امید خلیل بیگی خامنه
10 یادداشت منتشر شدهاقتصاد " توجه" و مالیات بر زمان صفحات کوتاه (Short-Form Content Time Tax)
اقتصاد توجه و مالیات بر زمان صفحات کوتاه (Short-Form Content Time Tax)
چکیده
در عصر پلتفرم های دیجیتال، "توجه انسان" به منبعی کمیاب و به شدت ارزشمند تبدیل شده است که ماهیتی رقابتی پیدا کرده است. این مقاله به بررسی کالایی شدن توجه در چارچوب اقتصاد توجه می پردازد و استدلال می کند که توجه باید به عنوان یک کالای مشترک (Common Good) در نظر گرفته شود که امروز به دلیل بهره برداری بیش از حد توسط پلتفرم های محتوای کوتاه، در معرض تهدید جدی قرار دارد. آسیب های ناشی از این روند، از جمله کاهش عاملیت فردی، پیامدهای منفی سلامت روان و فرسایش سرمایه انسانی، به طور عمده توسط بازیگران بازار قیمت گذاری نمی شوند که این امر نمایانگر یک شکست بازار (Market Failure) قابل توجه است. این پژوهش پیشنهاد می کند که اعمال «مالیات پیگوویی بر جلب توجه» (Pigouvian Tax on Attention Capture) می تواند به عنوان یک ابزار نظارتی کارآمد برای درونی سازی این اثرات جانبی منفی عمل کند.
۱. مقدمه و بیان مسئله
بر اساس تحقیقات دکتر گلوریا مارک (Gloria Mark)، استاد دانشگاه کالیفرنیا (ارواین)، که یکی از معتبرترین و پراستنادترین پژوهش ها در زمینه کاهش دامنه توجه محسوب می شود، میانگین دامنه توجه انسان در عصر دیجیتال افت چشمگیری داشته است. این تحقیقات نشان می دهد که میانگین دامنه توجه از ۲.۵ دقیقه در سال ۲۰۰۰ به کمتر از ۴۷ ثانیه در زمان حاضر کاهش یافته است. علاوه بر این، نیمی از تعاملات کاربران با صفحه نمایش کمتر از ۴۰ ثانیه به طول می انجامد. تحقیقات جدید و متون علمی تاکید می کنند که این کاهش دامنه توجه، یک ضعف فردی یا نشانه «تنبلی نسل جدید» نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم طراحی عمدی فناوری ها و پلتفرم های دیجیتال است.
اقتصاد توجه (Attention Economy) بر این اصل استوار است که پلتفرم هایی مانند تیک تاک، اینستاگرام و یوتیوب برای جلب و نگه داشتن توجه کاربران رقابت می کنند، زیرا در این فضا، توجه مستقیما به درآمد و پول تبدیل می شود. این پلتفرم ها طوری طراحی شده اند که با استفاده از الگوریتم های پیشرفته، کاربر را تا جای ممکن پای صفحه نگه دارند و او را در چرخه ای بی پایان از محتوای کوتاه و محرک محبوس کنند. از طریق پدیده ای که «مهندسی اعتیاد» یا Algorithmic Hijackingنامیده می شود، الگوریتم های این پلتفرم ها با استفاده از سازوکارهایی مشابه با دستگاه های قمار (اسلات ماشین)، پاداش های متغیر و غیرقابل پیش بینی ارائه می دهند که مستقیما سیستم پاداش مغز را هدف قرار داده و رفتاری شبیه به اعتیاد ایجاد می کنند.
مطالعه میدانی منتشر شده در مجله معتبر American Economic Review(2022) اثبات می کند که ۳۱ درصد از زمان صرف شده برای استفاده از شبکه های اجتماعی، ریشه در اعتیاد دارد. همین مطالعه نشان می دهد که وقتی کاربران امکان تعیین محدودیت زمانی داشته باشند، مصرف خود را به طور قابل توجهی کاهش می دهند.
۲. پیامدهای منفی، شکست بازار و درونی سازی هزینه ها
مصرف بیش از حد ویدیوهای کوتاه، ضررهای هنگفتی تولید می کند که در قیمتی که پلتفرم از کاربر می گیرد، دیده نمی شود؛ چرا که پلتفرم ظاهرا رایگان است. در واقع، کاربران در حال پرداخت هزینه با «توجه» خود هستند و پلتفرم این توجه را به تبلیغ دهندگان می فروشد. از آنجا که پلتفرم تنها سود خود را در نظر می گیرد و به ضررهای تحمیل شده بر جامعه اهمیتی نمی دهد، بیش از حد بهینه از این ویدیوها تولید و مصرف می شود. بازار به خودی خود قادر به حل این معضل نیست که این پدیده در علم اقتصاد اصطلاحا «شکست بازار» نامیده می شود.
