آموزش و پرورش در بومی ترین نقطه، غیر بومی

*آموزش و پرورش در بومی ترین نقطه، غیربومی*
*دکتر محمد ملاکی*
زبان تعلیم و تربیت در جهان امروز، زبانی «جهانی است»، هر چند که مضمون آن بر اساس فرهنگ ها می تواند «محلی» و «بومی» باشد. در قرن جدید، جهان در تجربه ای جدید وارد شده و تعلیم و تربیت در این عصر به لحاظ روش ها، محتوا و اهداف رنگی دیگر به خود گرفته است. تحول در عرصه آموزش و پرورش به گونه ای است که ایجاد کلاس های دموکراتیک و مهم تر از آن تشکیل کلاس های مجازی با استفاده از پیشرفته ترین فناوری های اطلاعاتی مطرح است. عصر جدید، عصر یگانگی انسان ها، عصر دهکده جهانی، عصر ماهواره، عصر تهی شده زمین و یورش به قلمروهای کهکشان نام گرفته است. آیا سیستم آموزشی در جهان کنونی ما با روش های معمول می تواند به حیات خود ادامه دهد؟ آنچه مسلم است، ضرورت خارج شدن آموزش و پرورش از تنگنا و محدوده زمانی و مکانی (اینجا و اکنون) و تعامل با جامعه جهانی است. ساختار و خاستگاه سیستم آموزش از صورت نظام بسته و مکانیکی و تحول آن به شکل ارگانیک، پویا، باز و انعطاف پذیر امری غیر قابل انکار است، در این صورت تعلیم و تربیت، همه ابعاد شخصیت و تمامی لایه های زندگی فردی و اجتماعی را در برمی گیرد. همان مفهومی که سازمان یونسکو با عنوان یادگیری گنج درون بر چهار ستون «یادگیری زیستی»، «با هم زیستن»، «انجام دادن» و «دانستن» معنا کرده است. محتوای برنامه ریزی آموزشی در سیستم تعلیم و تربیت نوین به تناسب ویژگی های اقلیمی و با حفظ سیاست های کلی آموزش و پرورش باید قابلیت انعطاف داشته باشد و برنامه ریزی اقتضایی، جایگزین برنامه ریزی ایستا و انجمادی شود. در این سیستم و در منطق تعلیم و تربیت نوین، هر کس، شخصا حاکم و عامل ترقی فرهنگی و اخلاقی خویش خواهد بود و خودآموزی، خودرهبری و خودگردانی در فرآیند یادگیری تقویت می شود. در واقع، فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازی و بازآفرینی می شوند و آموزش و پرورش کارآمد در آینه تجارب سایر کشورها شکل می گیرد.تجربه نشان داده است که چگونگی وضعیت آموزش و پرورش در کشورهای مختلف، داستان رشد و انحطاط هر کشور در طول حیات تاریخی آنهاست.
جامعه ای پیشرفته است که سیستم آموزشی پیشرفته و مترقی داشته باشد و برعکس قومی منحط یا دچار رکود است که دارای نظام آموزشی عقب مانده و راکد باشد و این نکته قابل تعمیمی است که در ابعاد مختلف و در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، حتی مذهبی و اخلاقی و در رابطه با کلیه جوامع انسانی صادق است. با نگاهی گذرا به تاریخ کشورهای پیشرفته علمی - صنعتی درمی یابیم که این گونه کشورها با آینده نگری دقیق و سرمایه گذاری مادی و معنوی فراوان در آموزش و پرورش کشور خویش به اهداف نهایی خود جامه عمل پوشانده اند. کشورهای توسعه یافته به کارگیری اصلاحات در کلاس درس، نظریه های یادگیری، افزایش ظرفیت نظام آموزشی، استقرار استانداردها و سنجش عملکردها، تجدیدنظر در برنامه درسی و تخصصی شدن حرفه معلمی و تاثیر فناوری در یادگیری و آماده سازی برای اشتغال را از اهداف اصلاحات در آموزش و پرورش برشمرده اند. در مجموع، اگرچه هدف های آموزش و پرورش در سراسر جهان از شباهت هایی برخوردار است و در مواردی به یکدیگر ارتباط دارند، مقایسه میزان موفقیت های یکی نسبت به دیگری، نظر برنامه ریزان را به عوامل مختلف و از آن جمله روش های به کار رفته در ساختار نظام آموزشی کشورهای مختلف جهان متوجه می سازد و بهره گیری از تجارب سایر کشورها در یافتن راه حل های اثربخش برای دشواریهای موجود آموزش و پرورش، آثار مثبتی خواهد داشت. در مسیر تحولات سازنده و با توجه به تجارب و اندوخته های سایر کشورها در برقراری شیوه های مدیریت در سطوح مختلف نظام آموزشی و با ژرف اندیشی نسبت به اصلاحات آموزشی به این نتیجه دست می یابیم که دیگر نباید این تجارب را که دیگران با قیمت صرف زمان و سرمایه گذاری به مقیاس وسیع به دست آورده اند به لحاظ عدم اطلاع دوباره به محک تجربه بزنیم. اگر هدف ما تبلیغ و ترویج دین است، چه لزومی دارد در آموزش و پرورش روحانی استخدام کنیم؟ جامعه و مردم که در اختیارشان هست، چرا فکر می کنید آموزش و پرورش بخش عقیدتی و سیاسی حکومت جمهوری اسلامی است. در شرایطی که کار آموزش و پرورش کاملا متفاوت است. در جهان امروز مشاغل، علوم و دانش های موجود در جهان به سوی «تخصصی شدن» پیش می روند. این یک امر بدیهی و مسلم در جهان بالغ است که کشیش برای کلیسا و راهب بودایی برای معبد و خاخام برای کنیسه تربیت می شوند و اگر کسی از این روحانیون مذهبی بخواهد وارد مدرسه یا شغل دیگری شوند ابتدا لازم است از کسوت خویش بیرون آید و دوباره در زمینه مورد نظر خود تحصیل کرده و تلاش کند.