«رهایی بخشی یا سلطه» – تاملی فلسفی در بحران تعلیم و تربیت دینی در ایران

اگر شما نیز از آن دسته خوانندگانی هستید که گاه با خود می اندیشید چرا با وجود ساعت ها آموزش دینی در مدارس و دانشگاه ها، نه تنها نسل جوان به دین نزدیک نشده، بلکه گاه از آن فاصله هم گرفته است، کتاب «رهایی بخشی یا سلطه» نوشته بیژن عبدالکریمی، پاسخی است درخور تامل. این کتاب را می توان یکی از جسورانه ترین و عمیق ترین آثار فلسفی در سال های اخیر دانست که با زبانی روشن اما ریشه دار، به آسیب شناسی تعلیم و تربیت دینی در ایران می پردازد.
نویسنده که از چهره های شاخص فلسفه معاصر در ایران است، در این اثر نشان می دهد که بحران دینداری در جامعه ما ریشه در سطحی ترین لایه های نظام آموزشی ندارد. او با تکیه بر فلسفه اگزیستانس هایدگر، کیرکگور و دیگر متفکران بزرگ، این پرسش بنیادین را مطرح می کند: مگر نه اینکه پس از انقلاب اسلامی، آرزوی بازگشت به خویشتن دینی و فرهنگی را داشتیم؟ چرا امروز با فاصله گیری روزافزون جامعه، به ویژه نسل جوان، از سنت ها و ارزش های دینی مواجهیم؟
عبدالکریمی پاسخ خود را در سه سطح ارائه می دهد: نخست، فقدان درک وجودشناختی از غرب؛ دوم، فقدان بینش تاریخی(نحوه نگرش) در سنت فکری ما؛ و سوم، نگاه ایدئولوژیک به دین که آن را «گوساله سامری زمان ما» می نامد. او با صراحت می گوید که نظام آموزشی ایران، دین را به مجموعه ای از مفاهیم و گزاره های مرده تبدیل کرده و آنچه تدریس می شود نه «تجربه زیسته دینی» که «جسد دین» است.
شاید مهم ترین بخش کتاب برای معلمان، برنامه ریزان آموزشی و حتی والدین، بحث «رابطه حقیقت و آزادی» باشد. عبدالکریمی با الهام از هایدگر نشان می دهد که «ذات حقیقت، آزادی است» و نظامی که حقایق را از پیش تعیین کرده و از دانش آموز فقط حفظ کردن می خواهد، نه تنها حقیقتی را منتقل نمی کند، بلکه بنیان هرگونه تجربه دینی اصیل را ویران می سازد. او میان دو حوزه «نفوذ» و «رسمیت» تفکیک می کند و نشان می دهد که اجباری کردن نماز در مدرسه، نتیجه ای جز «رفتار خشک، بیروح، سیاسی و پاداش محور» ندارد.
خواندن این کتاب برای همه کسانی که در آموزش و پرورش، دانشگاه، رسانه یا هر نهاد فرهنگی دیگری کار می کنند، ضروری است. زیرا عبدالکریمی تنها به نقد بسنده نمی کند؛ او راه حل نیز ارائه می دهد: ایدئولوژی زدایی از کتب درسی، پایان سیطره گفتمان فقهی-کلامی، گذار از کتاب محوری به مخاطب محوری، و مهم تر از همه، بازگرداندن آزادی و انتخاب به قلب فرآیند تعلیم و تربیت.
اما هشدار: این کتاب آسان خوان نیست. عبدالکریمی خواننده را به سفری فلسفی می برد که گاه دشوار و نفس گیر است. اما اگر از آن دسته خوانندگانی هستید که حاضرید برای فهمیدن بهای کمی رنج را بپردازید، «رهایی بخشی یا سلطه» شما را با پرسش هایی روبه رو می کند که پس از خواندن آن، دیگر نمی توانید به نظام آموزشی و نسبت دین و تربیت، چون پیش بنگرید.
در پایان، شاید پر جرئت ترین جمله این کتاب را بار دیگر بخوانیم: «آنچه امروز سبب رویگردانی مردم، به خصوص جوانان و نوجوانان، از تفکر و فرهنگ دینی شده است نه خود دین، بلکه ندایی است که از درون گوساله سامری رهیافت ایدئولوژیک به دین بیرون می آید». اگر می خواهید بدانید این «گوساله سامری» چیست و چگونه می توان از آن عبور کرد، این کتاب را بخوانید.
کانال در بله:
کانال در ایتا: