مبین احمدی
2 یادداشت منتشر شدهجنگ تعرفه ای آمریکا و چین و تاثیر آن بر اقتصاد جهانی
جنگ تعرفه ای آمریکا و چین و تاثیر آن بر اقتصاد جهانی
به قلم: مبین احمدی
جنگ های تعرفه ای اساسا نوعی از جنگ های تجاری محسوب میشود که پدیده ای ریشه دار در تاریخ اقتصاد جهانی محسوب میشوند، با هدف حفاظت از تولید ملی و افزایش درآمد و سرمایه ملی میتوان قابل اهمیت دانست چرا که وجود این دو مولفه اساس و ستون های پیشرفت و توسعه جامعه را بوجود می آورد. جنگ های تعرفه ای معمولا واکنش متقابل طرف مقابل را ایجاد میکند زیرا بطور مستقیم وغیرمستقیم کشوری که وارد کننده کالاست و نیاز اساسی خودرا از کشوری دیگر وارد میکند بازار عرضه و تقاضای آن مستقیما تحت تاثیر قرارمیگیرند، وجود این سلسله عوامل معمولا همراه با پدیده هایی همچون کاهش تجارت جهانی به دلیل تغییر قیمت کالاها، افزایش هزینه مصرف کننده، کاهش رشد اقتصادی و گسترش تنش های منطقه ای همراه است. اما براساس موضوع اصلی متن ما جنگ تعرفه ای میان دو ابرقدرت شکل گرفته است یعنی آمریکا و چین که دوقطب اصلی تولیدات عمده و کلان کشورهای جهان محسوب میشوند حال ابتدا مابه علل ودلایل جنگ های تعرفه ای میپردازیم و سپس به تاثیرات این جنگ تجاری در اقتصاد و بازار جهانی. با برنده شدن دونالدترامپ بعنوان رییس جمهور ایالات متحده بعید نبود کسی که از اولین روزهای انتخاباتی با شعار ماگاها یا به عبارت دیگر بازگرداندن عظمت به آمریکا دست به چنین اقدامی زده نشود چون برتری چین در عرصه اقتصاد جهانی در دوره ی جو بایدن دمکرات با وجود قرنطینه ویروس کرونا کاهش یافت اما طبق آمارهای مربوطه میانگین تولید ناخالص داخلی آمریکا 31.4درصد و چین را 21.9نشان میدهد اما از آن سو چین سعی بر گسترش دادن دامنه بازار مصرف خود سعی کرد بتواند این اختلاف را جبران کند حتی میزان رشد اقتصادی چین با 5.4درصد و آمریکا 3.3درصد نشان دهنده نتیجه سیاست های گسترش محورانه دامنه بازاری چین است اما همچنان شاهد بالا بودن میانگین تولیدناخالص داخلی آمریکا هستیم واما مهم تر چالش هایی است که چین علی رغم رشد اقتصادی بیشتر با آن دست و پنجه نرم میکند مانند بحران املاک، وابستگی شدید به صادرات و حساسیت بالا نسبت به تغییرات عرضه وتقاضا و... حتی تسلط شرکت ها و هم پیمانان آمریکایی بر تجارت جهانی وتحت مالکیت بودن بزرگترین شرکت ها بخصوص درحوزه فناوری پیشرفته هر دوطرف را مطلع میسازدکه قطع وابستگی اقتصادی از هم دیگر اختلالات عظیمی در حوزه تجارت جهانی و بخصوص بر خودشان کم وبیش وارد میکند درحالی که سیاست های کلان اقتصادی ایالات متحده از سال 2000میلادی و ورود به قرن بیست و یک همواره قطع وابستگی در زمان صلح بوده بدان معنا که ابزاری برای خنثی سازی تجاوزات چین دانسته شده است پس تمام سیاست گذاران ایالات متحده همواره این اصول را مبنای کاری خود قرارداده اند و سعی بر عدم تضعیف بهترین ابزار خود کرده اند. بیشتر تحلیلگران براین باورند که میزان تولید ناخالص داخلی آمریکا علی رغم جایگاه بالاتر ثابت بوده اما چین با سرعت بیشتری شاهد رشد بوده در نتیجه این تفاوت رشد میتواند در آینده به نفع چین باشد همراه با این رشد، استراتژی های بین المللی چین مانند ابتکاراتی چون (یک کمربند،یک راه) چین را از آینده خوش بین تر میکند. باذکرموارد بالا فهمیدیم که جنگ اقتصادی میان آمریکاوچین ازآنچه که رسانه ها تفسیر وشرح میدهند پیچیده وسخت تراست و همین چالش ها زمینه نیاز به ایده های نو در تقابل با هم دیگررافراهم میسازد.