سیر تحول از مدیریت شهری به حکمروایی و مدیریت محلی

30 دی 1402 - خواندن 2 دقیقه - 219 بازدید

از اواخر دهه ۱۳۶۰ [و اوایل دهه۷۰] در ایران، فرض اولیه و غالب آن بود که اداره یک شهر، نیازمند دولت اقتدارگراست و این فرض باعث شد که نقش نهادهای محلی در صورت بندی و اجرای سیاست های مدیریتی کاملا نادیده گرفته شود!

و نتیجه این امر چیزی نبود جز تضعیف هویت نهادهای محلی و به تبع آن، نابودی هویت محله های شهر و هویت شهری!


 پیش از این، درباره تجربیات کرونا در حوزه مدیریت و نقش نهادهای محلی مباحثی مطرح شد.


در حال حاضر، سیستم حکمرانی به فکر تحول و احیاء کارکرد و عملکرد محله ها و نهادهای محلی افتاده است!

اما این تحول، باید از جنبه های گوناگون مورد بحث قرار گیرد و پیوست های لازم را داشته باشد!


احیاء کارکرد نهادهای محلی، بدان معنا نیست که یک عده[مسئولین] فقط تصمیم بگیرند و عده ای فقط در مقام اجرا باشند!

این تحول باید یک دوران گذار باشد...

دوران گذار از حکمرانی به سمت «حکمروایی مطلوب» !

بدان معنا که شیوه مدیریتی "بالا به پایین" (حکمرانی) باید دچار تغییرات اساسی شود و بر اساس مشارکت و تصمیم سازی نهادهای محلی عمل کند.


بدیهی است که این تحول موجب احیاء هویت و کارکرد نهادهای محلی و همچنین موجب احیاء نقش محلات در مدیریت بحران ها می شود و این مشارکت و همکاری موجب ارتقاء و افزایش سرمایه اجتماعی می شود.


و یک نکته اساسی دیگر اینکه...

به نظر می رسد؛ «احیاء و باززنده سازی کارکرد نهادهای محلی، یکی از بهترین راهکارها برای افزایش سرمایه اجتماعی باشد، اما این نکته نباید بهانه ای برای مسئولیت گریزی نهادهای دولتی و حکومتی گردد! »