آسیب های ناشی از این شکست بازار به دو دسته تفکیک می شوند:
- ضررهای فردی: کاهش چشمگیر تمرکز، افزایش اضطراب و افسردگی، به هم ریختن الگوهای خواب، و کاهش زمان اختصاص یافته به کار یا تحصیل.
- ضررهای اجتماعی: پایین آمدن بهره وری کل جامعه، ایجاد نسل جوانی با دامنه توجه بسیار کوتاه، عمیق تر شدن شکاف بین افرادی که توانایی کنترل مصرف دیجیتال خود را دارند و کسانی که فاقد این توانایی اند، و در نهایت افزایش سرسام آور هزینه های درمان مشکلات روانی.
۳. مبانی نظری مالیات پیگوویی بر توجه
برای مقابله با این شکست بازار، ایده «مالیات پیگوویی» (Pigouvian Tax) به عنوان راه حل مطرح می شود. مالیات پیگوویی یک مفهوم بنیادین در اقتصاد رفاه است که توسط آرتور سیسیل پیگو (Arthur Cecil Pigou) در کتاب «اقتصاد رفاه» در سال ۱۹۲۰معرفی شد. تعریف این مالیات بسیار ساده است: مالیاتی که برابر با هزینه اجتماعی ناشی از اثر جانبی منفی (Negative Externality) یک فعالیت تعیین می شود، تا آن فعالیت مضر به سطح بهینه اجتماعی کاهش یابد.
در این مدل پیشنهادی، دولت بابت هر ساعتی که کاربر پای صفحه می ماند، یا بابت هر مکانیزمی که توجه را می رباید (مانند فید بی پایان)، بر پلتفرم مالیات وضع می کند. اثرات این مالیات عبارتند از:
- هزینه پلتفرم برای جلب توجه کاربران گران تر می شود.
- پلتفرم مجبور می شود برای کاهش هزینه های مالیاتی، طراحی کم آزارتری اتخاذ کند (مثلا فید بی پایان را حذف کند).
- زمان صرف شده توسط کاربران پایین می آید.
- ضرر وارد شده به جامعه کمتر می شود.
- بدون اجبار کاربران، ساختار پلتفرم تغییر کرده و استقلال تصمیم گیری فرد حفظ می شود.
تمایز از سایر مدل های مالیاتی (مالیات بر زمان در برابر مالیات بر داده)
مقاله در دست انتشار کاتلین دیلینی توماس (Kathleen DeLaney Thomas) در Emory Law Journalچارچوب حقوقی-اقتصادی کاملی ارائه می دهد که هسته استدلال آن این است: کاربران داده های خود را به پلتفرم ها نمی فروشند، بلکه توجه خود را می فروشند. برخلاف داده که قابل کپی کردن و جابه جایی است، توجه یک منبع کمیاب است؛ زمان کشش ندارد و هر روز انسان تنها ۲۴ساعت است. بنابراین واحد پایه در این مالیات پیشنهادی، «زمان» است، نه «حجم داده». تفاوت مدل های موجود با مالیات پیگوویی بر توجه در جدول زیر خلاصه شده است:
- مالیات بر کاربران شبکه اجتماعی: مالیات مستقیم بر درآمد تولیدکنندگان محتوا (مانند تجربه آفریقای جنوبی).
- مالیات بر پلتفرم ها (SMART tax): مالیات بر شرکت به ازای هر کاربر فعال (مانند پیشنهاد شیکاگو برای تامین خدمات سلامت روان).
- مالیات بر مصرف داده (Data Tax): مالیات بر حجم مصرف داده (مانند پیشنهاد هند مبنی بر مالیات ۱ روپیه به ازای هر گیگابایت).
- مالیات پیگوویی بر توجه (پیشنهادی): مالیات بر زمان صرف شده جهت درونی سازی هزینه های اجتماعی.
۴. مروری بر ادبیات پژوهش و الگوهای موفق جهانی
ادبیات اقتصاد توجه در سال های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. مقاله کلیدی در Proceedings of the AAAI/ACM Conference on AI, Ethics, and Society(2025) با عنوان "No Such Thing as Free Brain Time" توسط Belgroun et al. استدلال می کند که توجه باید به عنوان یک «کالای عمومی» (نظیر هوای پاک) درک شود که توسط پلتفرم ها «محصور» شده است. این استثمار پیامدهایی نظیر کاهش عاملیت فردی، پیامدهای سلامت، فرسایش دموکراسی و افزایش نابرابری در پی دارد و راه حل آن، وضع مالیات پیگوویی بر جلب توجه است. همچنین مطالعه Macaulay (2021) درباره "توجه منطقی" نشان می دهد که ثروتمندان توجه بیشتری به انتخاب های سرمایه گذاری می دهند که به خلق یک "تله توجه" و تداوم نابرابری می انجامد. مطالعه Morrison & Taubinsky (2023) نیز اثبات می کند که در برابر مالیات های پنهان، واکنش مصرف کننده ناقص است اما با افزایش سهم، واکنش ها تعدیل می شود.