حمایت از صنایع داخلی و افزایش بهره وری در صنعت نیاز به حفاظت و حمایت دولت به عنوان ناظروتنظیم گر دارد در اکثرمواقع دولت دست به افزایش قیمت نهایی کالاهای وارداتی میزند زیرا با چنین کاری تقاضارابرای صنایع داخلی وبومی افزایش میدهد،ایالات متحده همواره بر این کوشش کرده که جهان راتک قطبی سازدبنابراین اساس معمولاتعرفه ها بعنوان یک پیام تلافی جویی خودراجلوه میدهند، در سیر تاریخ سیاست های اقتصادی ایالات متحده اغلب اوقات دمکرات ها در مواجه با صاحبان سرمایه وتاجران بین الملل نرم تربودن وتمایل به همکاری کردن را دردستورکارقرارداده انداماازآن سوجمهوریخواهان اختلافات ریشه ای بااین مسائل راعرضه داده وبه نمایش درآورده اند اندیشه اقتصادی ترامپ زاییده شده وبرگرفته از همین اصول ودستورالعمل هاست به عبارت دیگر دراعمال تعرفه ها میتوان دست پشت پرده صاحبان بازارهارادیدکه درتعیین سیاستگذار این کشور نقش مهم و بزرگی را ایفا میکنند، ازآغازورودبشربه قرن 21فناوری به مهم ترین عامل قدرت کشورها درایجادبازدارندگی مبدل گشت، فناوری ها امروزه گستردگی کاربردی آنقدر فراوانی دارند که میتوانند جنس بشررابهتربه آینده امیدوارترسازند بنابراین مالکیت برفناوری وتسلط برآن میتواند آینده راتحت اداره مدیراین فناوری قراردهددرنهایت رقابت وجنگ برسراین فناوری هادربعضی شرایط خودرابه شکل جنگ های تجاری درمی آوردجنگ هایی که درآن نبرد برسرتصاحب بریک فناوری است ومالکیت بریک فناوری شبهاتی نظیرنقض مالکیت وانتقال داده های ارزشمند ازجایگاه اصلی خودو...راایجادکرده ودوطرف فی الاجباربریکدیگرمحدودیت هاوپیگردهایی ایجادمیکنند. حال با بررسی سیرفکری ودلایل این جنگ به بررسی پیامدها وتاثیرات جنگ های تعرفه ای میپرازیم، جنگ های تعرفه ای آمریکا تاریخ کهنی نداردبااین که محافظه کاران آمریکایی از 1980 باخیزش اقتصادی چین هشدارهای لازم رابه سیاست گذاران فهمانده بودنداماتارویکارآمدن ترامپ علنابه این شیوه رفتارنکرده بودندبا شروع دوره اول ریاست جمهوری ترامپ در سال 2018 میلادی این جنگ بافرمان ترامپ آغازشدبه دلایلی همچون کسری تجاری آمریکانسبت به چین ونگرانی های مربوطه به تصاحب و برتری فناوری از مهم ترین عوامل آن بود.
درمرحله اول ایالات متحده تعرفه هایی به ارزش صدهامیلیارددلاربه کالاهای اساسی صنعت مانندآلومینیوم،فولادومحصولات فناوری تنظیم کردچین نیز متقابلابااعمال تعرفه برسرکالاهای طرف مقابل پاسخ داد این جنگ منجر به افزایش قیمت نهایی محصولات برای مصرف کنندگان کالاهای هردوطرف گردید، بخش کشاورزی درآمریکاوفناوری درچین به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند درحوزه بین الملل نیز به دلیل افزایش تعرفه هاودرگیری های لفظی حجم تجارت جهانی کاهش و بی اعتمادی بین سایرملل افزایش یافت زیراجوالتهاب گونه شرایط و فضا از عوامل آن باشد.
اختلال درزنجیره تامین جهانی صورت گرفت وشرکت های هردوطرف برای تامین موادخام خود باچالش وسختی های فراوانی مواجه شدندوبسیاری ازتولیدکنندگان برای تامین زنجیره خودرابازطراحی وبازاندیشی کرده و کشورهای ثالثی بعنوان واسط درتامین نقش داشته باشند.
