نقش مدیریت و رهبری در تحقق رضایتمندی

21 مهر 1402 - خواندن 4 دقیقه - 180 بازدید

سبک های مختلف مدیریت در رضایت مدیران و سرپرستان از کارکنان و زیردستانشان نهفته است. رضایت افراد به تمایلات و نگرش های مثبت کارکنان نسبت به شغل خود اطلاق می شود که این رضایت به علل مختلفی ازجمله میزان دستمزد دریافتی ، نحوه برخورد و تبادل اطلاعات بین افراد ، نوع سیاسی کاری مدیران ، نگرش ها ، انضباط کاری ، ویژگی های شخصیتی افراد و نیز جنبه های شغلی را شامل شده که می تواند به رضایت کارکنان از همدیگر نیز منجر شود . از ماموریت مدیران در هر سازمان پرورش نیروی کار و ایجاد رضایت بخشی در بین افراد است که مدیران عملیاتی عهده دار آن هستند .از سویی کارکنان سازمان می توانند بر احساس رضایت مرئوسان خود تاثیر مثبت و منفی داشته باشند. دراین بین رفتار افراد در سازمان می تواند عواملی را به وجود آورد که باعث نارضایتی مرئوسان از آن ها شود. سازمان ها به عنوان عرصه های سیاسی به شمار رفته و این سیاسی کاری یکی از مهم ترین جنبه های حیاتی برای هر سازمان است .در هر سازمان ازلحاظ سیاست دو جنبه وجود دارد که یکی به فعالیت ها و رویه های نفوذ می پردازد که اعتقاد بر این است که کارکنان بر روی یکدیگر اعمال نفوذ داشته و این نفوذ را درزمینه منافع خود و جلب رضایت مدیران بکار می برند . در جنبه دیگر بیشتر به ادراک ، ذهن و جنبه های آن در سازمان پرداخته می شود. نوع رفتار کارکنان در دیدگاه اول نقش اساسی دارد. می شود گفت نوع رفتار کارکنان بر نارضایتی مرئوسان تاثیرگذار است. بسیاری از دیدگاه های علم مدیریت و علوم دیگر جنبه رضایتمندی افراد از یکدیگر است که نقش بسزایی در هر سازمان ایفا می کند این رضایتمندی افراد در ارتقاء و بهبود سازمان ها همچنین سلامت روان و بهداشت تاثیرگذار است . در این بین نقش مدیریت و رهبری در تحقق این رضایتمندی باارزش تر و مهم تر است . تحقق موفقیت آمیز اهداف و ماموریت های هر سازمان به وجود رهبری کاریزماتیک و توانا بستگی دارد چراکه کوتاهی در ایفای این عوامل از سوی رهبر باعث از بین رفتن اهداف و ببار آمدن زیانی است که درنهایت گریبان گیر کل سازمان و نیروهای آن سازمان است رضایت سرپرستان از کارکنان خود باعث می شود که کارکنان با عزت نفس بیشتری در سازمان فعالیت کنند. یکی از عوامل افزایش عزت نفس در کارکنان نحوه برخورد مدیران و افراد برجسته ، روش کار ، احساس تعهد ، ویژگی های فردی و استفاده از تجارب است . کارکنان در مورد خود و اعمالشان می اندیشند و پیامد این قضاوت ها برای سازمان از اهمیت بالایی برخوردار است کارکنانی که تعهد و عزت نفس بالایی دارند به طور میانگین از دیگر کارکنان اثربخش تر هستند این افراد کاراتر و نگرش مثبتی به سازمان و مدیران داشته و تمایل کمتری به ترک محل کار خود و غیبت های غیرموجه دارند رفتارهای آنان سازگارانه و سازنده تر از افراد غیر داوطلب می باشد.بررسی ها نشان دهنده این موضوع است که هرگاه رضایتمندی کارکنان از سازمان خود بیشتر بوده آن سازمان دارای بهره وری بالا و اثربخش بوده و می تواند به اهداف خود برسد از جنبه مدیران و رهبران نیز هر مدیری که از کارکنان خود راضی تر بوده گرایش کمتری در مورد توبیخ آنان داشته و کارکنان این سازمان ها از سلامت جسمانی و روانی بیشتری برخوردار بوده اند . در چنین سازمان هایی بیکاری پنهان کمتر و تعهد بیشتری وجود دارد. همچنین موانع در برابر رسیدن به اهداف کمتر و کارکنان در ایفای نقش خود بهتر عمل می کنند که این امر باعث افزایش بهره وری افراد و اثربخشی و توسعه سازمان خواهد شد و بالعکس