سجاد مهدوی حسب
2 یادداشت منتشر شدهپدیده طلاربایی در فرآوری طلا

مقدمه
در بسیاری از کانسنگ های حاوی طلا، به ویژه کانسنگ های کربن دار یا دارای مواد آلی و معدنی فعال، پدیده ای به نام «طلاربایی» یا Preg‑Robbingرخ می دهد .این پدیده یکی از مشکلات رایج در صنعت فرآوری طلا میباشد که می تواند تاثیر بسیار منفی بر بازیابی طلا در فرآیندهای هیدرومتالورژیکی داشته باشد. کربن موجود در کانسنگ طلا می تواند رفتاری مشابه کربن فعال داشته باشد و توانایی جذب کمپلکس سیانور طلا را نشان دهد. پدیده طلا ربایی زمانی رخ می دهد که ترکیبات موجود در کانسنگ، کمپلکس های محلول طلا را که در مرحله لیچینگ تشکیل شده اند جذب کرده و از دسترس جاذب های صنعتی مانند کربن فعال یا رزین خارج کنند. در نتیجه، بخش قابل توجهی از طلا به جای بازیابی در مدار جذب، دوباره به فاز جامد بازمی گردد و به صورت باطله از سیستم خارج می شود. شناخت دقیق ماهیت، مکانیزم و روش های کنترل این پدیده برای طراحی صحیح کارخانه های فرآوری طلا اهمیت اساسی دارد.
تعریف و ماهیت پدیده طلاربایی
طلاربایی به توانایی برخی مواد موجود در کانسنگ برای جذب کمپلکس های محلول طلا، از محلول لیچینگ اطلاق می شود. این مواد معمولا شامل کربن های طبیعی (مانند کربن گرافیتی یا مواد آلی کربن دار)، برخی مواد آلی هومیکی و در مواردی برخی کانی های رسی یا سولفیدی هستند. هنگامی که طلا در طی فرآیند سیانوراسیون در محلول حل می شود، این مواد فعال می توانند آن را از محلول جذب کرده و مانع از انتقال آن به کربن فعال یا رزین های تبادل یونی شوند.
ماهیت این پدیده به رفتار جذب سطحی مواد موجود در کانسنگ مربوط می شود. برخی کانسنگ ها حاوی مواد کربنی هستند که ساختاری مشابه کربن فعال دارند و می توانند مانند یک جاذب طبیعی عمل کنند. این مواد که اغلب به صورت کربن گرافیتی یا مواد آلی تغییر یافته در کانسنگ یافت می شوند، دارای سطح ویژه بالا و سایت های فعال هستند و بنابراین تمایل زیادی برای جذب کمپلکس های طلا دارند. در چنین شرایطی، حتی اگر طلا در محلول به خوبی حل شود، ممکن است دوباره توسط این مواد جذب شود و بازیابی کلی فرآیند کاهش یابد.
مکانیزم طلاربایی در فرآیند لیچینگ
مکانیزم اصلی طلاربایی به فرآیندهای جذب سطحی و تبادل یونی مربوط می شود. در فرآیند سیانوراسیون، طلا در حضور اکسیژن و سیانید به کمپلکس محلول تبدیل می شود. این کمپلکس در حالت عادی توسط جاذب های صنعتی مانند کربن فعال یا رزین های تبادل یونی جذب شده و از محلول جدا می شود. اما در حضور مواد کربنی طبیعی، این کمپلکس می تواند بر روی سطح این مواد جذب شود.
فرآیند طلاربایی معمولا شامل چند مرحله است. ابتدا کمپلکس طلای محلول از فاز مایع به سطح ماده کربنی منتقل می شود. سپس این کمپلکس در اثر نیروهای فیزیکی یا شیمیایی بر روی سطح ماده جذب می شود. در برخی موارد، طلا ممکن است به صورت قوی در ساختار مواد کربنی تثبیت شود و حتی در مراحل بعدی نیز به راحتی آزاد نشود.
میزان طلاربایی به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله مقدار کربن موجود در کانسنگ، نوع کربن (گرافیتی یا آلی)، سطح ویژه و ساختار آن، و شرایط عملیاتی فرآیند مانند pH، غلظت سیانید و زمان ماند. نکته مهم این است که میزان کربن موجود در سنگ همیشه شاخص مناسبی برای پیش بینی شدت طلاربایی نیست؛ زیرا نوع و فعالیت سطحی کربن نقش تعیین کننده تری دارد.
اثرات طلاربایی بر فرآیند لیچینگ طلا
پدیده طلاربایی می تواند اثرات قابل توجهی بر عملکرد کارخانه فرآوری طلا داشته باشد. مهم ترین اثر آن کاهش بازیابی طلا است. در شرایطی که طلا پس از حل شدن مجددا توسط مواد موجود در سنگ جذب شود، مقدار طلایی که به مرحله جذب روی کربن فعال یا رزین می رسد کاهش می یابد. در نتیجه، بخشی از طلا همراه با باطله از مدار خارج می شود.