یکی از اهداف آمریکا مهار رشد وگسترش فناوری چینی وحفاظت ازمالکیت معنوی بود این تنش ها برای چین باعث تغییر شیوه تجارت خود و بوجودآمدن بازارهاوفرصت های صادراتی در نقاط مختلف جهان شد.
باکاهش تقاضای جهانی انرژی واختلال در عرضه تولید محصولات،قیمت مواد نفتی وپتروشیمی کاهش پیداکرد و مناطق نفت خیزدنیا راتحت تاثیرخودقراردادکه این کاهش قیمت تنها ماجرا نبود حتی با وجودکاهش تقاضا بازهم واردات به مشکل مواجه شده ومسیرهای دیگری دردستور کار قرار گرفت.
همه مواردبالامنجربه ایجاد توافق فاز اول در ژانویه سال2022 گردید اما همه موارد بالا تنها بخش کوچکی از تاثیرات جنگ تعرفه ای آمریکا و چین بوده است.
اکنون ریز بینانه تر به این تاثیرات میپردازیم
کاهش تقاضا بصورت جهانی :انتظار میرود با افزایش تعرفه های سرسام آور ازطرف یکی از قدرت های جهانی یا سایر قدرت های دیگر نیز همان کار را به نفع خود انجام دهند که باعث بروز پدیده ای تازه میگردد به نام رقابت تعرفه ای که هیچ نفعی برای طرفین ندارد زیرا این رقابت موجب افزایش نرخ و میزان بیکاری،تورم،کاهش رشد،وسایر بحران های اقتصادی را بدنبال داشته باشد بنابراین انتظار نمیرود این جنگ های تعرفه ای خیلی تداوم داشته باشد وهمین امر موجب میشود که برداشت از جنگ های تعرفه ای به تسویه حساب های سیاسی با هدفی غیر اقتصادی منجر شود به گفته اقتصاددانان بانک آلمانی(دویچه بانک) این انتظار وجود داردکه طی 12 الی 18 ماه آینده بیکاری در اتحادیه اروپا و انگلستان افزایش یابد. هم اکنون نیز در خود آمریکا شاهد اعتراضات گسترده درجهان و داخل آمریکا هستیم که همراه با معضلات جنگ رژیم صهیونیستی با مردم غزه کار را برای دولتمردان آمریکایی سخت تر کرده بود پس آمریکا اجبارا بایستی در حوزه روابط بین الملل پیشرو اهدافی شود که آسیب های جنگ تعرفه ای را باآن بپوشاند کسری تجاری قابل توجه و اختلاف شدید آن با چین همچنان ادامه دارد زیرا در عرصه تجارت بین الملل چین صادرات بیشتری را نسبت به آمریکا در حالت عادی داشته و با تعرفه های آمریکا انتظار می رود که این معضل شدت یابد دونالد ترامپ در ابتدای جنگ انتخاباتی خود با شعار ساختن آمریکای بزرگ سر کارآمد پس مشاوران و مسئولان اقتصادی وی حامی سرسخت جنگ تجاری هستند با استدلال حمایت از صنعت بومی و داخلی و افزایش اشتغال وکاهش نرخ بیکاری در قسمت هایی از صنعت که واردات آن ها ارزان قیمت تر است زیرا مصرف کنندگان به سمت خرید کالای ارزان تر سوق داده می شوند پس در خود ایالات متحده می توان شاهد افزایش قیمت این سری از کالاها بود که وارد میشوند و تقاضا برای خرید آن کاهش حساسی پیداکند و همین پیامدها موجب ایجاد فرصت های شغلی در صنایع سبک نظیر فولاد، آلومینیوم، تجهیزات صنعتی و...گردد تجربه سال 2018 نشان دهنده افزایش تقاضا نیروی کار جدید بوده است اما اثرات آن کوتاه مدت بوده و مستمرا نیازمند به مداخلات حمایتی هستند.
در بسیاری از کشورهای درحال توسعه ای که تولید ملی ضعیف است جنگ تجاری میتواند زمینه بازگشت فعالیت های تولیدی برای آن کشور باشد زیرا تعرفه گذاری بر کالاهای وارداتی فشار رقابت را کاهش میدهد و پتانسیل تولید داخلی را افزایش می دهد اصطلاح صنعت سازی هدایت شده به همین نکته اشاره دارد.
پدیده ویروس کرونا موجب بوجود آمدن نظری جدید در باب سیاست های اقتصادی شده که شامل عناوینی چون استقلال صنعتی مبتنی بر تولید داخل و کاهش وابستگی به زنجیره های تامین مواد اولیه جهانی شده و همین موجب بوجود آمدن پتانسیل برای تولید کالاهای حیاتی در خود کشور است.