تجربیات سیاستی در جهان
می توان سیاست های مرتبط را به سه دسته الگوهای مالیاتی، سیاست های غیرمالیاتی و ابتکارات شرکتی تقسیم کرد:
الف) مالیات های پیگوویی موفق:
- عوارض ترافیک (Congestion Pricing): در سنگاپور، لندن، استکهلم و ویرجینیا اجرا شده و رانندگان بر اساس ساعات اوج ترافیک هزینه پویایی می پردازند. در بزرگراه I-66 ویرجینیا، این مالیات ترافیک را عملا حذف کرد. این مدل ثابت می کند مالیات پیگوویی در صورت داشتن پایه مالیاتی شفاف، تنظیم خودکار و هزینه اجتماعی قابل اندازه گیری، به شدت کارآمد است.
- مالیات کربن: در بیش از ۴۷ کشور از جمله سوئد، کانادا و آلمان بر اساس میزان انتشار دی اکسید کربن اجرا می شود. با این حال، مقاومت سیاسی بالایی دارد (مثبت نشدن همه پرسی ۲۰۲۱ سوئیس) و هزینه های تحلیلی بالایی می طلبد.
- مالیات بر اسلحه در سیاتل (۲۰۱۵): به ازای هر اسلحه ۲۵ دلار و هر فشنگ ۵ سنت مالیات وضع شد تا هزینه های درمانی ناشی از خشونت اسلحه (۱۲ میلیون دلار هزینه تحمیل شده به مالیات دهندگان از مجموع ۱۷ میلیون دلار) جبران شود. چالش این طرح فرار مالیاتی جغرافیایی بود.
ب) سیاست های کاهش زمان صفحه نمایش بدون مالیات:
- استراتژی ملی یونان (۲۰۲۴): تعیین سن رضایت دیجیتال در سطح اروپا به ۱۵ سال، معرفی "Kids Wallet" با قابلیت تایید سن، و حمایت از "Digital Fairness Act" برای مقابله با طراحی فریبنده پلتفرم ها.
- دانمارک (۲۰۲۵): پیشنهاد حذف ۲۵٪ مالیات بر ارزش افزوده کتاب (VAT) برای مقابله با بحران خواندن (زیرا ۲۵٪ نوجوانان ۱۵ ساله قادر به درک متون ساده نیستند)؛ این نشان می دهد در مواقعی اعطای یارانه به محتوای عمیق موثرتر است.
ج) ابتکارات صنعت فناوری:
- تیک تاک (نوامبر ۲۰۲۵): اعطای نشان افتخار برای استفاده نکردن در شب، تهیه دفترچه تایید با بیش از ۱۲۰ عبارت مثبت، و ابزارهای تنفسی. تیک تاک اعلام کرده است ابزارهای بیش از حد محدودکننده بر سلامت روان نوجوانان اثر منفی دارند، لذا رویکرد تشویق را جایگزین کرده اند.
- اپلیکیشن Dayo (ژانویه ۲۰۲۶): ارائه مشوق مالی بر اساس مدیریت اقتضایی (Contingency Management). والدین ۵۰ دلار در کیف پول دیجیتال نوجوان قرار می دهند و در صورت رعایت محدودیت ۲ ساعته، پول به نوجوان داده می شود، در غیر این صورت هزینه دقیقه به دقیقه به والدین برمی گردد. این مدل نسخه خصوصی و داوطلبانه مالیات پیگوویی است.
۵. دلالت ها برای اقتصاد توسعه و چالش های اجرا در ایران
این موضوع برای کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، اهمیتی مضاعف دارد:
- فرسایش سرمایه انسانی: نسل جوان (دانش آموزان و دانشجویان) که در مرحله شکل گیری سرمایه انسانی خود هستند، در حال از دست دادن قابلیت تمرکز برای کارهای جدی (نظیر درس خواندن و برنامه نویسی) می باشند. این امر به معنای فرسایش سرمایه انسانی پیش از ورود به بازار کار است.
