در سوگ یورگن هابرماس، معلمی که در گفت وگو زیست

30 فروردین 1405 - خواندن 2 دقیقه - 58 بازدید

با قلبی آکنده از اندوه و سرشار از سپاس، خبر درگذشت یورگن هابرماس را نه پایان یک عمر، که پایان یک عصر می خوانم. او برای من فقط تنها یک جامعه شناس، فیلسوف یا فیلسوف اجتماعی نبود؛ او معلم الهام بخش من بوده و هست. هابرماس برای من الگویی از یک روشنفکر متعهد بود که تا واپسین نفس، زیستن اخلاقی را با کنش عقلانی پیوند زد. او به ما آموخت که حقیقت در خلا متولد نمی شود، بلکه در «موقعیت گفت وگو» شکل می گیرد. جهان او، جهانی از «کنش ارتباطی» بود؛ جایی که هیچ صدایی برتر از دیگری نیست و هر ادعایی باید در بوته ی نقد و استدلال سنجیده شود. او نه «من تنها» که «ما گفت وگوکننده» را مرکز اخلاق و سیاست قرار داد. شگفت انگیز این بود که خود او همین شیوه را زندگی می کرد: هرگز از شنیدن نقد نمی هراسید، با مخالفانش گفت وگو می کرد، و در مجامع عمومی، نه به نام قدرت، که به نام عقل جمعی سخن می گفت. در روزهایی که جهان گرفتار خشم تک صداها، گسترش استبداد و افراطی گری، رواج پوپولیسم و فرسایش فضای عمومی است، اندیشه ی هابرماس چراغی است، همیشه روشن. او به ما آموخت که دموکراسی فقط انتخابات، نهادها و صندوق آراء نیست؛ دموکراسی یعنی توانایی «گوش دادن به دیگری»، یعنی جرئت شروع دوباره ی گفت وگو.