بازتاب چالش های معیشتی و اجتماعی جامعه ایران معاصر در فضاهای شهری؛ خوانشی شهرسازانه از وضعیت روز
در سال های اخیر، شهرهای ایران بیش از آن که صرفا بستر سکونت و فعالیت باشند، به صحنه ای برای بروز و انباشت چالش های اجتماعی، اقتصادی و معیشتی مردم تبدیل شده اند. فشارهای اقتصادی، ناپایداری معیشت، کاهش کیفیت زندگی شهری و افزایش نابرابری های فضایی، همگی در فضاهای شهری متجلی شده و تجربه زیست روزمره شهروندان را به شدت تحت تاثیر قرار داده اند. در این میان، شهرسازی به عنوان دانشی میان رشته ای، ناگزیر است نسبت به این تحولات واکنشی تحلیلی و مسئولانه داشته باشد.
واقعیت آن است که بسیاری از مسائل امروز جامعه ایران، دارای ماهیتی فضایی هستند. از افزایش شکاف طبقاتی در محلات شهری گرفته تا دسترسی نابرابر به خدمات، فضاهای عمومی، حمل ونقل و مسکن، همگی در ساختار و سازمان فضایی شهرها بازتاب می یابند. در چنین شرایطی، شهر نه تنها بازتاب دهنده بحران های اجتماعی است، بلکه در مواردی به بازتولید و تشدید آن ها نیز کمک می کند. این مسئله نشان دهنده ناکارآمدی رویکردهای صرفا کالبدی و پروژه محور در برنامه ریزی شهری معاصر ایران است.
از منظر اجتماعی، فشارهای معیشتی و نااطمینانی نسبت به آینده، به تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش حس تعلق مکانی در شهرها انجامیده است. فضاهای عمومی که می توانستند محل تعامل، گفت وگو و همبستگی اجتماعی باشند، یا کیفیت لازم را ندارند یا کارکرد واقعی خود را از دست داده اند. این وضعیت به ویژه در میان نسل جوان و دانشجویان نمود بیشتری دارد؛ گروهی که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فضایی، با محدودیت های جدی مواجه اند و نقش آن ها در فرآیندهای تصمیم سازی شهری نادیده گرفته می شود.
از سوی دیگر، وضعیت پژوهش و تولید دانش شهری در کشور نیز از این شرایط متاثر است. فاصله میان پژوهش های دانشگاهی و سیاست گذاری شهری، کمبود داده های قابل اتکا، و محدودیت های ساختاری در نظام پژوهش، موجب شده است که بسیاری از مطالعات شهرسازی نتوانند پاسخی عملی به مسائل واقعی مردم ارائه دهند. در نتیجه، شکاف میان «دانش شهرسازی» و «واقعیت زیست شهری» روزبه روز عمیق تر می شود.
در چنین بستری، بازاندیشی در پارادایم شهرسازی ایران ضرورتی اجتناب ناپذیر است. شهرسازی امروز نیازمند عبور از نگاه های بالا به پایین و حرکت به سوی رویکردهایی است که بر عدالت فضایی، مشارکت اجتماعی، و درک تجربه زیسته شهروندان تاکید دارند. بدون توجه به چالش های معیشتی و اجتماعی مردم، هیچ طرح یا برنامه شهری نمی تواند به پایداری واقعی دست یابد.
در نهایت، شهر ایرانی معاصر را باید به مثابه متنی زنده و در حال تغییر خواند؛ متنی که نشانه های بحران، نابرابری و مطالبات اجتماعی را در خود جای داده است. خوانش شهرسازانه از وضعیت روز جامعه ایران، نه تنها یک وظیفه علمی، بلکه مسئولیتی اجتماعی برای دانشجویان، پژوهشگران و برنامه ریزان شهری محسوب می شود.