واکاوی پدیده «بی هدفی تحصیلی» و پیامدهای آن بر زیست بوم آموزش عالی
در سال های اخیر، نظام دانشگاهی با پدیده ای تحت عنوان «دانشجویان بی هدف» مواجه شده است. این گروه از دانشجویان، بدون درک روشن از رسالت و ماهیت رشته تحصیلی و جایگاه شغلی آینده، وارد فضای آکادمیک می شوند. فقدان خودشناسی و بی هدفی در این دانشجویان منجر به نوعی سرگردانی آموزشی شده است که در آن، دانشجو علیرغم انتخاب ارادی برای ورود به دانشگاه و انتخاب خودخواسته رشته تحصیلی، از پذیرش مسئولیت های علمی آن سرباز می زند.
یکی از نمودهای بارز این بی هدفی، گریز از فرآیند یادگیری و روی آوردن به «برون سپاری فعالیت های آکادمیک» است. پدیده خرید و فروش مقالات، پایان نامه ها و تکالیف درسی (که می توان آن را به مثابه ثبت نام در یک باشگاه ورزشی و واگذاری تمرینات به دیگری دانست)، نشان دهنده استحاله مفهوم آموزش از «کسب معرفت» به «کسب مدرک» است. در این پارادایم، دانشجو به جای مشارکت در تولید دانش، به مصرف کننده غیرفعالی تبدیل می شود که با صرف هزینه های مالی، فرآیند دشوار پژوهش را دور می زند. این رویکرد، عملا اصالت مدرک تحصیلی و اعتبار علمی نهاد دانشگاه را با چالش جدی مواجه می کند.
حضور این طیف از دانشجویان تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه به عنوان یک متغیر مخل در «کیفیت بخشی آموزشی» عمل می کند. این افراد با ایجاد رفتارهای بازدارنده در فضای کلاس، مانع از پیشبرد مباحث عمیق توسط اساتید شده و با حاکم کردن فضای تساهل و تقلیل گرایی، سطح کیفی آموزش را تنزل می دهند. علاوه بر این، شکل گیری فشارهای هنجاری منفی علیه دانشجویان کوشا و هدفمند، منجر به منزوی شدن نخبگان و کاهش انگیزه عمومی در محیط های دانشگاهی می گردد.
پیشنهاد راهبردی: ضرورت استقرار نظام غربالگری مستمر
برای صیانت از اعتبار علمی دانشگاه و جلوگیری از اتلاف منابع ملی، بازنگری در سیاست های «ماندگاری دانشجو» در نظام آموزش عالی ضرورتی انکارناپذیر است. دانشگاه ها و اساتید باید فراتر از نقش های سنتی آموزشی، به عنوان مراجع سنجش صلاحیت عمل کنند. پیشنهاد می گردد مکانیسم های نظارتی دقیقی طراحی شود تا بر اساس شاخص های کمی و کیفی قابل اندازه گیری (نظیر پرسش گری و تعامل در کلاس، میزان مشارکت فعال در پژوهش، اصالت آثار علمی و پایبندی به اخلاق حرفه ای)، دانشجویانی که فاقد غایتمندی تحصیلی و پویایی علمی هستند، شناسایی شوند.
استقرار یک نظام «حذف گزینشی» برای افرادی که صرفا با رویکرد مدرک گرایانه و بدون دغدغه معرفتی فضای آکادمیک را اشغال کرده اند، نه تنها سطح کیفی کلاس های درس را ارتقا می دهد، بلکه بستری عادلانه تر برای رشد دانشجویان هدفمند فراهم خواهد ساخت. دانشگاه باید از یک نهاد «پذیرنده صرف» به یک نهاد «پایشگر و گزینش گر» تغییر ماهیت دهد تا از ورود آسیب های ناشی از بی هدفی به بدنه تخصصی کشور جلوگیری شود. برای نمونه متاسفانه همه ما با این مشکل در سر کلاس های درس مواجه شده ایم که وقتی اساتید منابع درسی را معرفی می کنند، دانشجویان بی هدف بلافاصله اعتراض کرده و خواستار کم شدن تعداد منابع می شوند. خود همین رفتارها می تواند مبنایی برای حذف اینگونه دانشجویان در راستای بهبود فضای آموزشی دانشگاه ها باشد.