترک حقوقی بشریت دانست. در حالی که حقوق موضوعه در بستر جغرافیا، فرهنگ، دین، تاریخ و شرایط اجتماعی هر جامعه شکل می گیرد، حقوق بشر بر اصولی استوار است که فراتر از مرزهای سیاسی و تفاوت های فرهنگی قرار می گیرند. به همین دلیل، حقوق موضوعه در نظام های مختلف حقوقی متفاوت است، اما حقوق بشر همواره به عنوان نقطه ای مشترک میان آنها مطرح می شود.
از این منظر، حقوق بشر تنها یک مجموعه حقوق و آزادی ها نیست، بلکه وجه مشترک تمامی نظام های حقوقی جهان نیز به شمار می آید. هر نظام حقوقی، صرف نظر از مبانی ایدئولوژیک، فرهنگی یا سیاسی خود، ناگزیر است به نوعی با مفاهیمی چون کرامت انسانی، آزادی، امنیت و عدالت مواجه شود. حقوق بشر عرصه ای است که این مفاهیم در آن به زبان مشترک حقوقی بشریت تبدیل می شوند.
علاوه بر این، حقوق بشر مهم ترین معیار سنجش میزان تحقق عدالت در نظام های حقوقی است. اگر عدالت را هدف غایی حقوق بدانیم، حقوق بشر یکی از اساسی ترین ابزارهای ارزیابی میزان موفقیت یا ناکامی نظام های حقوقی در دستیابی به این هدف خواهد بود. هر اندازه که قوانین و نهادهای حقوقی در حمایت از کرامت انسانی و حقوق بنیادین افراد موفق تر باشند، می توان گفت به عدالت نزدیک تر شده اند و هر اندازه از این اصول فاصله بگیرند، از عدالت نیز دور خواهند شد.
بر این اساس، حقوق بشر را می توان فراتر از یک شاخه حقوقی دانست. حقوق بشر زبان مشترک حقوقی جهان، وجه مشترک نظام های حقوقی و مهم ترین معیار سنجش عدالت در آنهاست. از همین رو، مشروعیت حقوق موضوعه نیز تا حد زیادی در گرو میزان انطباق آن با اصول و ارزش های بنیادین حقوق بشر است؛ زیرا حقوقی که نتواند کرامت و حقوق بنیادین انسان را پاس بدارد، در مشروعیت و عدالت خود با پرسش های جدی روبه رو خواهد شد.
مشکل ونقدی که امروزه از نظر بنده به بحث حقوق بشر وارد است.نقدیست به رویکرد فعلی جهان در این موضوع.یعنی گسترش معنای حقوق بشر وتعمیم آن به موضوعات مختلف که از نظر حقیر این رویکرد منجر به کم اهمیت شدن اصولی ترین واساسی ترین تعریف اولیه حقوق بشر میگردد. یعنی حقوق بشر از نظر بنده حقیر یعنی نیازهای اولیه وذاتی بشر مثل حق زندگی وحق امنیت و حق برابری وآذادی و... است.مثلا امروزه بسیاری از حقوقدانان حقوقی همچون حقوق کار را جز حقوق بشر معرفی میکنند. که از نظر بنده نیازهای بشر را اگر بخواهم با نگاه خودم دسته بندی کنم،
نیاز های به دو دسته نیاز ذاتی بشر که گرایشات وجودی بشر است مثل حق داشتن آرامش وحیاط و دوم نیاز های برخواسته از موقعیت قرار گیری بشر در جامعه مثل داشتن حق کسب وکار وحق داشتن حریم خصوصی و حق توزیع درست منابع و... است که حقوق بشر بیشتر به معنای حقوق وجودی وذاتی بشر است پس از نظر بنده بهتر است حقوق بشر را به دو دسته حقوق اولیه وثانویه تقسیم بندی کنیم.حقوق اولیه ابتدای ترین واساسی ترین معنای حقوق بشر است که برخواسته از ساختار وجود وذات بشر است ولی حقوق ثانویه حقوقیست که با پیشرفت جامعه بشر به وجود آمد،این تقسیم بندی منجر به این میگردد که در عین حال که مسیر ورویکردی که امروزه حقوقدانان در پیش گرفتن،ارزش های واقعی ومفاهیم بنیادین حقوق بشر کم ارزش یا بی ارزش نشوند به واسطه پراکند گی وگستردگی معنای حقوق بشر،این تقسیم بندی طبق نظر حقیر است و هیچ مبنا و یااستنادی ندارد.زیرا مثلا امروزه بر مبنای تقسبم بندی کارل واساک که حقوق را به سه نسل تقسیم میکرد بسیاری برای این تقسیم بندی یک نسل چهارم نیز قائل اند وتعریف میکنند وآن حقوق سایبری وفناوری است.که انسان بدون فناوری نیز میتواند زنده بماند وزندگی کند ولی انسان بدون آن تعاریف اولیه از حقوق بشر هچون حق حیاط نمیتواند.پس این رویکر با ایده اولیه حقوق بشر که به مرور در هزاران سال قبل که به منشور کورش بزرگ بر میگردد. در تعارض است.البته تقسیم بندی بنده در تعارض باآن دسته از حقوقدانانیست که حقوق بشر را غییر قابل تفکیک میدانند است.که در این جهت باید عرض نمایم که حقوق بشر زمانی که بشر به اوج تمدن رسیده وجامعه به اوج نظام مندی رسیده، حقوقی مثل حق زندگی وحق آذادی نتنها پذیرفته شده بلکه به منطق بشری وجمعی تبدیل شده.پس با توسعه جهان وپیدایش حقوق های جدید ناخودآگاه ارزش حقوق های بشری به علت توسعه زندگی نه بی ارزش بلکه بی اهمیت میگردد و حقوق های نوین که برای استمرار نظم جامعه نیاز است از نظر ارزشی جایگزین آن میگردن،
حسین محمدی مهر
18/4/1405