ذوالفقار محمدی فر
12 یادداشت منتشر شدهتحول دیجیتال در HR: آیا سازمان های ایرانی آماده هستند؟
در حالی که بسیاری از متخصصان منابع انسانی در ایران آموزش های لازم در این زمینه ها را دریافت نکرده اند و هنوز فاصله ای میان تخصص های مدیریتی و مهارت های فناورانه وجود دارد. به همین دلیل، در بسیاری از سازمان ها هنوز ظرفیت واقعی داده های منابع انسانی مورد استفاده قرار نگرفته است.
علاوه بر چالش های فناورانه، فرهنگ سازمانی نیز نقش تعیین کننده ای در موفقیت تحول دیجیتال دارد. پذیرش فناوری های هوشمند نیازمند فرهنگی است که نوآوری، یادگیری مستمر و تصمیم گیری مبتنی بر داده را تشویق کند. در برخی سازمان ها، نگرانی درباره جایگزینی نیروی انسانی با فناوری یا بی اعتمادی به سیستم های الگوریتمی می تواند مانعی برای پذیرش این فناوری ها باشد. همچنین در سازمان هایی که تصمیم گیری ها بیشتر بر اساس سلسله مراتب اداری و تجربه مدیریتی انجام می شود، حرکت به سمت مدل های داده محور ممکن است با مقاومت هایی روبه رو شود.
در کنار این مسائل، موضوع اخلاق و حکمرانی داده نیز به یکی از دغدغه های مهم در استفاده از هوش مصنوعی تبدیل شده است. الگوریتم هایی که برای تحلیل داده های منابع انسانی استفاده می شوند، در صورتی که بر پایه داده های سوگیرانه آموزش دیده باشند، ممکن است نابرابری ها یا تبعیض های موجود در داده ها را بازتولید کنند. علاوه بر این، استفاده گسترده از داده های کارکنان می تواند نگرانی هایی درباره حریم خصوصی و امنیت اطلاعات ایجاد کند. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان بر ضرورت توسعه چارچوب های اخلاقی و قانونی برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در سازمان ها تاکید می کنند.
با وجود این چالش ها، فرصت های پیش روی سازمان های ایرانی نیز قابل توجه است. افزایش دسترسی به فناوری های دیجیتال، رشد استارتاپ های فناوری و گسترش زیرساخت های داده ای در سال های اخیر نشان می دهد که زمینه های لازم برای تحول دیجیتال به تدریج در حال شکل گیری است. اگر سازمان ها بتوانند سرمایه گذاری مناسبی در حوزه زیرساخت های فناوری، آموزش نیروی انسانی و توسعه فرهنگ داده محور انجام دهند، استفاده از هوش مصنوعی می تواند به یکی از عوامل کلیدی افزایش بهره وری و رقابت پذیری تبدیل شود.
در این مسیر، مدیران منابع انسانی نقش بسیار مهمی دارند، آنان باید از یک نقش اجرایی سنتی فاصله گرفته و به تحلیلگران استراتژیک سرمایه انسانی تبدیل شوند. این تغییر نقش مستلزم یادگیری مهارت های جدید، همکاری نزدیک تر با متخصصان فناوری اطلاعات و مشارکت فعال در طراحی سیستم های تحلیلی سازمان است. به بیان دیگر، آینده مدیریت منابع انسانی تا حد زیادی به توانایی مدیران در ترکیب دانش مدیریتی با ابزارهای تحلیلی و دیجیتال وابسته خواهد بود.
در نهایت، تحول دیجیتال در منابع انسانی را باید بخشی از یک تغییر گسترده تر در نحوه اداره سازمان ها دانست؛ تغییری که در آن داده ها، الگوریتم ها و تحلیل های پیشرفته نقش فزاینده ای در تصمیم گیری ایفا می کنند. سازمان هایی که بتوانند این تغییر را به درستی مدیریت کنند، نه تنها در بهره گیری از استعدادهای انسانی موفق تر خواهند بود، بلکه در فضای رقابتی اقتصاد دیجیتال نیز جایگاه قوی تری پیدا خواهند کرد.
بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا فناوری های هوشمند وارد مدیریت منابع انسانی خواهند شد یا نه؛ این تحول هم اکنون در حال رخ دادن است.
پرسش اساسی این است که سازمان های ایرانی تا چه اندازه برای این تغییر آماده اند و آیا می توانند از فرصت های آن برای بازآفرینی شیوه مدیریت سرمایه انسانی بهره بگیرند یا خیر؟