تاملاتی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت دوانلو (ISTDP)
تاملاتی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت دوانلو (ISTDP)

روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت یا ISTDP که توسط Habib Davanloo توسعه یافت، رویکردی درمانی است که بر دسترسی مستقیم به هیجان های ناهشیار و حل تعارض های عمیق روانی تمرکز دارد. این مدل بر این فرض استوار است که بسیاری از مشکلات روان شناختی، نتیجه ی احساسات سرکوب شده و دفاع هایی هستند که فرد برای اجتناب از تجربه ی این احساسات به کار می برد.
در ISTDP، درمانگر تلاش می کند به جای پرداختن طولانی مدت به روایت ها و تحلیل های ذهنی، مستقیما بیمار را به تجربه ی هیجان های واقعی و زیربنایی نزدیک کند. این هیجان ها معمولا شامل خشم، غم، عشق، احساس گناه یا دلبستگی هستند که در طول زندگی سرکوب شده اند.
یکی از مفاهیم مرکزی این رویکرد، «مثلث تعارض» است:
احساسات و تکانه های واقعی
اضطراب ناشی از آن احساسات
دفاع هایی که برای اجتناب از احساسات استفاده می شوند
وقتی احساسات فعال می شوند، اضطراب بالا می رود و فرد به دفاع هایی مثل عقلانی سازی، شوخی، فاصله گیری هیجانی یا مطیع بودن پناه می برد. درمانگر در ISTDP این فرایند را لحظه به لحظه مشاهده و بررسی می کند.
داوانلو معتقد بود بسیاری از بیماران، به خصوص افرادی با مشکلات مزمن یا مقاوم به درمان، سال ها احساسات مهم خود را سرکوب کرده اند و همین سرکوب، انرژی روانی زیادی مصرف می کند. به باور او، اگر بیمار بتواند این احساسات را به صورت کامل و ایمن تجربه کند، علائم روانی کاهش می یابد.
در این رویکرد، رابطه ی درمانی بسیار فعال و پویاست. درمانگر فقط شنونده ی منفعل نیست؛ بلکه به طور مداوم:
دفاع ها را شفاف سازی می کند
توجه بیمار را به تجربه ی هیجانی برمی گرداند
و مقاومت در برابر تجربه ی احساسات را به چالش می کشد
این مداخله ها معمولا با دقت زیادی نسبت به سطح اضطراب بیمار انجام می شوند.
یکی از ویژگی های مهم ISTDP، توجه به «مسیرهای بروز اضطراب» است. اضطراب می تواند در بدن به شکل های مختلف ظاهر شود:
تنش عضلانی
مشکلات گوارشی
اختلال شناختی
یا علائم dissociation
تشخیص این مسیرها به درمانگر کمک می کند شدت مداخله را تنظیم کند تا بیمار overwhelmed نشود.
دوانلو همچنین مفهوم «سیستم ناخودآگاه درمان جو» را مطرح کرد؛ یعنی بخشی از روان که به سمت حقیقت، رشد و سلامت روان حرکت می کند. در مقابل، مقاومت تلاش می کند فرد را از تجربه ی دردناک احساسات دور نگه دارد. ISTDP تلاش می کند اتحاد درمانی را با بخش سالم و رشدیابنده ی بیمار تقویت کند.
برخلاف تصور اولیه، هدف ISTDP صرفا «شدت» یا confrontation نیست. در نسخه های مدرن این رویکرد، تنظیم اضطراب، ظرفیت هیجانی بیمار، دلبستگی و ایمنی رابطه ی درمانی اهمیت زیادی دارند؛ مخصوصا در کار با بیماران fragile یا دارای تروما.
امروزه ISTDP برای طیف گسترده ای از مشکلات استفاده می شود، از جمله:
افسردگی
اضطراب
اختلالات شخصیت
مشکلات جسمانی سازی
مشکلات بین فردی
و برخی مشکلات مقاوم به درمان
پژوهش ها نشان داده اند که این رویکرد می تواند در کاهش علائم و افزایش عملکرد روانی موثر باشد، به ویژه زمانی که درمانگر آموزش تخصصی و سوپرویژن مناسب دریافت کرده باشد.