بررسی مقایسه ای-تطبیقی معنای مرکز در آراء مکتب اصفهان و اندیشه هایدگر

سال انتشار: 1396
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 340

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_BAGH-14-48_002

تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1396

چکیده مقاله:

به پیکره درآمدن مکان در جهان، وابسته به اندیشه و خیالی است که برپایه سفر در عوالم وجودی )جهان وجودی(،روی میدهد. این سفر، ساختاری وجودی را در قالب مبداء/مسیر/مقصد، به دست می دهد که انسان م یتواند در حضر برای انتظا مبخشی مکان به کار بندد. کاربست این ساختار وجودی، جهانی را در مکان، گشوده می دارد. این جهان به نوبهخود، فضاهایی را برای رویداد زندگی ، مهیا می سازد. نوعی زندگی که آدمیان در آن، نسبتی با وجود یافته و آن را تجربه میکنند. در چنین حالتی می توان اذعان داشت که مکان به مثابه مرکز یا مرکز به مثابه یک مکان، برفلسفه حیات استوارشده است. مکتب اصفهان و هایدگر، هریک از راهی جداگانه، برپایه وجود و موجود ، آرایی بنیادین به دست داد هاند که خود به ساختارهای معنابخش در حوزه های جهان ، مکان و زندگی و از آن مسیر به معنای مرکز راه می برند.این مقاله در قلمرو این دو طیف از آراء، در پی بازخوانی بنیادها و ساختارها در جهت دستیابی به معنای مرکز است. چنین امری، پژوهش را در حوزه روش شناسی، متکی بر حوزه تفسیری با رویکرد تطبیقی م یکند. هر چند بنیادها و ساختارها، خود ریشه در حوزه استدلال منطقی دارند.موضوعی که در این مقاله به آن پرداخته می شود، بررسی تطبیقی بنیادها در آراء هستی شناسانه این دو طیف بوده که بدوا معنای لازم را به جهان وانسان یا عالم و آدم، می بخشد. سپس این مقولات، بازخوانی معنای مرکز را در حوزه های سه گانه جهان، مکان و زندگی در ارتباط و پیوندی معنادار با هم به دست میدهند.یافته های این پژوهش به عنوان پیش فهم، می تواند زمینه فهم دگرگونی در ساختارهای تاریخی معنابخش مرکز را در نسبت با دوران معاصر نیز میسر سازد. وجهی که معطوف به دگرگون شدن فلسفه مکان از حوزه هستی شناسانه به حوزه زیست شناسانه بوده است.

نویسندگان

پروین پرتوی

دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه هنر تهران

محمدصابر باقریان

دانشجوی دکترای شهرسازی دانشگاه هنر تهران. مربی گروه شهرسازی دانشگاه بین المللی اما م خمینی (ره) قزوین