عوامل موثر در ایجاد یک شهر خوب

29 فروردین 1405 - خواندن 7 دقیقه - 77 بازدید

عوامل موثر در ایجاد یک شهر خوب

درحالی که کلیه مدیران شهری به دنبال یافتن روش هایی برای ارتقای رفاه شهر خود هستند، چیزی که بیش از همه مشخص است، روش استراتژیک محوری است که برای رسیدن به هدف دنبال می کنند. معافیت های مالیاتی، تصمیم گیری بدون تحلیل کافی در مورد اینکه آینده شهر در گرو آخرین صنایع نوظهور است و استفاده از تکنولوژی های پاک، اثر چندانی ندارند.

برای شناخت بهترین چشم اندازهای رشد رویکرد دقیق تری مورد نیاز است. و به این معنی نیست که مدیران شهری باید خود را درگیر نوعی کسب وکار کنند، بلکه در عوض رویکرد آنها باید با ارزیابی دقیقی از اینکه مزیت های رقابتی شهر در کجا نهفته شکل بگیرد.

بنابراین اولین گام، شناسایی مزیت های رقابتی یک شهر است و باید نشان دهد گروه های فعال موجود در یک شهر پتانسیل تقویت شدن را دارند. مثلا شهرهای جنوبی آمریکا از جمله آتلانتا، ساوانا و نشویل، در جذب شرکت های خودروسازی خارجی موفق بوده اند یا لندن در ایجاد یک گروه تکنولوژیک به نام Tech City موفق بوده است.

سرمایه گذاری برای رشد

سرمایه گذاری هدفمند بخش دولتی برای جذب کسب وکارها به سوی شهرها ضروری است. در «طرح پایداری ۲۰۱۱» شهر نیویورک اشاره شده: «امروزه پویایی انسان و سرمایه، رقابت شدیدی میان شهرها ایجاد کرده است. ما برای جذب بهترین ایده ها و نیروی کار لایق رقابت می کنیم. برای رشد اقتصادی باید فضایی مناسب برای کارآفرینان بااستعداد ایجاد کنیم.» بر اساس این طرح، قرار بود تا پایان سال ۲۰۱۳ تعداد ۴۰۰ هدف برای توسعه امنیت عمومی، فضای سبز و غیره محقق شود. چنین پیشرفت هایی نیازمند سرمایه گذاری در سطوح مختلف است. مثلا دبی سرمایه گذاری گسترده ای در بخش زیرساخت ها داشته تا به یک قطب اقتصادی و مرکز توریستی بین المللی تبدیل شود. این فعالیت ها سهم ۲۵ درصدی در تولید ناخالص داخلی سالانه دبی داشته اند.

تفکر مشتری محور

شهرها می توانند از طریق گفت وگوی مداوم با رهبران صنایع و ایجاد ارتباط بین کسب وکارها، سرمایه گذاران و استعدادهای مختلف و نیز برگزاری کنفرانس ها، سازمان ها را در یک گروه انتخابی جذب کنند. شهرداری ها در این میان نقش مهمی دارند و می توانند از نفوذ و ارتباطاتی که دارند، استفاده کنند. مایک بل، شهردار تولدو در ایالت اوهایو آمریکا توانست شرکت های چینی را جذب این شهر کند.

برنامه ریزی برای تغییر

رشد هوشمند به معنی برنامه ریزی برای آینده است. دنیا مملو از نمونه شهرهایی است که به سرعت و بدون هیچ گونه برنامه ریزی خاصی رشد کرده اند. نتیجه این عدم برنامه ریزی در بهترین حالت هرج و مرج و بی نظمی است، اما این وضعیت اغلب مانع توسعه بیشتر است و کیفیت زندگی پایینی را برای شهروندان و البته محیط زیست به همراه دارد. بنابراین، مدیران شهری باید آینده نگر باشند و برای رشد و تغییرات جمعیتی و اثر آن بر حمل ونقل، مدارس، بیمارستان ها و بسیاری دیگر از جنبه های زندگی شهری برنامه ریزی کنند. همچنین آنها باید ضمانت کنند که این برنامه ها در طول زمان با تغییر نیازهای شهر سازگار خواهند بود. کارآمدترین شهرها چشم اندازی منطقه ای اتخاذ می کنند و فرآیند برنامه ریزی جامع و انعطاف پذیری ارائه می کنند.

