نادیده انگاری تاریخی دیپلماسی چندچانبه در ایران

10 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 72 بازدید

تاریخ ایران اینه ای است که نشان از فردگرایی و دوری ایرانیان از فعالیت های جمعی و هماهنگ دارد. این خصلت بارها در سیاست داخلی و خارجی ما ایرانیان بروز پیدا کرده و به عنوان مثال که موضوع این یادداشت نیز هست، رویکرد یک جانبه ایران در سیاست خارجی بسیار در این باره بارز است. ما بر اساس رویه تاریخی خود عادت کرده ایم که با آدم هایی کاملا موافق و هم نظر با خود تعامل داشته باشیم و در حوزه سیاسی، افراد غیرموافق و مطیع را به سرعت حذف می کنیم و تحمل شنیدن بعضی اختلاف نظرات را نداریم.

سیاست خارجی ایران متاسفانه موفق نشده است که حتی با کشورهای همسایه خود تعامل درست و منطقی برقرار کند و حتی با یک کشور روابط راهبردی یا عمیق داشته باشد که این از همان روحیه تاریخی ما نشات می گیرد که با کوچک ترین اختلاف حذف را در اولویت خود قرار می دهیم و توقع داریم که همه مسائل مطابق با آنچه ما انتظار داریم یا بر اساس اصول و ارزش های ما پیش برود. لذا امروز ایران با هیچ کشوری در جهان، حتی با روسیه و چین پیمان مشترک امنیتی ندارد! در جنگ اخیر این گروه های نیابتی بوده اند که در جهت اهداف بین المللی ایران اقدامات قابل تحسینی انجام داده اند. اما یک کشور به وسعت ایران و در تراز آن نمی تواند دل به چند گروه وفادار شبه نظامی ببندد، چرا که علی القاعده این ایران بود که همواره از آنها حمایت و پشتیبانی می کرد در جهت اهداف مشترک و انتظار نمی رفت که در یک جنگ تمام عیار با قدرت بزرگ مانند ایالات متحده، تنها چند گروه شبه نظامی همراه خود داشته باشد.

این از یک منظر نشان از قدرت و استقلال کشور دارد که تحت هر شرایطی پای حق خود ایستاده و صرفا به علت عدم همراهی یک یا چند کشور یا حتی مخالفت تعدادی از کشورها از موضع خود کوتاه نمی آید. اما از یک جهت هم نشان از ضعف ما در دیپلماسی امنیتی چند جانبه داردکه موفق نشده ایم که با یک کشور همسایه حتی پیمان امنیتی برقرار کنیم تا در چنین مواقع به راحتی آسیب نبینیم.

پیمان های امنیتی و روابط راهبردی با کشورهای مسایه-خصوصا برای کشوری که تحریم شه است- موجب کاهش و جسارت کشورهای متخاصم علیه آن می شود. راهبردی که روسیه با اتحادیه اقتصادی اوراسیا بعد از جنگ اوکراین با کشورهای همسایه خود اتخاذ کرد. این رویکرد باعث می شود که چالش های سیاسی در همان چارچوب سیاست باقی بماند و به حوزه امنیت و درگیری منتقل نشود. کشورهای متخاصم در شرایط روابط راهبردی و پیمان های امنیتی با کشورها و قدرت های همسایه، سعی می کنند اختلافات را بدون تهدید و به کارگیری زور حل و صل کنند.

ایران یا باید با کشورهای مسلمان تعامل فرهنگی، سیاسی و امنیتی داشته باشد یا مجبور خواهد شد که این تعاملات را با کشورهای غیرمسلمان برقرار کرده و تاثیرات آن را هم بپذیرد. به عنوان مثال ایران طی سال های اخیر روابط فرهنگی، اقتصادی و رسانه ای و توریستی بسیار قوی با ترکیه داشته است که در سطح مردمی بر قرار شد، اما دولت موفق به بهره برداری یا ارتقای این بستر به حوزه سیاسی و امنیتی را بسط دهد. همین مثال در قبال کشورهایی مانند پاکستان و ترکمنستان نیز از منظرهای دیگر قابل بحث و پیگیری است.