پرسه زنی سایبری در سازمان: مسئله انحراف رفتاری یا بازاندیشی در مدیریت منابع انسانی؟

13 خرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 61 بازدید

پرسه زنی سایبری را نمی توان صرفا بعنوان یک انحراف رفتاری یا اتلاف وقت در سازمان دید؛ این پدیده در مرز میان فرسودگی شناختی، نیاز به بازیابی توجه، و سازوکارهای کنترل و اعتماد در سازمان قرار می گیرد. برخی شواهد نشان می دهند که استفاده کوتاه مدت و مدیریت شده از اینترنت برای امور غیرکاری می تواند نقش یک وقفه ترمیمی را ایفا کند و تمرکز را در ادامه کار بهبود دهد. با این حال، ارزش تحلیلی موضوع در همین دوگانگی است: همان رفتاری که در یک بستر می تواند به بازآرایی منابع توجه منجر شود، در بستری دیگر نشانه ای از گسست تعهد، ضعف طراحی شغل یا ناکارآمدی نظام نظارت سازمان باشد.



از منظر رفتار سازمانی، مسئله اصلی نه خود پرسه زنی سایبری، بلکه منطق تنظیم آن است. اگر سازمان صرفا بر حضور فیزیکی و نظارت خرد تکیه کند، احتمالا این رفتار را در قالب تخلف می بیند؛ اما اگر بر خروجی، خودتنظیمی و اعتماد حرفه ای بنا شود، امکان دارد آن را به عنوان وقفه ای محدود و قابل مدیریت در نظر بگیرد. این تمایز برای مدیریت منابع انسانی اهمیت جدی دارد، زیرا سیاست های یکسان برای همه مشاغل و همه کارکنان کارآمد نیست. نوع کار، میزان بار شناختی، سطح استقلال شغلی و کیفیت رهبری، همگی در تعیین پیامدهای این رفتار نقش دارند. از این رو، برخورد سازمانی باید از کنترل صرف به سمت طراحی هوشمندانه خطوط قرمز، تعریف انتظارات عملکردی و آموزش خودمدیریتی حرکت کند.


در مورد نسل زد، حساسیت تحلیلی بیشتری لازم است. این نسل در بستر زیست دیجیتال رشد کرده و الگوی توجه، انتظار از بازخورد، و نسبتش با فناوری با نسل های پیشین متفاوت است. بنابراین، برچسب زنی ساده انگارانه به این رفتار، نه تنها مسئله را حل نمی کند، بلکه می تواند فاصله میان انتظارات مدیریتی و واقعیت رفتاری نیروی کار را بیشتر کند. به نظر می رسد پرسش اصلی این نیست که آیا پرسه زنی سایبری باید مطلقا مجاز باشد یا ممنوع، بلکه این است که سازمان چگونه می تواند میان بهره وری، بازیابی شناختی، اعتماد، و انضباط حرفه ای توازن برقرار کند؛ و این دقیقا همان نقطه ای است که مدیریت معاصر را از رویکردهای تنبیهی به سمت حکمرانی ظریف تر بر رفتار پرسنل سوق می دهد.