تاثیر ترجمه های نادرست قرآن کریم به زبان ترکی در کج فهمی زنان فمینیست ترکیه و روی گردانی آنان از دین
چکیده
ترجمه قرآن کریم به زبان های مختلف، افزون بر آنکه ضرورتی فرهنگی و دینی برای فهم پیام وحی در میان غیرعرب زبانان به شمار می رود، همواره با خطر انتقال ناقص، جهت دار یا نادرست مفاهیم قرآنی نیز همراه بوده است. در جامعه ترکیه، که از اواخر دوره عثمانی تا دوره جمهوریت شاهد دگرگونی های عمیق زبانی، هویتی و ایدئولوژیک بوده، ترجمه قرآن به زبان ترکی نقشی فراتر از انتقال معنا ایفا کرده و در مواردی به ابزاری برای بازسازی نسبت دین، جامعه، زن و مدرنیته تبدیل شده است. یکی از پیامدهای مهم این فرایند، شکل گیری برخی برداشت های منفی در میان زنان فمینیست ترکیه نسبت به آموزه های اسلامی درباره زن، خانواده، قوامیت، ارث، شهادت، تعدد زوجات، حجاب و جایگاه اجتماعی زنان بوده است. این مقاله بر آن است که نشان دهد بخشی از کج فهمی های رایج در میان برخی جریان های فمینیستی ترکیه، نه صرفا محصول مواجهه مستقیم با متن عربی قرآن، بلکه نتیجه ترجمه های ناقص، گاه ایدئولوژیک و از حیث زبان شناختی یا تفسیری مسئله دار از آیات مربوط به زنان است. این ترجمه ها، در تعامل با سکولاریسم جمهوریتی، گفتمان های مدرن حقوق زن، و ذهنیت انتقادی نسبت به سنت دینی، در مواردی به روی گردانی برخی زنان از دین یا دست کم فاصله گیری آنان از قرائت سنتی اسلام انجامیده است.
مقدمه
مسئله نسبت زن و دین در جهان اسلام معاصر، به ویژه در جوامعی که پروژه های مدرنیزاسیون دولتی را تجربه کرده اند، از مهم ترین حوزه های منازعه فکری و فرهنگی به شمار می رود. ترکیه یکی از برجسته ترین نمونه ها در این زمینه است. این کشور از یک سو وارث سنت اسلامی عثمانی و نهادهای دینی ریشه دار است و از سوی دیگر، از ابتدای تاسیس جمهوری، سیاست های سکولاریستی و ناسیونالیستی عمیقی را تجربه کرده که در آن زبان، آموزش، حقوق خانواده و جایگاه دین در عرصه عمومی به طور بنیادین بازتعریف شده اند.
در چنین بستری، ترجمه قرآن به زبان ترکی تنها یک فعالیت زبانی نبود، بلکه کنشی معرفتی و ایدئولوژیک نیز به شمار می آمد. ترجمه قرآن در ترکیه، به ویژه پس از اصلاحات زبانی آتاتورکی و گسست تدریجی نسل جدید از میراث عربی-عثمانی، برای بسیاری از مردم، از جمله زنان تحصیل کرده، جایگزین مراجعه مستقیم به متن اصلی و تفاسیر کلاسیک شد. در نتیجه، کیفیت ترجمه ها و دقت آن ها در انتقال سطوح معنایی قرآن، نقشی تعیین کننده در شکل گیری تلقی دینداران و منتقدان دین از اسلام پیدا کرد.
در این میان، زنان فمینیست ترکیه، که غالبا از دریچه مفاهیمی چون برابری جنسیتی، خودمختاری فردی، نقد ساختار پدرسالار، و حقوق برابر به متون دینی می نگرند، بیش از دیگران نسبت به ترجمه آیات مرتبط با زنان حساسیت نشان داده اند. هنگامی که این آیات با زبانی خشن، تحقیرآمیز، مردسالار یا غیرتاریخی ترجمه شوند، طبیعی است که قرآن نه به مثابه متنی وحیانی با نظام معنایی پیچیده، بلکه به عنوان سندی برای تثبیت فرودستی زن تلقی شود. در چنین شرایطی، ترجمه نادرست می تواند به عاملی فعال در تولید بدفهمی و حتی دین گریزی بدل شود.