- تشدید نابرابری: در حالی که خانواده های ثروتمند می توانند معلم خصوصی بگیرند یا دسترسی های بدون تبلیغات تهیه کنند، کودکان خانواده های کم درآمد در معرض تمام «آلودگی توجهی» هستند که شکاف دیجیتال را به شکاف شناختی و در نهایت شکاف درآمدی تبدیل می کند.
شکاف تحقیقاتی کلیدی در این حوزه آن است که تاکنون هیچ مطالعه تجربی در کشورهای در حال توسعه (به ویژه خاورمیانه) در خصوص اثر چنین مالیاتی بر بهره وری نیروی کار و اثرات توزیعی آن انجام نشده است. اجرای این طرح در ایران نیز با موانع ساختاری مهمی روبه روست:
- پلتفرم های اصلی (تیک تاک، اینستاگرام، یوتیوب) خارجی هستند و در ایران دفتر ندارند.
- نظام مالیاتی برای اجرا، حتی روی پلتفرم های داخلی، ضعیف است.
- اقتصاد غیررسمی کشور به این پلتفرم ها وابسته است و مالیات می تواند به درآمدهای غیررسمی کاربران آسیب برساند.
- به دلیل تحریم ها، دسترسی به زیرساخت های پرداخت بین المللی مسدود است.
۶. روش شناسی: اندازه گیری هزینه اجتماعی و طراحی آزمایش میدانی
برای عملیاتی کردن این سیاست، ضروری است هزینه های پنهان اجتماعی کمی سازی شده و آزمایش های دقیقی صورت گیرد.
الف) رویکرد اندازه گیری هزینه اجتماعی توجه:هزینه اجتماعی از سه بخش تشکیل می شود که ارزش پولی آن ها از طریق روش «هزینه بیماری» (Cost of Illness) محاسبه می گردد:
- هزینه های فردی: شامل کاهش بهره وری (قابل سنجش با نمرات آزمون و سرعت انجام تسک)، اختلالات خواب (با استفاده از پرسشنامه PSQI)، اضطراب و افسردگی (با استفاده از GAD-7 و PHQ-9)، و کاهش دامنه توجه (سنجش زمان واکنش و نرخ خطا با تست CPT).
- هزینه های اجتماعی (سرریز): کاهش بهره وری جمعی تیمی، هزینه های درمانی تحمیلی به نظام سلامت (داده های بیمه، بستری و دارو)، و تصادفات ناشی از حواس پرتی (داده های پلیس راهور).
- هزینه های سیاسی-اجتماعی: فرسایش دموکراسی و کاهش سرمایه اجتماعی که از طریق داده های رای دهی و پیمایش های موج جهانی ارزش ها (World Values Survey) سنجیده می شود.
معادله محاسبه هزینه هر ساعت استفاده به این شرح است: (کاهش بهره وری × متوسط دستمزد ساعتی) + (احتمال اختلال روانی × هزینه درمان هر اختلال) + (احتمال تصادف × هزینه هر تصادف).
ب) طراحی آزمایش میدانی (Field Experiment):
به منظور شبیه سازی آثار این مالیات، مطالعه در مراحل زیر ساختاردهی می شود:
- گام اول (پیش آزمون - هفته اول): روی گوشی تمامی شرکت کنندگان اپلیکیشن های ردیابی زمان (مانند Digital Wellbeing اندروید یا Screen Time آی اواس) نصب می شود. در این مرحله تست های پایه اعم از تست عملکرد پیوسته (CPT) برای دامنه توجه و پرسشنامه های سلامت روان (GAD-7 و PHQ-9) انجام می گیرد.
- گروه کنترل: از گوشی خود به طور عادی استفاده می کنند و فقط زمان آن ها ردیابی می شود.
- گروه آزمایش: برای اپلیکیشن های محتوای کوتاه (مانند یوتوب شورتس، اینستاگرام ریلز، تیک تاک) محدودیت زمانی ۱ ساعت در روز اعمال می گردد تا تغییرات رفتاری و شناختی آن ها ثبت شود.
۷. نتیجه گیری
«مالیات بر زمان صفحات کوتاه» نویدبخش یک تغییر پارادایم اساسی است: گذار از نگاه به توجه به عنوان یک دارایی خصوصی و قابل پول سازی، به محافظت از آن به عنوان یک منبع جمعی و حیاتی برای رفاه بشریت، عاملیت انسانی و سلامت دموکراسی. تدوین چارچوب های سیاستی-اقتصادی دقیق نظیر مالیات پیگوویی مبتنی بر واحد زمان، و حمایت مالی از محتوای آموزشی بلند، از ضروریات حفاظت از سرمایه انسانی نسل های آینده، به ویژه در کشورهای در حال توسعه است.