چشم انداز منطقه ای

مدیران شهری خوب به رشد منطقه ای فکر می کنند، نه فقط رشد شهر خودشان، چون با رشد کلان شهرها نیاز به همکاری با شهرداری شهرهای حومه و بخش های خدماتی منطقه ای به وجود می آید. در غیر این صورت، رقابت محلی به کمبود یا مازاد سرمایه گذاری در زیرساخت ها منجر می شود، چون این نگرانی وجود دارد که چه کسی برای چه چیزی سرمایه گذاری می کند و چه کسی از آن نفع می برد و در نتیجه بر سر نقش ها و مسوولیت ها بی نظمی ایجاد می شود. نمونه این امر منطقه «دلتای رودخانه مروارید» در چین است که در منطقه ای به وسعت ۱۰۰ کیلومتر مربع پنج فرودگاه بین المللی ساخته شده و با هم رقابت می کنند. تاخیر در پروازها، هزینه اضافی سوخت و نگرانی در مورد امنیت پروازها، از عواقب چنین شرایطی است.

انعطاف پذیر ماندن

شهرها به طور فزاینده ای از طرح های شهری انعطاف پذیری استفاده می کنند که مثل چارچوبی برای جا دادن پروژه های پیشنهادی در سطح محلی عمل می کند. این طرح ها به مجموعه اصول راهنمایی وابسته اند که به تصمیم گیری در مورد طرح های پیشنهادی جدید کمک می کنند. در نتیجه، این طرح ها با تغییر نیاز شهرها ایجاد می شوند و تضمین می کنند که شهر مسیر رشد را به سوی اهداف بلندمدت ادامه می دهد.

این نوع انعطاف پذیری نیازمند مهارت زیادی است و شهرهایی که در برنامه ریزی شهری سرآمد هستند، بخش های منظم متعددی برای این برنامه ریزی ها دارند. دپارتمان برنامه ریزی سانفرانسیسکو این شیوه انعطاف پذیر را در دستور کار دارد. این دپارتمان که از ۱۰۰ نیروی کار ماهر در حوزه های برنامه ریزی شهری، اقتصاد و حمل و نقل بهره مند است، برنامه ای موثر بر اساس اصولی دارد که رویکرد «حفظ و توسعه ارزش های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیبایی شناختی» را ایجاد می کند.

ادغام تفکر زیست محیطی

روشی که مدیران شهری محیط زیست را با تصمیم گیری های اقتصادی تلفیق می کنند، برای رشد هوشمند بسیار مهم است. در حال حاضر، شهرها عامل تولید ۷۰ درصد گازهای گلخانه ای دنیا هستند که بیشتر آن از مصرف انرژی در ساختمان ها و حمل و نقل شهری ایجاد می شود. این میزان تولید آلودگی خسارت زیادی به محیط زیست محلی و جهانی وارد می کند. به عنوان مثال، ازدیاد ترافیک شهری هم هزینه کسب وکارها را بالا می برد و هم آلودگی هوای ناشی از آن تهدیدی برای سلامت شهروندان است. با توجه به کاهش منابع، عدم توجه به پایداری نیز تهدیدی برای چشم انداز رشد بلندمدت

است.

رویکرد بهینه برای رشد زیست محیطی، هزینه های تخریب محیط زیست را در نظر می گیرد، بنابراین اهداف زیست محیطی را با فرآیند برنامه ریزی تلفیق می کند. به عنوان مثال، ونکوور طرح «سبزترین شهر» را که اهداف آن برای سال ۲۰۲۰ تعیین شده، اجرا می کند؛ یا کپنهاگ پایدارترین شهر اروپا است که قصد دارد، اثر کربن را خنثی کند یا شهر سیاتل قصد دارد دفن ضایعات را به صفر برساند.

برنامه ریزی و ساخت زیرساخت ها به شیوه سازگار با محیط زیست و استفاده از ترکیب قیمت گذاری، قوانین و کمپین های اطلاعاتی برای تشویق شهروندان به حفاظت از منابع طبیعی، می تواند، به تحقق این اهداف کمک کند.

ایجاد زیرساخت های سبز

با سرعتی که روند شهری سازی طی می کند، شهرهای دنیا به روی هم، بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵، سالانه ۶۵ میلیون سکنه را می پذیرند. در نتیجه تقاضا برای ایجاد زیرساخت ها به حدی می رسد که سالانه مثلا شهرهای هند باید فضای شهری معادل کل فضاهای مسکونی و تجاری شهر شیکاگو ایجاد کنند. شهرهای چین باید ۵/۲ برابر این میزان را ایجاد کنند. بنابراین رشد پایدار به سرمایه گذاری در زیرساخت هایی بستگی دارد که انتشار کربن، تولید زباله و مصرف آب را کاهش می دهند. در واقع روشی که در ساخت و بازسازی شهرهایمان به کار می گیریم، میزان پایداری بوم شناختی آنها را در دهه های آینده تعیین می کند.

توسعه زیرساخت های موجود، ساخت فضاهای سبز و استفاده بهینه از منابع زمینی همگی به این کار کمک می کنند.