مهر سکوت؛ گاهی اعتبار سند اعتراضی ست.
سکوت رمز آلودست؛ سکوت گاهی اجبارست و زمانی اختیار، سکوت گاهی رضایت است و گاهی اعتراض. اعتراضی که خاموش و تبدیل به سکوت شد گاهی صدایش بلندتر از هر فریادیست، سکوت سنگین، سکوتیست که فراصوت را می شکند هرکسی قادر به شنیدن امواج سکوت نیست؛ فراگوش می خواهد شنیدن سکوت؛ گوشهای آلوده به جرم، قادر به شنیدن امواج سکوت نیستند؛ فرکانس سکوت برای هر گوش معمولی قابل درک شدن نیست. سکوت مهریست بر دهانی که اعتبارش از هر امضایی فراتر است. مهر سکوت به آنکسی که آنرا می بیند اجازه می دهد هر کاری انجام دهد, هر کلامی را به زبان بیاورد و هر چه بیشتر نهان خود را آشکار کند. گاهی مهر سکوت اعتبارش از هر مهر و امضایی بالاتر است چرا که این مهر وقتی بر دهان کسی خورد، سندهایی را معتبر خواهد کرد که هیچ مهری نمی تواند چنین اعتباری را به آنان ببخشد. مهر سکوت بجا, هر چه محکمتر بر دهانی کوبیده شود؛ صدایش بیشتر گوش فلک را کر خواهد کرد. آنانی که با نشنیدن سکوت به راه خود ادامه می دهند، ظلم می کنند، حق ضایع می کنند و دیگران را ظالم،... نشان می دهند و سکوت دیگران برایشان عروسی می شود؛ نمی دانند روزی همین مهر سکوت، مهری خواهد شد بر سند رسوایی آنها...
از هر مهر سکوتی که پای اعتراضی زده می شود باید ترسید...
خورشید گاهی پشت ابر می ماند اما سرآخر بیرون خواهد آمد. ابرها رهگذرند، می گذرند...