این نوشتار در پی آن است که با نگاهی تحلیلی، تاریخی و معناشناختی، نشان دهد چگونه برخی ترجمه های نادقیق قرآن به زبان ترکی، در کنار زمینه های اجتماعی و ایدئولوژیک، به تقویت خوانش های ضد دینی یا ضد اسلامی در میان بخشی از زنان فمینیست ترکیه انجامیده اند.
۱. ترجمه قرآن: از انتقال معنا تا بازتولید ایدئولوژی
ترجمه قرآن برخلاف ترجمه متون عادی، صرفا جایگزینی واژه ای با واژه دیگر نیست. زبان قرآن لایه مند، بافت مند، بینامتنی، بلاغی و مفهومی است. یک واژه قرآنی ممکن است در عین کوتاهی، بار معنایی فقهی، اخلاقی، عرفی، تاریخی و کلامی گسترده ای داشته باشد. از این رو، هر ترجمه ای ناگزیر نوعی تفسیر است؛ و هر مترجم، خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، پیش فرض های زبانی، الهیاتی، تاریخی و حتی سیاسی خود را در متن مقصد وارد می کند.
در مورد زبان ترکی، این مسئله حساس تر است؛ زیرا:
1. بسیاری از مفاهیم قرآنی معادل دقیق و مستقیم در ترکی جدید ندارند.
2. زبان ترکی جمهوریتی، به سبب پالایش واژگانی و فاصله گرفتن از عربی و فارسی، بخشی از ظرفیت سنتی فهم مفاهیم دینی را از دست داده است.
3. نسل های جدید ترکیه غالبا به عربی و میراث تفسیری کلاسیک دسترسی مستقیم ندارند.
4. منازعه میان قرائت دینی و سکولار در ترکیه باعث شده ترجمه قرآن گاه به میدان منازعه ایدئولوژیک تبدیل شود.
در نتیجه، اگر ترجمه ای واژگان کلیدی قرآن را به صورت ناصواب، تقلیل گرایانه یا جهت دار بازنمایی کند، می تواند فهمی عمیقا مخدوش از اسلام به وجود آورد.
۲. زمینه تاریخی و فکری ترکیه: از سکولاریسم دولتی تا فمینیسم انتقادی
برای تحلیل تاثیر ترجمه های نادرست قرآن بر زنان فمینیست ترکیه، باید زمینه اجتماعی و فکری این کشور را نیز در نظر گرفت. پس از فروپاشی عثمانی و تاسیس جمهوری ترکیه، اصلاحات گسترده ای در حوزه قانون، آموزش، پوشش، خانواده و زبان صورت گرفت. دولت جدید، برای ساختن یک هویت ملی سکولار، بسیاری از مظاهر پیوند با سنت اسلامی-عثمانی را یا محدود کرد یا در حاشیه قرار داد.
در این فضا، زن به نماد مدرنیزاسیون تبدیل شد. رهایی زن از قید سنت، یکی از ارکان گفتمان رسمی دولت بود. در دهه های بعد، با گسترش آموزش عالی، ترجمه آثار فمینیستی غربی و رشد جنبش های حقوق زنان، لایه های مختلفی از فمینیسم در ترکیه شکل گرفت: فمینیسم سکولار، فمینیسم چپ، فمینیسم لیبرال، و بعدها فمینیسم اسلامی یا زنان مسلمان منتقد سنت.
بخش مهمی از زنان فمینیست ترکیه، در مواجهه با متون دینی، به جای رجوع به زبان عربی، به ترجمه های ترکی قرآن تکیه کردند. اگر این ترجمه ها از پیش تحت تاثیر خوانش های مردسالارانه، ظاهرگرایانه یا ترجمه های لفظ گرا قرار گرفته باشند، طبیعی است که فمینیست ترک، قرآن را منشا مشروعیت بخشی به نابرابری جنسیتی ببیند. بدین ترتیب، نقد او متوجه نه فقط برخی قرائت های تاریخی از اسلام، بلکه خود متن مقدس می شود.
۳. آیات مسئله ساز در نگاه فمینیستی و نقش ترجمه در تشدید سوءفهم
بخش مهمی از تنش میان فمینیسم و قرائت سنتی از اسلام، حول مجموعه ای مشخص از آیات شکل گرفته است. در اینجا می توان به چند نمونه محوری اشاره کرد.
الف) آیه قوامیت: «الرجال قوامون علی النساء» (نساء: ۳۴)
این آیه یکی از پرمناقشه ترین آیات در مباحث زنان است. در برخی ترجمه های ترکی، واژه «قوامون» به صورت هایی مانند:
- «erkekler kadınlar üzerinde hakimdir»
- «erkekler kadınların yöneticisidir»
- «erkekler kadınlardan üstündür»
ترجمه شده است. چنین برگردان هایی، معنای «قوامیت» را به سلطه، برتری ذاتی یا حاکمیت مطلق مرد بر زن فرو می کاهند. حال آنکه در سنت تفسیری معتبر، «قوامیت» بیش از آنکه به برتری ontological یا وجودی دلالت کند، به مسئولیت تدبیر معیشتی، حمایت، سرپرستی وظیفه مند و تعهد اقتصادی-خانوادگی مربوط است. بسیاری از مفسران تصریح کرده اند که آیه در مقام بیان تقسیم مسئولیت در ساختار خانواده است، نه اعلام ارزش انسانی بیشتر مرد.
وقتی مترجم، «قوامیت» را به «حاکمیت» یا «سلطه» ترجمه می کند، زن فمینیست ترک به این نتیجه می رسد که قرآن مرد را حاکم و زن را تابع می داند. بدین ترتیب، ترجمه نادقیق نه تنها بار تفسیری خاصی را القا می کند، بلکه امکان خوانش اخلاقی و زمینه مند آیه را نیز مسدود می سازد.
ب) آیه «واضربوهن» (نساء: ۳۴)
بخش دیگری از همین آیه، یعنی «واضربوهن»، از مشهورترین مواردی است که در ترجمه های ترکی واکنش شدید برانگیخته است. در بسیاری از ترجمه ها این بخش به صورت مستقیم «onları dövün» ترجمه شده است. از منظر زبانی، واژه «ضرب» در عربی معانی متعددی دارد و در کاربرد قرآنی نیز بسته به سیاق، ممکن است به معانی گوناگون بیاید. هرچند بسیاری از مفسران سنتی آن را در این آیه به «زدن» معنا کرده اند، اما دامنه و قیود آن، و نیز نسبت آن با سیره نبوی، ممنوعیت اذیت، و ساختار تدریجی اصلاح خانوادگی، بسیار پیچیده تر از ترجمه خام «بزنیدشان» است.
در دوران معاصر، برخی محققان مسلمان کوشیده اند با تکیه بر قرائن درون متنی و برون متنی، این تعبیر را بازخوانی کنند و آن را در چارچوبی غیرخشونت آمیز، محدود یا نمادین بفهمند؛ برخی نیز معنای «جدایی گرفتن/ترک موقت» را مطرح کرده اند، هرچند این دیدگاه محل بحث است. اما آنچه در اینجا اهمیت دارد، این است که ترجمه خشک و بی توضیح «دوباره و فقط بزنید» در زبان ترکی، برای خواننده مدرن و به ویژه زن فمینیست، این تصور را می سازد که قرآن خشونت خانگی را تجویز و تقدیس کرده است. در نتیجه، شکاف او با دین افزایش می یابد.
ج) آیه شهادت زنان: «فرجل وامراتان» (بقره: ۲۸۲)
در برخی ترجمه های رایج ترکی، این آیه چنان برگردان شده که گویی قرآن به صورت مطلق ارزش عقلانی یا صداقت زن را نصف مرد می داند. حال آنکه آیه در سیاق مشخص معاملات مالی در جامعه ای تاریخی نازل شده و ناظر به ساختار خاصی از مشارکت اقتصادی و تجربه اجتماعی در آن دوره است. ترجمه ای که بدون اشاره به سیاق، علت، قلمرو موضوع و محدودیت مورد، چنین القا کند که «زن ذاتا نصف مرد است»، در واقع از ترجمه فراتر رفته و نوعی تفسیر تبعیض آمیز را به متن تحمیل کرده است.
برای زنان فمینیست ترکیه، که در بستر حقوق مدنی مدرن با مفهوم تساوی حقوقی خو گرفته اند، چنین ترجمه ای به سرعت نشانه ای از «زن ستیزی ذاتی قرآن» تلقی می شود؛ در حالی که اگر آیه با توضیح زمینه حقوقی و اجتماعی آن و نیز تفاوت میان حکم موردی و ارزش انسانی ترجمه یا تفسیر شود، برداشت بسیار متفاوتی پدید می آید.
د) آیات ارث
در آیات ارث نیز اگر سهم زن تنها در نسبت عددی با سهم مرد بیان شود و ساختار کلی نظام تکلیف و حق در شریعت توضیح داده نشود، نتیجه ای جز احساس تبعیض برای خواننده معاصر نخواهد داشت. در بسیاری از ترجمه ها این مسئله صرفا به صورت «مرد دو برابر زن ارث می برد» عرضه می شود، بی آنکه بار مالی مرد در نفقه، مهریه، مسئولیت اقتصادی خانواده و تفاوت موارد متعدد ارث در فقه اسلامی توضیح داده شود.
در چنین شرایطی، زن فمینیست ترک، که ترجمه را منبع اصلی فهم می داند، قرآن را مستقیما تبعیض آمیز می خواند. مشکل در اینجا تنها متن نیست، بلکه نحوه ارائه ترجمه و حذف بستر تفسیری است.
ه) آیات مربوط به حجاب و عفاف
در ترجمه های مربوط به «خمر» و «جیوب» در سوره نور یا «جلباب» در سوره احزاب نیز گاه برگردان های ترکی بیش از آنکه در پی انتقال معنای دقیق الفاظ باشند، حامل پیش فرض های ایدئولوژیک اند: یا آن قدر حداقلی و سکولارشده اند که دلالت هنجاری آیه را از میان می برند، یا آن قدر حداکثری و سخت گیرانه که گویی قرآن زن را به حذف از عرصه عمومی فرا می خواند. هر دو نوع ترجمه، به جای فهم متوازن، موجب قطبی سازی می شوند.
۴. انواع خطا در ترجمه های ترکی قرآن
خطاهای ترجمه ای که می توانند به کج فهمی زنان فمینیست ترکیه از قرآن منجر شوند، به چند دسته تقسیم می شوند:
۴.۱. خطای واژگانی
برخی واژگان کلیدی قرآنی مانند قوامیت، نشوز، ضرب، ولایت، حجاب، زینت، فضل، درجه و قنوت با معادل های ترکی ای ترجمه شده اند که بار معنایی تحریف کننده دارند. انتخاب یک معادل نادرست، می تواند فهم آیه را در کل دگرگون کند.
۴.۲. خطای سیاقی
آیات قرآن در شبکه ای از آیات قبل و بعد، شان نزول، عرف عربی و نظام معنایی کلی قرآن فهم می شوند. ترجمه ای که آیه را جدا از سیاق به مخاطب عرضه کند، ممکن است معنا را به شدت تقلیل دهد یا منحرف سازد.
۴.۳. خطای تفسیری
هر ترجمه ای حاوی نوعی تفسیر است؛ اما مشکل زمانی پدید می آید که مترجم یکی از قرائت های تاریخی یا ایدئولوژیک را به مثابه تنها معنای ممکن عرضه کند و خواننده از وجود احتمالات تفسیری دیگر بی خبر بماند.
۴.۴. خطای ایدئولوژیک
بعضی ترجمه ها از پیش در چارچوبی سکولاریستی، سنت گرایانه افراطی، اسلام گرایانه یا پدرسالارانه شکل می گیرند. در این صورت، ترجمه به جای آنکه ابزار فهم متن باشد، به وسیله ای برای تحمیل پیش فرض ها بدل می شود.
