گامی بنیادین در ترجمه با تاکید بر زبان های فارسی و عربی

سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 348

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_OURMAZD-9-34_010

تاریخ نمایه سازی: 1 مرداد 1397

چکیده مقاله:

مقاله پیش رو سعی دارد به یکی از مهمترین چالش های روز علم ترجمه یعنی موضوع ترجمه پذیری و ترجمه ناپذیری بپردازد. برای رسیدن به هدف، باید نیک بدانیم چه چیزی ترجمه شدنی، و چه چیزی ترجمه ناشدنی است. ترجمه پذیری به معنای معادل یابی مناسب و گزینش واژه و اصطلاح رایج در ترجمه است. و از سویی دیگر ترجمه ناپذیری به معنای ترجمه نکردن اصطلاحات و عناصری است که اگر ترجمه شوند، متن زبان اصلی معنا و مفهوم خود را کاملا از دست می دهد. در این میان به نظر میرسد ترجمه پذیرها و ناپذیرها دامنه ای گسترده و نامحدود دارد لذا تحدید و تعیین آنها کاری بس دشوار خواهد بود. به ویژه آنگاه که بخواهیم آن دو را کاملا از یکدیگر تفکیک کنیم.از جمله ترجمه ناپذیرها میتوان به اسم خاص و علایم نوشتنی و نانوشتنی اشاره کرد. وجه تمایز اسم خاص و عام در این است که اسم گاهی یک مدلول و معنای ویژه ای دارد. و گاهی مدلول و معنای عام دارد. البته برای تشخیص آن دو از یکدیگر از وجود قرینه دراسم به خاص و عام بودن پی برد. اسم خاص (مفرد، مرکب، کنیه و لقب) هرگز ترجمه نمی پذیرد. زیرا در صورت ترجمه شدن بار معنایی و مضمون خود را از دست میدهد. البته باید نگارش و املای اسم خاص- به ویژه اسامی بیگانه باقاعده و روشمند باشد. گاهی مترجمان متون- اعم از ادبی، دینی و علمی- به دلایلی از جمله به کار گرفتن صنایع بدیع لفظی، کاربرد واژگان در چارچوب اختلاف در نسبیت زمانی، کاربرد معنی ضمنی در کنار معنی صریح در زبان مبدا، با ترجمه ناپذیری روبرو میشوند. کوتاه سخن این که بی توجهی و نادیده گرفتن موارد ترجمه پذیر و ناپذیر، ترجمه را خیلی زود گنگ و مبهم می کند و آن را از اهداف اصلی اش دور میسازد.

نویسندگان

محمد حسن تقیه

استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور، ایران.