اثر دیگر طلاربایی افزایش مصرف مواد شیمیایی است. زمانی که طلا به طور مداوم از محلول حذف می شود، ممکن است برای حفظ راندمان فرآیند نیاز به مصرف بیشتر سیانید یا اکسیژن باشد. علاوه بر این، برای غلبه بر اثر طلاربایی ممکن است لازم باشد مقدار بیشتری کربن فعال در مدار استفاده شود که این امر هزینه های سرمایه ای و عملیاتی را افزایش می دهد.
از دیدگاه طراحی فرآیند، وجود طلاربایی می تواند اندازه و پیچیدگی مدار لیچینگ و جذب را افزایش دهد. برای مثال، در برخی کارخانه ها لازم است تعداد مخازن CIL(کربن در لیچ) افزایش یابد یا موجودی کربن فعال در مدار بیشتر شود تا رقابت با مواد کربنی طبیعی امکان پذیر گردد. همچنین ممکن است ظرفیت واحدهای الووشن و احیای کربن افزایش یابد.
روش های شناسایی طلاربایی
شناسایی این پدیده معمولا در مراحل آزمایشگاهی و مطالعات متالورژیکی انجام می شود. یکی از روش های متداول، انجام آزمایش های لیچینگ در حضور و عدم حضور جاذب است. در این آزمایش ها ابتدا سیانوراسیون مستقیم انجام می شود و سپس همان آزمایش در حضور کربن فعال یا رزین تکرار می شود.
روش دیگر استفاده از آزمایش های جذب با افزودن کربن فعال یا رزین در شرایط کنترل شده است. در این آزمایش ها میزان طلای جذب شده توسط جاذب در حضور کانسنگ بررسی می شود. اگر کانسنگ باعث کاهش قابل توجه ظرفیت جذب جاذب شود، نشان دهنده وجود مواد طلاربا در کانسنگ است.
آنالیزهای کانی شناسی نیز نقش مهمی در شناسایی این پدیده دارند. روش هایی مانند میکروسکوپ الکترونی، آنالیز کربن آلی و مطالعات پتروگرافی می توانند حضور کربن گرافیتی یا مواد آلی فعال را مشخص کنند. این اطلاعات به مهندسان فرآوری کمک می کند تا میزان طلاربایی را ارزیابی کرده و مسیر فرآوری مناسب را انتخاب کنند.
روش های کنترل و کاهش طلاربایی
برای کنترل این پدیده روش های مختلفی توسعه یافته است که بسته به نوع کانسنگ و شدت مشکل انتخاب می شوند. یکی از روش های رایج استفاده از مواد غیرفعال کننده است. موادی مانند نفت سفید (Kerosene) می توانند سطح مواد کربنی طبیعی را پوشانده و فعالیت جذب آنها را کاهش دهند. با این حال، این مواد ممکن است باعث گرفتگی کربن فعال نیز شوند.
روش دیگر استفاده از مقدار زیاد کربن فعال در مدار CILاست. در این حالت با افزایش موجودی کربن فعال تلاش می شود رقابت جذب به نفع کربن صنعتی تغییر کند. اگرچه این روش می تواند موثر باشد، اما نیاز به موجودی زیاد کربن، ظرفیت بالاتر در واحد الووشن و هزینه های عملیاتی بیشتر دارد.
استفاده از رزین های تبادل یونی نیز یکی از راهکارهای موثر در برخی موارد است. رزین ها می توانند ظرفیت جذب بالاتری نسبت به کربن فعال داشته باشند و در برخی شرایط مقاومت بیشتری در برابر گرفتگی ناشی از مواد آلی نشان دهند. به همین دلیل در برخی پروژه ها از فرآیند RIL (Resin in Leach) به جای CIL استفاده شده است.
در برخی موارد نیز لازم است مواد کربنی قبل از لیچینگ از کانسنگ جدا شوند. این کار می تواند با روش های فیزیکی مانند فلوتاسیون انجام شود. در روش های دیگر، فرآیندهای اکسیداسیون حرارتی مانند تشویه استفاده می شوند تا کربن موجود در کانسنگ سوزانده شود. همچنین در برخی مدارها از ترکیب فرآیندهای اکسیداسیون باکتریایی (BIOX) و مدارهای CIL برای کنترل اثر کربن استفاده می شود.
نتیجه گیری
طلاربایی یکی از مهم ترین چالش ها در فرآوری کانسنگ های طلای کربن دار است و می تواند به طور قابل توجهی بازیابی طلا را کاهش دهد. این پدیده ناشی از توانایی برخی مواد موجود در کانسنگ برای جذب کمپلکس های محلول طلا است و شدت آن به ویژگی های کانی شناسی و شیمیایی سنگ بستگی دارد. شناخت دقیق این پدیده از طریق آزمایش های متالورژیکی و مطالعات کانی شناسی امکان پذیر است و انتخاب روش مناسب برای کنترل آن نقش کلیدی در طراحی موفق کارخانه های فرآوری طلا دارد. استفاده از مواد غیرفعال کننده، افزایش موجودی کربن فعال، به کارگیری رزین های تبادل یونی و یا حذف فیزیکی کربن از جمله مهم ترین راهکارهای مهندسی برای کاهش اثرات طلاربایی در مدارهای لیچینگ هستند.