یکپارچگی یا نایکپارچگی معنایی در افعال مرکب فارسی: شواهدی از آفازی
محل انتشار: سومین همایش توانبخشی عصبی ابن سینا
سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 560
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISNRMED03_005
تاریخ نمایه سازی: 30 دی 1397
چکیده مقاله:
مقدمه. افعال مرکب در زبان فارسی جایگاه خاصی دارند و به طور مکرر استفاده می شوند. در مقابل افعال ساده یا بسیط که از یک جزء فعلی تشکیل می شوند، افعال مرکب دارای حداقل دو جزء هستند که یک جزء آن همان ساخت فعل سبک (light verb) است و جزء دیگر می تواند صفت، اسم، عبارت حرف اضافه ای، قید یا اسم مفعول باشد. دبیرمقدم (1997) نحوه تشکیل فعل مرکب را شامل ترکیب (combination) یا ادغام (incorporation) می داند. در حالت ترکیب، جزء فعلی با یک عنصر دیگر ترکیب می شود اما در شرایط ادغام، مفعول مستقیم یا عبارت حرف اضافه ای است که با جزء فعلی یکی می گردد. دبیرمقدم فرضیه ای را در رابطه با ساختار فعل مرکب مطرح کرد که در آن فعل مرکب از یک ساختار منسجم معنایی تشکیل شده است یعنی دارای کلیت معنایی است و اگرچه اجزاء مختلف آن به خودی خود دارای معنا هستند ولی زمانی که در فرایند ترکیب یا ادغام به هم می پیوندند چارچوب معنایی به هم پیوسته و غیر قابل انفکاکی به وجود می آورند. از آن جا که در آفازی، گسستگی عناصر زبان به وقوع می پیوندد، تحقیق حاضر با هدف بررسی چگونگی کاربرد افعال مرکب توسط بیماران آفازیک صورت گرفت تا وضعیت انسجام معنایی افعال مرکب مورد ارزیابی قرار گیرد. روش. در تحقیق حاضر از داده های ثانویه استفاده شد. نمونه های گفتار به دست آمده از بیماران آفازیک در تحقیق قبلی (یادگاری، عظیمیان، رهگذر و شکارچی، 2014) برای تحلیل افعال مرکب مورد استفاده قرار گرفت. 18 بیمار ناروان فارسی زبان مبتلا به آفازی ناشی از سکته (12 زن و 6 مرد با میانگین سنی 52 سال و میانگین تحصیلات 13 سال) بررسی شدند. ضایعه مغزی آنها ناشی از سکته ایسکمیک بود به جز دو نفر که سکته هموراژیک داشتند. همه آنها راست دست بودند. گفتار روایی با دو موضوع عید نوروز و ترافیک شهر، گفتار توصیفی شامل توصیف داستان آشیانه پرنده (نیلی پور، پورشهباز و قریشی، 2014)، و بازگویی یک داستان نوشتاری (شیرازی و نیلی پور، 2004) به شکل داده ثانویه تحلیل شد. تمایز بیماران روان از ناروان بر مبنای سرنخ های ادراکی سرعت و زایایی گفتار (پارک و همکاران، 2011) صورت گرفت. در مجموع 324 گفته جداسازی و تحلیل شد.نتایج. از 334 فعل به دست آمده، 264 فعل، ساده و 70 فعل، مرکب بودند. بیست و یک فعل مرکب با عنصر معنایی تهی چیز یا اینجوری همراه بود؛ برای مثال، چیز می کنه یا اینجوری می شه . این نمونه های افعال که با یک عنصر تهی همراه بودند به نظر می رسد که فرضیه یکپارچگی معنایی افعال مرکب در فارسی را زیر سوال ببرد. می توان فرض کرد که این بیماران در حال توصیف عملی هستند که در افعال سبک کردن یا شدن منعکس می شود بدون این که بتوانند واژه مناسب عنصر همراه فعل را بیابند. اگر فرضیه دبیرمقدم را بپذیریم، انتظار داریم به جای چیز می کنه بشنویم چیز . از سوی دیگر، افعال سبک دیگری در فارسی وجود دارند که کمتر احتمال دارد که با یک عنصر تهی ترکیب شوند یعنی در گفتار افراد سالم و در گفتار آفازیک کمتر شنیده می شوند. برای مثال، افعال زدن ، گرفتن ، کشیدن ، داشتن ، خوردن با عنصر تهی معنایی چیز ترکیب نمی شوند. در گفتار بیماران آفازیک این تحقیق افعال مرکب زمین خورده ، حرف می زنه ، آتش گشود ، و دوست داشتم وجود داشت. این افعال با عناصر تهی ترکیب نشده بود.بحث و نتیجه گیری. این یافته را می توان به این صورت تفسیر کرد که شاید بحث انسجام معنایی افعال مرکب فقط برای بخشی از این افعال متقاعد کننده باشد اما برای افعال مرکبی که با افعال کمکی کردن ، بودن و شدن ساخته می شود قابل توجیه نیست. این احتمال وجود دارد که بیمار آفازیک یا فرد سالم به صورت متوالی بگوید: چیز می کنه، حرف می زنه ؛ به این معنی که دو جزء فعل مرکب دوم غیر قابل جداسازی معنایی هستند. این یافته را می توان در نظریه پردازی در مورد زیربنای معنایی بازنمایی فعل سبک در زبان فارسی مورد استفاده قرار داد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فریبا یادگاری
دکترای گفتاردرمانی، گروه آموزشی گفتاردرمانی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران