خویشتن خویش

1 بهمن 1404 - خواندن 2 دقیقه - 44 بازدید



[سعید الدین فرغانی]

نموده شدم غیب و باطن خودم چون حضرت معشوق پیدا شد، پس خویشتنم را یافتم آن جا، اعنی در حضرت غیب ذات معشوق به واسطه پیدایی خلوت خودم، اعنی باطن ماهیتم که من عین حضرت معشوق بودم.

باطن وجود که حضرت غیب ذات است، و عین او مشتمل بر شئون و احوال او در حضرت علم از پس پرده حقایق معلومات پنهان است، چنان که هر معلومی صورت و پرده شانی از شئون است، و آن شان غیب و باطن آن حقیقت معلوم، و از او وجود علمی و شهود عبارت کنند. و مراد از آن که گویند هر ماهیتی در حضرت علم و غیب حق وجود علمی دارد، این باطن وجود است که به حضرت واحدیت که مثبت کثرت نسبی و اعتبارات است تعلق دارد، چه در آن حضرت وجود عین علم است و علم عین ذات و باز ظاهر وجود که هم عین ذات است، و حضرت شهادت او به واسطه عموم و شمولش مرتبه ارواح و مثال و حس را و جمله ارواح و صور روحانی و مثالی و حسی تعینات نور و تنوعات ظهور اویند.(1)

***

[یزدانپناه عسکری]

رسیدن به خویشتن خویش در یگانگی با حضرت معشوق از پس پرده حقایق معلومات پنهان.

____________

1 - سعید الدین فرغانی، مشارق الدراری شرح تائیه ابن فارض، محقق / مصحح: سید جلال الدین آشتیانی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی - قم، چاپ: دوم، 1379. ص 358