جنگ رمضان و گردشگری
جنگ؛ واژه ای ناآشنا برای ایران که این روزها کام بسیاری از خانواده ها را تلخ و زندگی شان را به چالش کشانده است.در این شرایط بحرانی هم نوعی گردشگری دیده می شود، که افراد نه به دلیل فراغت و آرامش بلکه به دلیل محافظت از خانواده، جان و دست کشیدن از تمام دلبستگی هایشان محل زندگی خود را ترک می کنند و به نوعی پناهنده می شوند، به روستاها،شهرهای امن تر، دیار و ولایت خود و... که تاثیرات زیادی بر جوامع محلی نیز دارد.خروج همگانی این این افراد از کلان شهرها، موجب ترافیک های سنگین در جاده ها می گردد اما هدف آنها فقط ترک شهری است که در آن صدای موشک و پهپاد شنیده می شود، و رسیدن به مقصدی امن است.این روزها که در جنگ رمضان به سر می بریم، به وفور دیده می شود که روستاها از نظر زیرساختی، قابلیت و ظرفیت پذیرش تعداد زیادی از گردشگران را ندارد، مشکلاتی را هم برای آنها و هم برای افراد محلی به وجود می آورد اما اعتراضی نیست چون چاره ای نداریم زیرا پذیرش همه جانبه ای صورت گرفته و این فشار روانی بر همگان حاکم است.بالا رفتن سطح عمومی قیمت کالا در مقصد و در حالت جنگ امری طبیعی است اما برخی از فروشندگان نیز در همین شرایط به دنبال حداکثر کردن سود خود هستند که این عمل، موجب نارضایتی افراد محلی نیز می گردد و دلیل آن را حضور گسترده گردشگر می دانند و از طرفی گردشگران از جوامع میزبان ناراضی هستند؛ زیرا نظارتی صورت نمی گیرد و مدیریتی هم نیست، فعالیتی که بیش از پیش باید به آن توجه شود زیرا هیچ چیزی حالت طبیعی ندارد و تا جایی که ممکن است باید شرایط را برای زندگی بدون تنش تسهیل کنیم.رسانه ها درباره فراوانی کالاهای اساسی و مصرفی خانوار خبر می دهند اما مشکل ما در این شرایط جنگی، کاهش قدرت خرید مردم جهت رفع نیازهای اولیه به دلیل برخی از گران فروشی هاست.جوامع محلی باید به گونه ای رفتار و شرایط را مدیریت کنند تا افراد پس از جنگ نیز مشتاق سفر به آن مقصد معین باشند و خاطرات خوبی برایشان برجای مانده باشد . گردشگران هم وظایفی دارند، اینکه نسبت به فرهنگ، اعتقادات و ارزش های حاکم نهایت احترام را قائل شوند و محیطی مشارکتی و درک متقابل موقعیت را جهت عبور از این فضا رقم بزنند.