«اقتصاد فرهنگ و سیاستهای فرهنگی»؛ کتابی که به شما نشان می دهد پشت پرده هنری که دوست دارید، چه می گذرد

1 خرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 15 بازدید


آیا می دانستید مالیاتی که می پردازید، ممکن است به جای حمایت از هنرمندان خلاق و نوآور، صرف حفظ انحصار چند تالار اپرا شود که تماشاگرانشان عمدتا از طبقات مرفه جامعه هستند؟ یا اینکه بسیاری از هنرمندان بزرگ با وجود استعداد خارق العاده، به دلیل «رضایت درونی» از خلق اثر، سالها زیر خط فقر زندگی می کنند و شغل دوم دارند؟ و شگفت انگیزتر اینکه افزایش دستمزد شغل دوم آنها می تواند باعث شود بیشتر به کار هنری بپردازند، نه کمتر؟

اگر این پرسشها برای شما جذاب است، کتاب «اقتصاد فرهنگ و سیاستهای فرهنگی» به ویراستاری آلن پیکاک و ایلد ریزو، یکی از مهمترین آثار در حوزهای است که به ندرت دربارهاش صحبت میشود: علم اقتصاد در خدمت هنر. این کتاب نشان میدهد که هنر، علیرغم تمام قداست و زیبایی شناسیاش، در دنیایی از منابع محدود، انتخابهای دشوار و منافع متضاد غوطهور است.

چرا باید این کتاب را خواند؟

برخلاف تصور رایج که اقتصاد هنر را به «حسابگری مالی» یا برآورد «چند درصد تولید ناخالص داخلی است» تقلیل میدهد، این کتاب رویکردی بسیار عمیقتر و روشنگرانه دارد. نویسندگان، که از نامداران این حوزهاند، با صراحت میگویند که غلو در آمارهای اقتصادی (مثلا نسبت دادن کل جهانگردی رم به جاذبههای هنری) «خلاف اخلاق حرفهای اقتصاددانان» است. بلکه هدف اصلی، پاسخ به پرسشهای سیاستگذاری بنیادینی است که بسیاری از ما هرگز به آنها فکر نکردهایم: آیا نقاشیای که در موزه به نمایش گذاشته میشود، همچون کتاب یا آلبوم موسیقی، نباید حق نمایشی برای هنرمند ایجاد کند؟ چرا یک سمفونی مشمول حق مولف میشود اما یک نقاشی منحصربهفرد در خانه یک کلکسیونر ثروتمند، عملا از دسترس عموم خارج میگردد؟ و مهمتر از همه، آیا دولت اصلا باید در هنر دخالت کند؟

سه گام برای درک یک معمای بزرگ

کتاب در سه گام اساسی شما را با این پیچیدگیها آشنا میکند.

گام اول، تلاشی است برای تعریف آنچه «هنر» نامیده میشود. اقتصاددانان از این بحث فلسفی کناره میگیرند و به جای آن، میگویند هنر «آن چیزی است که مردم در ذهن خود به عنوان هنر میپندارند». این رویکرد فردگرایانه، پایه و اساس تحلیلهای بعدی است.

گام دوم، به انگیزههای عجیب بازیگران این عرصه میپردازد. مثلا فصل ۶ کتاب، مدلی شگفتانگیز از «رجحان کار» در هنرمندان ارائه میدهد. برخلاف کارگر عادی که بین درآمد و فراغت تعادل برقرار میکند، هنرمند از خود فرایند خلاقیت لذت میبرد. او ابتدا از طریق شغل دومش (مثلا پیشخدمتی) «حداقل معاش» خود را تامین میکند و سپس باقیمانده وقتش را به هنر اختصاص میدهد. جالب آنجاست که بر اساس مدل کتاب، افزایش دستمزد شغل دوم میتواند موجب افزایش ساعت کار هنری شود، چون هنرمند میتواند نیاز مالی خود را سریعتر برطرف کرده و زودتر به هنر مورد علاقهاش بپردازد. مطالعه تجربی روی هنرمندان استرالیایی (۱۹۸۸) نشان میدهد که ۸۰ درصد آنان دستمزد هنری کمتری نسبت به دستمزد غیرهنری داشتهاند، اما ۶۶ درصدشان به صورت تماموقت به کار هنری اشتغال داشتهاند.

گام سوم، به جنجالیترین بخش یعنی سیاستگذاری میرسد. اینجا متوجه میشوید که چرا قانون حق مولف (کپی رایت) که تصور میشود از هنرمند حمایت میکند، میتواند به ابزاری برای انحصار و افزایش قیمت توسط ناشران بزرگ تبدیل شود. یا چرا در بازار هنر معاصر ایتالیا، یک «مدار بسته» از دلالان، کلکسیونرهای ثروتمند و مدیران موزهها توانستند قیمت آثار یک جنبش هنری را ظرف دهه ۱۹۷۰ بیش از صد برابر افزایش دهند، بیآنکه کیفیت ذاتی آن آثار تغییری کرده باشد.

کتابی که افکار شما را به چالش میکشد

نقطه قوت این کتاب، نگاه واقعبینانه و گاه بدبینانه آن به فرایندهای سیاسی و انگیزههای بشری است. نویسندگان هشدار میدهند که دولتها نیز دچار «شکست» میشوند و گاهی یارانههای کلان به جای حمایت از خلاقیت، صرف رانتجویی گروههای ذینفع و حفظ وضع موجود میشود. مثال معروف آن، رکود تقاضا برای اپراهای جدید است؛ دادههای ایتالیا نشان میدهد که تعداد تماشاگران اپرا در سال ۱۹۸۹ تقریبا مشابه سال ۱۹۵۰ بوده و آثار اجراشده عمدتا متعلق به آهنگسازان کلاسیک (وردی، موتسارت) هستند و اپراهای جدید در سالنهای خالی به روی صحنه میروند.

اگر شما هم از آن دسته خوانندگانی هستید که از شنیدن توصیههای شعاری و کلیشهای درباره «اهمیت هنر» خسته شدهاید، این کتاب را ورق بزنید. «اقتصاد فرهنگ و سیاستهای فرهنگی» شما را با لایههای پنهان و گاه تلخ دنیای هنر آشنا میکند. به شما نشان میدهد که چرا یک نقاش بزرگ ممکن است «هنرمند گرسنه» بماند، چرا موزهها گاهی آثارشان را پنهان میکنند، و چرا سیاستگذار فرهنگی بودن یکی از دشوارترین نقشها در دنیای مدرن است. این کتاب شما را ترغیب میکند که بار دیگر به یک تابلو نقاشی، یک کنسرت یا یک فیلم نگاه کنید و از خود بپرسید: پشت این اثر، چه سود و زیان، چه انگیزه و چه سیاستی نهفته است؟ خواندن آن را به تمام فعالان فرهنگی، دانشجویان اقتصاد و هنر، و هر شهروند آگاه و پرسشگری توصیه میکنم.

کانال در بله:

https://ble.ir/katabngasht

کانال در ایتا:

https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht