ردی از دریدا دراشعار انتقادی زبانی شیخ محمود شبستری
سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 653
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CELPA01_275
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1397
چکیده مقاله:
در مقاله حاضر، کوشش گردیده دیدگاه های زبانی دو اندیشمند مشهور یعنی شیخ محمود شبستری و ژاک دریدا به خوانندگان معرفی شود. روش و رویکرد این مقاله، بر اساس دیدگاه دریدا درباره ساختار زدایی است. گرچه در نخستین نگاه ممکن است تطبیق این دو اندیشمند، که در زمان، مکان، و فرهنگ کاملا متفاوت زیسته اند، کاری غیرقابل تصور به نظر برسد، اما با اشاراتی به اندیشه های زبانی آن ها، این حقیقت آشکار می شود که ای دو متفکر آن قدر که تصور می شد از هم دور نیستند، بلکه در بعضی از موارد دارای دیدگاه های مشترک و شبیه به هم هستند. در آغاز، برخی از مهم ترین اندیشه ها و گفته های شبستری در گلشن راز در رابطه با موضوع زبان تبیین می گردد. سپس با تشریح مفهوم ساختارزدایی دریدا و نقش آن در ایجاد نگرش جدید در مفهوم زبان، زمینه برای پیوند اندیشه های زبانی وی با شبستری مهیا می شود. در طول خوانش مقاله، خواهید دید که چگونه دریدا و شبستری بهبعضی از پرسش های زبانی پاسخ داده، و با نقد دیدگاه های زبانی رایج زمان خود، روشی نو ایجاد می کنند. یکی از مهمترین پرسش ها، اصل بودن گفتار و فرع شدن نوشتار، به عبارت دیگر، شفافیت گفتار و عدم شفافیت نوشتار برای انتقال معنا می باشد. شبستری و دریدا معتقدند گفتار، همچون نوشتار، از کارایی کافی برای انتقال معانی و حقایق برخوردار نیست. پرسشی دیگری که مطرح می شود، درباره چگونه به تعویق افتادن معنا در نوشتار است. از نظر دریدا و شبستری، شرایطی در متن در حال رخ دادن است که بهموجب آن معنا از یک دال به دال دیگر هدایت شده و در رسیدن به مدلول قطعی در تکاپو باقی می ماند. پرسش آخر، درباره خصوصیت دو پهلو زبان است که به سبب آن، دو رویکرد عام یا خاص موجود در متن، با توجه به تفاوت در مرتبه فکری نویسنده و خواننده، زمینه ساز تولید بی حد و نصاب معانی می شوند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسین یعقوب زاده مشهدی
فارق التحصیل کارشناس ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی کرج
علیرضا جعفری
استادیار دانشگاه شهید بهشتی