از اولین و قابل احساس ترین پیامدهای جنگ تجاری بالا رفتن قیمت کالاهای وارداتی توسط مقررات دولت است زیرا واردکنندگان فی الاجبار برای کسب سود و تامین سرمایه خود حاضر به افزایش قیمت کالای وارداتی و تامین هزینه آن با افزایش قیمت مصرف کننده میشود که این پیامد برای اکثر کشورهای جهان رخ میدهد که اگر منجر به ایجاد بنگاه های اقتصادی نشود قطعا ابر بحران ها پیشه روی کشور میشود مانند کاهش قدرت خرید و پایین آمدن رفاه عمومی و ... میشود.
از دیگرپیامدهای جنگ تجاری کاهش تنوع کالاهای موجود در بازار است که در اثر پایین آمدن سطح واردات است و اگر تولیدات داخلی نتواند مطلوبیت خواسته شده را بدست بیاورد موجب افت کیفیت و کاهش نوآوری میشود بخصوص در فناوری ها که از رده خارج میشوند.
افزایش هزینه واردات تنها خود را در قیمت نهایی محصول نشان نمیدهد بلکه قیمت تامین و توزیع مواد اولیه و قطعات واسطه ای هم بدنبال آن افزایش پیدا میکنند که شرکت های تولیدی با دو بحران کاهش سوددهی و افزایش قیمت نهایی مصرف کننده دست و پنجه نرم میکنند که موجب بروز پدیده تورم وارداتی میشود.
اثرات حوزه بین الملل از اثراتی است که بنام دام تلافی جویی متقابل شناخته میشود که در آن کشورها متقابلا به یکدیگر پاسخ می دهند و در محدود کردن واردات و کاهش خرید از هم دیگر رقابت کرده و اختلافات را تشدید میکنند .
کشورهای ثالثی که تولیدکننده بزرگ کالاها هستند در جنگ تجاری معمولا از هر دو طرف دچار محدودیت میشوند کشورهایی نظیر ویتنام،ژاپن، مکزیک و مالزی که نیازهای اولیه تولید خود را معمولا از آمریکا یا چین میگیرند برای صادرات دچار افزایش قیمت مواد اولیه و کاهش سفارش ها میشود و بحران های اقتصادی دامنگیر کشور شده. برای مثال کشورهای صادرکننده موادخام و واسطه هایی که توسعه و پیشرفت آن ها وابسته به رشد چین است پدیده هایی همچون افت تقاضا،نوسانات قیمتی،ازبین رفتن تعادل زنجیره تامین و فروش و... بدین ترتیب اثرات جنگ تجاری دامنگیراقتصاد جهانی میشود و برای تولید کننده ومصرف کنندگان نیز محسوس است.
و اما آخرین و مهم ترین اثرجنگ تجاری که در تاریخ روابط بین الملل شاید متفاوت باشد چون اینبار حرف از حملات یا ناامنی های رادیکال و تروریستی نیست زیرا فضای سرمایه گذاری جهانی را ناامن میکند و خطراتی بر امنیت ملی ایجاد می کند برای مثال کشورها همانند جنگ سرد اقتصادی دو قطبی میشوند و فی الجبار باید طبق سیاست های جهانی یکی از این قطب ها عمل دیپماسی انجام دهد . حال با ذکر نتایج این جنگ می توان از نظر روانی نیز سوق به بازار های امن مانند طلا و... افزایش یابد و بازار دچار بی ثباتی و ناهماهنگی شود.دولت آمریکا درنهایت ناچار به کاهش نرخ تعرفه ها و تهدیدهای خود میشود چون انتخاب غیر از این موارد نمی تواند بازدهی کوتاه مدتی داشته چون همزمان مسائل جنگ اوکراین و روسیه ، رژیم صهیونیستی و غزه ، اعتراضات گسترده علیه ترامپ، مسائل مربوط به ایران،مناقشه با ونزوئلا و ده ها چالش دیگر آمریکا را مجبور به عقب نشینی میکند منتهی جنگ رسانه ای آن را به تعویق انداختن تعرفه ها شاید بنامد.دکترین ایالات متحده پس برده اند بایستی بزرگترین چالش های داخلی و بین المللی خود را حل کنند تا به مسئله نوسازی و توسعه اقتصادی خود و درنهایت پیشروی از چین بپردازند.