اهمیت آموزش های رسمی و غیررسمی محیط زیست در دانش آموزان پایه ششم ابتدایی

11 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 161 بازدید

شکل دهی دانش، نگرش و رفتار محیط زیستی از دوران کودکی —که این سه به ترتیب پایه های شناختی، عاطفی و کنشی توسعه پایدار را تشکیل می دهند — نقشی محوری ایفا می کند. در این میان، مقایسه اثربخشی دو رویکرد اصلی آموزش محیط زیست، یعنی آموزش رسمی (مانند سخنرانی و پرسش و پاسخ) و آموزش غیررسمی (مانند یادگیری اکتشافی و خودراهبر توسط دانش آموزان)، برای سیاست گذاران و معلمان حائز اهمیت است. این یادداشت تحلیلی با نگاهی به یک پژوهش نیمه تجربی انجام شده در یکی از دبستان های دخترانه بر روی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، به بررسی این موضوع می پردازد و نتایج آن را در چارچوب اهمیت بنیادین هر یک از این دو نوع آموزش تحلیل می کند.

در این پژوهش، یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون، بین دو گروه رسمی و غیررسمی تفاوت معناداری وجود نداشت؛ اما در مرحله پس آزمون و به ویژه در آزمون ماندگاری اطلاعات که دو ماه بعد برگزار شد، تفاوت معناداری به نفع گروه غیررسمی مشاهده گردید. این نتیجه از آن جهت حائز اهمیت است که نشان می دهد آموزش رسمی هرچند در انتقال دانش اولیه موثر است، اما آموزش غیررسمی به دلیل ماهیت خودراهبر و مشارکت محور، تاثیر عمیق تر و پایدارتری بر نگرش و عملکرد محیط زیستی دانش آموزان دارد. به عبارت دیگر، دانش آموزان پایه ششم که در آستانه ورود به دوره نوجوانی هستند، با قرار گرفتن در موقعیت های غیررسمی و فعال، نه تنها اطلاعات را بهتر جذب می کنند، بلکه به کنشگرانی مسئول در حوزه محیط زیست تبدیل می شوند.

به طور مشخص، در این تحقیق، آموزش غیررسمی که در آن یادگیری اساسا توسط خود دانش آموزان و بدون ساختار صرفا کلاسی و سخنرانی انجام می شود، اثربخشی بیشتری در مقایسه با آموزش رسمی از خود نشان داده است. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که نشان می دهد برای درونی سازی مفاهیم محیط زیستی در این گروه سنی، صرفا انتقال دانش از طریق سخنرانی و پرسش و پاسخ کافی نیست و باید فرصت های تجربه اندوزی و مشارکت عملی فراهم شود. با این حال، محدودیت این پژوهش به لحاظ نمونه (تمرکز بر یک مدرسه و یک جنسیت) ضرورت احتیاط در تعمیم دهی نتایج را یادآور می شود و انجام پژوهش های مشابه در مدارس، جنسیت ها و پایه های تحصیلی دیگر را توصیه می کند.

در مجموع، هر دو نوع آموزش رسمی و غیررسمی با توجه به تلفیق آنها در نظام تعلیم و تربیت، نقشی حیاتی و مکمل دارند. یافته های این پژوهش به طور مشخص نشان می دهد که یک برنامه درسی متوازن – که از آموزش رسمی برای ایجاد پایه های علمی و مفاهیم بنیادین استفاده کند، و از آموزش غیررسمی برای تقویت مهارت های عملی، پرورش نگرش مسئولانه و ماندگاری اطلاعات بهره ببرد – می تواند موثرترین بستر را برای تربیت نسلی آگاه و متعهد نسبت به محیط زیست فراهم آورد. پیشنهاد می شود معلمان و برنامه ریزان درسی، روش هایی نظیر یادگیری مبتنی بر پروژه، فعالیت های داوطلبانه محیط زیستی و اردوهای علمی را به عنوان مصادیقی از آموزش غیررسمی در کنار تدریس رسمی کلاسی به کار گیرند. در نتیجه، سرمایه گذاری بر توسعه هر دو رویکرد و تشویق معلمان به استفاده تلفیقی از آنها، یک الزام استراتژیک برای آینده نظام آموزشی و پایداری محیط زیست کشور محسوب می شود.