جنگ با دانش، جنگ با انسانیت

31 فروردین 1405 - خواندن 4 دقیقه - 18 بازدید


حمله به مراکز علمی، به ویژه نهادی مانند دانشگاه صنعتی شریف، از جمله موضوعاتی است که هم زمان بار احساسی، سیاسی و حقوقی سنگینی دارد و برای تحلیل آن باید میان واقعیت های میدانی، روایت های رسانه ای و چارچوب های حقوق بین الملل تمایز قائل شد. در جریان جنگ تحمیلی اخیر میان ایران با آمریکا و اسرائیل، گزارش هایی منتشر شده که نشان می دهد در موجی از حملات، بخش هایی از زیرساخت های شهری تهران از جمله محدوده هایی نزدیک به دانشگاه شریف دچار آسیب شده اند. شواهدی هم وجود دارد که نشان می دهد این دانشگاه صرفا به عنوان یک مرکز علمی و بدون هیچ گونه کارکرد نظامی، هدف مستقیم قرار گرفته است. در حالی که طرف متجاوز مدعی شده که این دانشگاه یک مرکز تحقیقاتی نظامی بوده است.

علاوه بر این، هدف قرار دادن مراکز علمی می تواند بخشی از راهبرد گسترده تر تضعیف توان ملی یک کشور باشد. دانشگاه ها نه تنها محل تولید دانش و فناوری هستند، بلکه نقش کلیدی در تربیت نیروی انسانی متخصص دارند. ضربه به این مراکز، در بلندمدت می تواند توسعه علمی و صنعتی را کند کرده و حتی موجب مهاجرت نخبگان شود. از سوی دیگر، دانشگاه ها معمولا کانون های مهم اجتماعی و سیاسی نیز محسوب می شوند؛ بنابراین حمله به آن ها می تواند پیام روانی و سیاسی قدرتمندی به جامعه منتقل کند و به نوعی ابزار فشار غیرمستقیم بر افکار عمومی باشد.

با این حال، چنین اقداماتی در چارچوب حقوق بین الملل با محدودیت های جدی مواجه است. بر اساس قواعد جنگ، به ویژه کنوانسیون های ژنو، حمله به اهداف غیرنظامی از جمله مراکز آموزشی ممنوع است، مگر آنکه این مراکز به طور موثر در خدمت عملیات نظامی قرار گرفته باشند. حتی در این صورت نیز اصل تناسب باید رعایت شود؛ یعنی میزان خسارت به غیرنظامیان نباید بیش از منفعت نظامی مورد انتظار باشد. در صورتی که ثابت شود یک مرکز علمی بدون نقش نظامی هدف قرار گرفته، این اقدام می تواند مصداق نقض جدی حقوق بین الملل و حتی جنایت جنگی تلقی شود.

در سطح کلان تر، این حملات را باید در چارچوب یک درگیری وسیع تر تحلیل کرد. در چنین جنگی، اهداف صرفا محدود به میدان نبرد سنتی نیستند، بلکه شامل زیرساخت های حیاتی، مراکز فناوری، و حتی نمادهای ملی نیز می شوند. آمریکا و اسرائیل این حملات را بخشی از راهبردی می دانند که هدف آن مهار توان نظامی و فناورانه ایران، اعمال فشار برای تغییر رفتار سیاسی، و ایجاد بازدارندگی از طریق تخریب زیرساخت های کلیدی است. این نوع رویکرد که گاه «بازدارندگی از طریق ضربه راهبردی» نامیده می شود.

در نهایت، آنچه این مسئله را پیچیده تر می کند، شکاف میان روایت های مختلف است. طرف متجاوز حمله به دانشگاه ها را مشروع می داند و مدعی است که این نهادها مشغول به تحقیقات نظامی اند، در حالی که طرف مقابل آن را به عنوان نقض آشکار قوانین و اخلاق جنگی معرفی می کند. بنابراین قضاوت دقیق درباره چنین رویدادهایی نیازمند دسترسی به اطلاعات مستقل، بررسی شواهد میدانی، و تحلیل بی طرفانه است. با این حال، حتی در فضای ابهام نیز یک اصل روشن باقی می ماند: هرگونه حمله به مراکز علمی، در صورتی که خارج از ضرورت نظامی باشد، نه تنها از نظر حقوقی بلکه از منظر انسانی نیز عمیقا غیر قابل پذیرش و نگران کننده است.


دکتر علی دادور