۴.۵. خطای زبانی-تاریخی
زبان قرآن متعلق به بافت زبانی و فرهنگی خاصی است. ترجمه ای که بدون توجه به تفاوت زبان دینی و زبان مدرن حقوقی، الفاظ قرآن را در قالب مفاهیم معاصر بریزد، ممکن است معنای اصلی را دگرگون کند. برای نمونه، ترجمه برخی مفاهیم خانوادگی قرآن با واژگان مدرن «اقتدار»، «کنترل بدن زن»، «مالکیت مردانه» یا «اطاعت مطلق»، هرچند ممکن است در گفتمان انتقادی جذاب باشد، اما لزوما وفادار به متن نیست.
۵. ترجمه نادرست و سازوکار تولید دین گریزی
پرسش اصلی این است که ترجمه نادرست چگونه به روی گردانی از دین می انجامد؟ این فرایند معمولا چند مرحله دارد:
مرحله نخست: مواجهه غیرمستقیم با متن
بخش زیادی از زنان تحصیل کرده در ترکیه، به ویژه در فضاهای سکولار یا دانشگاهی، عربی نمی دانند و فهمشان از قرآن متکی به ترجمه است. بنابراین ترجمه در حکم خود متن عمل می کند.
مرحله دوم: دریافت چهره ای مردسالار از خدا و وحی
اگر ترجمه ها آیات مربوط به زنان را با زبان تحقیرآمیز یا سلطه محور بازنمایی کنند، خواننده احساس می کند که نه تنها مفسران یا فقیهان، بلکه خود خداوند زن را فرودست می بیند.
مرحله سوم: تعمیم از برخی آیات به کل دین
در ذهن مخاطب مدرن، چند آیه مسئله دار می تواند به داوری کلی درباره اسلام منجر شود. اینجاست که ترجمه نادرست به منبع شکل گیری «تصویر کلی منفی» از دین بدل می شود.
مرحله چهارم: پیوند با تجربه های منفی اجتماعی
اگر زن ترک هم زمان در خانواده، جامعه یا نهادهای مذهبی، تبعیض یا خشونتی را تجربه کرده باشد، ترجمه های خشن از قرآن برای او تایید متن مبنا و قدسی همان تجربه های تلخ تلقی می شود.
مرحله پنجم: فاصله گیری از قرائت دینی یا اصل دین
در نهایت، برخی زنان به جای تمایز گذاشتن میان متن، تفسیر، سنت و سوءاستفاده های مردسالارانه، از کل دین فاصله می گیرند؛ زیرا منبع اصلی داوری آنان همان ترجمه ای است که با آن مواجه شده اند.
۶. آیا همه مسئله به ترجمه بازمی گردد؟ ضرورت پرهیز از تقلیل گرایی
با وجود اهمیت فراوان ترجمه، نباید مسئله را به شکلی تقلیل گرایانه صرفا محصول خطاهای ترجمه دانست. روی گردانی برخی زنان فمینیست ترکیه از دین، علل متعددی دارد:
- تجربه تاریخی اقتدارگرایی دینی یا سنتی
- مردسالاری فرهنگی در خانواده و جامعه
- عملکرد نهادهای رسمی دینی
- تاثیر اندیشه های فمینیستی غربی
- تعارض میان برخی قرائت های فقهی با معیارهای حقوق بشری معاصر
- سیاسی شدن دین در فضای عمومی ترکیه
- شکاف میان اخلاق دینی ادعایی و رفتار اجتماعی دینداران
بنابراین، ترجمه نادرست قرآن یکی از عوامل مهم است، نه تنها عامل. با این حال، اهمیت آن از این جهت دوچندان است که می تواند همه عوامل دیگر را در سطح معرفتی تثبیت و قدسی سازی کند. به بیان دیگر، ترجمه نادرست پلی می شود میان تجربه تبعیض و این باور که «خود قرآن هم همین را می گوید».
۷. ضرورت بازنگری در ترجمه های ترکی قرآن
برای کاهش سوءفهم ها و جلوگیری از شکل گیری داوری های شتاب زده نسبت به دین، بازنگری در ترجمه های ترکی قرآن ضروری است. این بازنگری باید چند ویژگی داشته باشد:
۷.۱. تفکیک ترجمه از تفسیر
ترجمه باید تا حد امکان از تحمیل قرائت ایدئولوژیک بپرهیزد، و در مواردی که واژه ای چندمعناست، یا در پاورقی احتمالات مهم را بیاورد یا برگردانی برگزیند که کمترین انحراف را داشته باشد.
۷.۲. استفاده از پاورقی های توضیحی
در آیات مربوط به زنان، خانواده، ارث، شهادت و حجاب، صرف ترجمه لفظی کافی نیست. توضیح زمینه نزول، سیاق و اختلاف نظرهای تفسیری ضروری است.
۷.۳. مشارکت میان رشته ای
ترجمه قرآن نباید صرفا به مترجمان زبان یا حتی مفسران سنتی سپرده شود. حضور متخصصان زبان عربی، علوم قرآنی، مطالعات جنسیت، تاریخ اجتماعی و الهیات تطبیقی می تواند از یک سویه نگری جلوگیری کند.
۷.۴. توجه به مخاطب معاصر
بیان معنای آیات برای مخاطب امروزی نیازمند دقت در انتخاب معادل های زبانی است. باید از واژگانی که بار تحقیرآمیز، خشونت زا یا تحریف کننده دارند، مگر در صورت ضرورت قطعی، پرهیز شود.
۷.۵. عرضه ترجمه های انتقادی و مقایسه ای
ارائه ترجمه های مقایسه ای، همراه با نشان دادن تفاوت معادل ها و تبیین علل آن ها، به خواننده کمک می کند تا بداند آنچه می خواند تنها یک صورت بندی ممکن از معنای آیه است، نه لزوما حقیقت نهایی و یگانه.
۸. جایگاه زنان مسلمان منتقد در اصلاح فهم دینی در ترکیه
یکی از تحولات مهم در ترکیه معاصر، ظهور زنان مسلمانی است که ضمن حفظ تعلق دینی، قرائت های مردسالارانه از متون اسلامی را به نقد می کشند. این جریان می تواند نقش واسطی میان سنت دینی و حساسیت های عدالت خواهانه معاصر ایفا کند. اگر ترجمه های قرآن با دقت علمی بیشتر و با توجه به مبانی زبان شناسی و تفسیری اصلاح شوند، چنین زنانی بهتر خواهند توانست نشان دهند که بسیاری از تبعیض های رایج، بیش از آنکه ریشه در متن وحی داشته باشند، حاصل خوانش های تاریخی، فقهی یا فرهنگی خاص اند.
در واقع، اصلاح ترجمه به تنهایی کافی نیست، اما می تواند نقطه آغاز مهمی برای بازسازی اعتماد معرفتی باشد. زنی که سال ها پنداشته قرآن او را تحقیر می کند، اگر دریابد که برخی ترجمه ها تصویر نادقیقی از متن به دست داده اند، ممکن است بار دیگر امکان گفت وگو با دین را جدی بگیرد.
نتیجه گیری
ترجمه قرآن در ترکیه، به ویژه در سده اخیر، نقشی بسیار فراتر از یک فرایند زبانی داشته و در متن منازعات هویتی، جنسیتی و ایدئولوژیک این جامعه قرار گرفته است. بخشی از کج فهمی هایی که در میان زنان فمینیست ترکیه نسبت به اسلام و جایگاه زن در قرآن پدید آمده، ریشه در ترجمه های نادقیق، تقلیل گرایانه یا ایدئولوژیک از آیات مربوط به زنان دارد. واژگانی چون «قوامیت»، «ضرب»، «نشوز»، «شهادت» و «ارث» اگر بدون دقت زبان شناختی، سیاقی و تفسیری ترجمه شوند، می توانند قرآنی به شدت مردسالار، خشن و تبعیض آمیز به خواننده عرضه کنند؛ قرآنی که با متن اصلی و شبکه معنایی آن یکسان نیست.