چگونه دولت می تواند از داده ها برای سیاست گذاری آینده نگر استفاده کند؟ تحلیلی بر شکاف دانشی و نهادی در حکمرانی داده محور در ایران

24 فروردین 1404 - خواندن 4 دقیقه - 329 بازدید

در جهانی که با پیچیدگی فزاینده، عدم قطعیت و شتاب تحولات مواجه است، دولت ها دیگر نمی توانند صرفا با تکیه بر اطلاعات گذشته یا تجربه های پیشین به طراحی سیاست های موثر بپردازند. تحولات فناورانه، بحران های جهانی، تغییرات اقلیمی و دگرگونی های جمعیتی از جمله عواملی هستند که آینده را نامطمئن تر و نیاز به سیاست گذاری هوشمند و آینده نگر را بیش از پیش ضروری کرده اند. در این میان، داده ها به عنوان منابعی حیاتی برای تحلیل روندها، شناسایی الگوهای نوظهور، و پیش بینی سناریوهای ممکن آینده، نقش بی بدیلی پیدا کرده اند.

سیاست گذاری آینده نگر، رویکردی است که بر تصویرسازی از آینده های ممکن و طراحی سیاست هایی با هدف آمادگی برای آن ها تمرکز دارد. در این رویکرد، داده ها تنها برای توصیف وضعیت موجود به کار نمی روند، بلکه به ابزاری برای تصمیم سازی در شرایط آینده تبدیل می شوند. این نوع استفاده از داده ها نه تنها نیازمند ظرفیت فناورانه و تحلیلی، بلکه نیازمند تحول نهادی، فکری و فرهنگی در نظام سیاست گذاری کشور است.

با وجود تولید انبوه داده در ایران توسط نهادهایی مانند مرکز آمار، بانک مرکزی، شهرداری ها، سازمان برنامه وبودجه و دیگر دستگاه ها، استفاده از این داده ها در سیاست گذاری عمدتا گذشته نگر و گزارش محور باقی مانده است. هنوز داده ها به صورت تکه تکه، بدون ساختار تحلیلی فراگیر و با حداقل استفاده در طراحی سناریوهای آینده، مورد بهره برداری قرار می گیرند. در واقع، دولت با انباشت داده مواجه است، اما آینده نگری و تحلیل پیش دستانه لازم در تصمیم گیری ها کمتر دیده می شود.

مسائل متعددی در این مسیر دیده می شود: فقدان یک ساختار نهادی مشخص برای سیاست گذاری آینده نگر، ضعف در تحلیل داده ها و نبود نیروی انسانی متخصص در زمینه مدل سازی و تحلیل آینده، پراکندگی پایگاه های داده و نبود ارتباط سیستمی میان آن ها، نبود زیرساخت های حقوقی لازم برای مدیریت مالکیت و امنیت داده ها و همچنین غلبه فرهنگ مدیریتی کوتاه مدت و روزمره نگر که آینده را مسئله ای حاشیه ای تلقی می کند.

عبور از این وضعیت نیازمند اقداماتی چندلایه است. نخست آنکه دولت باید نهادی متمرکز برای آینده پژوهی داده محور ایجاد کند که بتواند به صورت مستمر روندهای کلان را رصد کرده، سناریوهای مختلف را طراحی کرده و به مثابه بازوی تحلیلی سیاست گذاران عمل کند. دوم، باید زنجیره ای از ارزش داده در سیاست گذاری تعریف شود که شامل مراحل جمع آوری، پالایش، تحلیل، مدل سازی، تصمیم سازی و ارزیابی باشد. بدون این زنجیره، استفاده از داده ها در تصمیم گیری ها به صورت مقطعی، جزیره ای و ناکارآمد باقی می ماند.

در گام سوم، لازم است چارچوبی برای حکمرانی داده ها طراحی شود که در آن، سطوح دسترسی به داده ها، حدود شفافیت، ضوابط امنیت و مالکیت داده ها، و نحوه تبادل بین نهادی به روشنی مشخص شده باشد. همچنین توانمندسازی نیروی انسانی برای تحلیل داده های کلان و آینده محور، یکی از اولویت های راهبردی است که بدون آن، زیرساخت ها و نهادهای جدید کارآمدی لازم را نخواهند داشت. در نهایت، دولت باید از «تصمیم یارهای داده محور» در قالب پلتفرم ها و ابزارهای هوشمند تحلیلی حمایت کند تا در سطح وزارتخانه ها، شهرداری ها و نهادهای تصمیم ساز، داده ها به تصمیم تبدیل شوند، نه صرفا به گزارش.

واقعیت این است که سیاست گذاری آینده نگر مبتنی بر داده، یک ضرورت برای مدیریت اثربخش در دنیای پرشتاب امروز است. اما تحقق آن نیازمند شجاعت نهادی، اصلاحات فکری، و جسارت در عبور از رویکردهای سنتی و ایستا در سیاست ورزی است. کشورهایی که زودتر در این مسیر گام برداشته اند، توانسته اند تاب آوری ملی خود را افزایش دهند و برای مواجهه با تحولات آتی آماده تر باشند. اکنون نوبت ایران است که حکمرانی داده محور را نه صرفا یک پروژه فناورانه، بلکه به عنوان یک اصلاح سیاستی بلندمدت و ساختاری در نظر بگیرد.