مذاکره یک ابزار است

5 اردیبهشت 1405 - خواندن 4 دقیقه - 67 بازدید

کدام مذاکره؟

متاسفانه در گذشته ما شاهد بودیم که بعضی به مذاکره یا قداست بی خود دادند و یا مذاکرات را پلیدی معرفی می کردند، درحالی که مذاکره یک ابزار است مذاکره نه مقدس است و نه پلید، بلکه یک ابزار است و باید درست از آن استفاده کرد، مذاکره بر اساس دو رویکرد است:

۱. مذاکره مبتنی بر حق و عزت

در این رویکرد، مذاکره نه به معنای عقب نشینی از اصول، بلکه ابزاری برای تبیین حقیقت، اتمام حجت و پاسداشت کرامت انسانی و الهی، و مطالبه حق است. نمونه برجسته این الگو را می توان در سیره امام حسین (ع) در گفت وگوهای ایشان در واقعه عاشورا مشاهده کرد؛ گفت وگوهایی که در چارچوب اصول تغییرناپذیر، ارزش های الهی و دفاع از حقانیت شکل گرفتند.
در چنین الگویی، رهبری الهی خطوط قرمز و شروطی را تعیین می کند که عبور از آن ها به معنای پذیرش انفعال و از دست دادن عزت است، در روز عاشورا بعد از گفت و گو امام با عمر ملعون، وقتی امام پذیرشی در دشمن نمی بیند میفرماید هیهات منا الذله و مقاومت و مرگ را انتخاب می کند و این مرگ را عزت و رستگاری میداند. بنابراین هرگاه طرف مقابل از این شروط سرباز زند یا پایبندی لازم را نشان ندهد، مسیر مقاومت یک انتخاب ضروری برای حفظ کرامت و اصالت محسوب می شود.
مذاکره در این نگاه همچنان در خدمت صیانت از آرمان هاست و نه سازش بر سر آن ها و عقب نشینی از آرمان ها

۲. مذاکره مبتنی بر انفعال و عدول از اصول

در نقطه مقابل، نوعی مذاکره وجود دارد که بر پایه چشم پوشی از اصول بنیادین و نادیده گرفتن معیارهای حق و باطل شکل می گیرد. در این الگو، مذاکره ابزار تسلیم شدن در برابر فشارها، وعده های غیرقابل اعتماد و اعتماد به امضا و تضمینی دشمن و تسلیم در برابر اشک های فریبنده دشمن مکار توافق هایی می شود که فاقد تضمین های لازم اند و گاه با احساسات و هیجانات سطحی همراه می شوند.
چنین روندی، که می تواند به ذلت تعبیر شود، به معنای عبور از خطوطی است که برای حفظ کرامت و منافع اصیل یک جامعه تعیین شده اند. پیامد این نوع توافق ها، تضعیف بنیان های راهبردی و باقی ماندن تهدیدهای بیرونی است.

تفاوت این دو نگرش به مذاکره، در مبانی ارزشی و الگوهای هدایت کننده آن است. هنگامی که شروط تعیین شده از سوی مرجع هدایت نقض می شود، مقاومت به ضرورتی اجتناب ناپذیر برای حفظ عزت بدل می شود؛ و در مقابل، چشم پوشی از این اصول مسیر را به سوی انفعال و آسیب پذیری می گشاید. بدین ترتیب، فهم تمایز میان «مذاکره عزتمندانه» و «سازش آسیب زا» روشن می شود.

مذاکره نه، مطالبه!

در مقطع کنونی، یکی از مهم ترین ظرفیت های راهبردی در روند مذاکرات، نبود ذوق و شوق زدگی نسبت به اصل مذاکره است. برخلاف دوره های پیشین، ترس از تهدیدهای بیرونی، از جمله سایه جنگ، تاثیر روانی پیشین دیگر وجود ندارد و کشور همه این تهدیدها را در میدان در حین مذاکرات دیده است، توانمندی های دفاعی و حضور معجزه وار آحاد مردم در صحنه، فضای عمل گسترده تری برای دستگاه دیپلماسی فراهم کرده است.
بی اعتمادی عمومی و نهادی نسبت به طرف های خارجی نیز سبب شده است که رویکرد غالب نه نیاز به توافق بلکه «مطالبه گری از دشمن» باشد. بنابراین، پذیرش یا رد توافق در چارچوب میزان پایبندی طرف مقابل به تعهدات سنجیده می شود و نه براساس نیاز فوری به نتیجه.
چنانچه طرف مقابل تعهدات خویش را به درستی انجام دهد، رضایت حاصل خواهد شد؛ و در غیر این صورت، بازدارندگی و ابزارهای قدرت نظامی و ملی همچنان به عنوان پشتوانه تصمیم گیری باید مورد استفاده قرار بگیرد.

محمدباقر سعیدی