شیوه برخورد و مواجهه ملاصدرا با مولفه وحی و سنت در حل مسایل فلسفی

سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 437

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICIHPNU01_090

تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1396

چکیده مقاله:

صدرالمتالهین شیرازی، موسس مکتبی است که به عنوان حکمت متعالیه شناخته می شود. وی با بهره بردن از میراث سلف خود راه جدیدی را فرا روی جویندگان حقیقت گشوده است. یکی از ویژگی های مکتب فلسفی او استفاده از آیات و روایات معصومان (ع) در آثار فلسفی خود است. وی بر اساس مبانی فلسفی -که خود موفق به تاسیس آن ها شده است- تبیین خاصی از منابع نقلی ازجمله روایات ارایه داده است. توهم مطرح شده درباره حکمت متعالیه که التقاطی است، نه ابتکاری و مورد چالش جدی قرار گرفتن نقش منابعی چون عرفان، به ویژه دین، سبب بروز اختلاف نظرهای اساسی درباره روش فلسفی ملاصدرا شده است و این سوال مهم را مطرح کرد که به راستی بنیانگذار حکمت متعالیه و گردآورنده بیشترین میزان آیات و روایات در یک مکتب فلسفی، از این دو منبع مقدس، در کجا و در چه مقامی استفاده کرده است و آیا حضور آیات و روایات در حکمت متعالیه صرفا نقش تحکیم و تقویت دارد یا این که تاثیر شرع و نقل بر این مکتب و بر آرا و عقاید موسس آن فراتر از این مقدار بوده است مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی درصدد بررسی شیوه برخورد و مواجهه ملاصدرا با مولفه وحی(آیات) و سنت (روایات) در حل مسایل فلسفی است. نتایج نشان داد که این فیلسوف بزرگ، حکمت متعالیه خویش را تجلی گاه هم آغوشی و همدلی برهان، قرآن و عرفان دانسته، مراجعه و استنادش به آیات و احادیث بر این اساس صورت می گیرد که او معتقد است بین آنچه که شریعت حقه آورده با معارف یقینی عقلی تضادی وجود ندارد و فلسفه ای را که قوانین آن غیر مطابق با کتاب و سنت باشد رد می کند. این فیلسوف مستغرق در عقل و برهان، وقتی به قرآن و حدیث می رسد، آنچنان است که گویی فلسفه و عقل و برهان را نمی تابد و مانند یک اخباری خشک، بساط فلسفه را بر می چیند و قرآن و حدیث را به جای آن می نشاند و به صراحت فلسفه معارض با وحی را سزاوار تباهی می داند.

نویسندگان

فهیمه نصیری

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه الزهرا و مربی دانشگاه پیام نور