اقتصاد دریا محور خاورمیانه در بحران افزایش حضور آمریکا در منطقه
وضعیت اقتصاد دریا محور خاورمیانه (به ویژه خلیج فارس و دریای عمان) به شدت تابع ژئوپلیتیک و امنیت دریایی است. تنش های بین آمریکا و جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین متغیرهای تعیین کننده این وضعیت محسوب می شود. در ادامه، تحلیل را در چند بعد کلیدی ارائه می کنم:
1) جایگاه راهبردی اقتصاد دریا محور خاورمیانه
اقتصاد دریا محور منطقه بر چند ستون اصلی استوار است:
1. صادرات نفت و گاز دریا محور
2. کشتیرانی تجاری
3. ترانزیت انرژی
4. بندرها و هاب های لجستیکی مهم (جبل علی، فجیره، دمام، بندرعباس…)
5. صنایع فراساحل
6. صنایع نفت و پتروشیمی
7. شیلات
8. گردشگری دریایی
و نقطه کانونی همه این ها تنگه هرمز است،زیرا:
1. حدود ۲۰٪ نفت جهان از این گذرگاه عبور می کند.
2. بیش از یک چهارم تجارت دریا برد نفت جهان به آن وابسته است.
3. بخش بزرگی از LNGقطر (سهم مهمی از بازار جهانی) نیز از همین مسیر صادر می شود.
بنابراین هر تنش نظامی/امنیتی بر اقتصاد دریا محور این منطقه اثر مستقیم،سریع و قوی می گذارد.
2) اثرات مستقیم تنش آمریکا و ایران بر اقتصاد دریایی منطقه
الف) افزایش ریسک کشتیرانی و بیمه
1. حق بیمه جنگ برای نفت کش ها و کشتی ها چند برابر می شود.
2. برخی شرکت ها عبور از منطقه را محدود یا تعلیق می کنند.
3. نرخ کرایه نفت کش ها جهش می یابد.
📷این یعنی: افزایش هزینه حمل افزایش قیمت انرژی و کالا.
ب) تهدید انسداد یا اختلال در تنگه هرمز
1. مین ریزی، حملات موشکی یا جنگ سایبری می تواند تردد را مختل کند.
2. صرف «تهدید» هم بازار را متلاطم می کند.
3. حذف میلیون ها بشکه نفت از بازار جهانی.
4. جهش ناگهانی قیمت های انرژی منطقه.
ج) افزایش قیمت انرژی و اثر زنجیره ای
1. قیمت نفت در چند روز ده ها درصد رشد کند.
2. بازار «ریسک ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه» را در قیمت لحاظ کند.
3. تورم جهانی انرژی
4. افزایش هزینه تولید
5. فشار بر زنجیره تامین انرژی
3) پیامدها برای بازیگران اصلی منطقه
الف) جمهوری اسلامی ایران
تهدیدها:
1. تحریم و محدودیت صادرات دریایی
2. کاهش سرمایه گذاری بندری و انرژی
3. افت تجارت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی ( FDI ) در بلندمدت
فرصت ها:
1. استفاده ژئوپلیتیکی از هرمز به عنوان اهرم فشار
2. توسعه همکاری با چین و روسیه
3. رشد ناوگان و زیرساخت های بومی
ب) کشورهای عربی حوزه خلیج فارس
(عربستان، امارات، قطر، کویت…)
تهدیدها:
1. وابستگی شدید صادرات به هرمز
2. آسیب پذیری LNGقطر
3. افزایش هزینه امنیت دریایی
اقدامات جبرانی و اجباری:
1. خطوط لوله دورزننده هرمز (شرق و غرب عربستان، فجیره امارات)
2. توسعه بندرها دریای سرخ
3. تنوع بخشی اقتصاد (Vision 2030)
ج) آمریکا و غرب
منافع و تهدید توامان:
1. تهدید برای جریان انرژی جهانی
2. افزایش قیمت نفت می تواند به نفع تولیدکنندگان غربی در برابر شرقی مانند چین باشد.
4) اثر بر کریدورها و لجستیک منطقه ای
1. تغییر مسیر کشتی ها (مثلا دور زدن آفریقا در سناریو بحران)
2. افزایش زمان حمل
3. افزایش هزینه سوخت
4. ازدحام بندرها جایگزین
5. کاهش کارایی اقتصاد دریا محور
6. کاهش جذابیت سرمایه گذاری بندری
5) اثر بر امنیت سرمایه گذاری دریایی
1. ریسک حمله به کشتیها
2. ریسک خرابکاری در بندرها
3. ریسک توقیف کشتی ها
4. خروج سرمایه خارجی
5. گرایش به پروژه های کم ریسک تر خارج از خلیج فارس
خلاصه اینکه:
تنش های میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران به ویژه در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد دریایی (آبی) خاورمیانه و حتی کشورهای جنوب شرق آسیا داشته است. بازگشت کشتی های نفتکش به مسیرهای جایگزین و پرهزینه، افزایش هزینه های بیمه و کاهش فعالیت های حمل ونقل دریایی از جمله پیامدهای این تنش هاست. این شرایط به ویژه بر صنایع نفت، گاز و ترانزیت کالا در کشورهای ساحلی مانند عربستان، امارات،قطر و ایران تاثیر گذاشته و روند توسعه پایدار اقتصاد دریایی را تحت تهدید قرار خواهد داد.
در یک جمله: افزایش تنش های آمریکا و ایران، تنگه هرمز را تهدید می کند و اقتصادهای حوزه خلیج فارس و دریای عمان را در معرض شوک های نفتی، تجاری و سرمایه گذاری قرار می دهد.