مهدی نیک بین
10 یادداشت منتشر شدهچگونه چین از بلوک تحریم شدگان برای بازطراحی نظم مالی جهان بهره می برد؟
مهدی نیک بین | کارشناس ارشد مسائل بین الملل
در قاموس حکمرانی چین، اقتصاد هرگز مقوله ای مجزا از امنیت ملی و بقای حزب نبوده است. برای درک دقیق پروژه بین المللی سازی یوآن (رنمینبی)، باید به پیشینه تاریخی این کشور نگاه کرد. رهبران حزب کمونیست، نظم مالی مبتنی بر دلار را تنها یک واقعیت اقتصادی نمی دانند، بلکه آن را شمشیر داموکلسی می بینند که ریشه در دوران موسوم به «صد سال تحقیر» دارد. دورانی که قدرت های غربی با تحمیل معاهدات نابرابر، شریان های اقتصادی و حاکمیتی چین را در دست گرفتند. گزارش های اخیر مبنی بر شتاب گرفتن پروژه بیست ساله بین المللی سازی یوآن، دقیقا در نقطه تلاقی همین نگاه تاریخی، دغدغه های امنیت ملی و فرصت طلبی ژئوپلیتیک قرار دارد. ایالات متحده با تسلیحاتی کردن دلار و اعمال تحریم های فلج کننده علیه کشورهایی نظیر روسیه و ایران، ناخواسته بزرگترین کاتالیزور را برای راهبرد کلان پکن فراهم کرده است.
تا پیش از بحران مالی ۲۰۰۸، استراتژی چین عمدتا مبتنی بر دکترین دنگ شیائوپینگ، یعنی پنهان کردن قدرت و انتظار برای زمان مناسب بود و پکن سعی داشت خود را با نهادهای مالی غربی منطبق کند. اما امروز در دوران شی جین پینگ، چین از فاز انطباق عبور کرده و به سمت ایجاد یک معماری موازی حرکت کرده است. سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی چین (CIPS) دقیقا برای روزی طراحی شده است که دسترسی این کشور به سوئیفت قطع شود. در این میان، کشورهایی که تحت تحریم هستند یا از سایه سنگین تحریم های ثانویه آمریکا هراس دارند، به عنوان مشتریان اولیه و آزمایشگاه های عملیاتی این سیستم جدید عمل می کنند. همان طور که در منطق بازار، هر انحصاری در نهایت تقاضا برای کالای جایگزین را تحریک می کند، هژمونی دلار نیز بلوکی از کشورهای ناراضی ایجاد کرده است و چین در اینجا بسیار هوشمندانه عمل می کند.
پکن به جای اینکه مستقیما با دلار وارد یک تقابل انتحاری شود، صرفا در حال پاسخ گویی به یک تقاضای ارگانیک برای دلارزدایی است. این کشور به اقتصادهای تحت فشار سیگنال می دهد که مبادله با یوآن، یک امتیازدهی به پکن نیست و راهی برای حفظ شریان های حیاتی تجارت آن هاست. از منظر تاریخی، گویی چین در حال احیای یک نسخه مدرن و مالی از نظام خراجگزار باستانی خود است؛ شبکه ای که در آن تجارت با «امپراتوری مابین» بر اساس قواعد و ارز خودش صورت می گیرد. تحریم های غرب علیه مسکو پس از جنگ اوکراین، برای پکن یک هشدار استراتژیک بود تا دریابد که ذخایر ارزی عظیم دلاری اش، پاشنه آشیل امنیت ملی اوست. گسترش استفاده از یوآن در تجارت دوجانبه، به چین قدرت می بخشد تا در مناقشات احتمالی آینده آسیب پذیری کمتری در برابر شوک های مالی غرب داشته باشد. در نهایت، بین المللی سازی یوآن در شرایط فعلی، فراتر از یک جاه طلبی پولی و در واقع یک استراتژی دفاع تهاجمی است؛ هدفی که به دنبال براندازی یک شبه دلار نیست، بلکه می خواهد یک قطب مالی مقاوم ایجاد کند که قواعد بازی آن در پکن نوشته می شود.