بررسی تاثیر عواطف برعمل خیر

سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 635

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

KHAIRMANDEGAR01_027

تاریخ نمایه سازی: 11 مرداد 1396

چکیده مقاله:

حالات عاطفی ، محرکهای تاثیر گذاری هستند که بیشتر افعال انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهند . عمل خیر یکی ازافعالی است که غالبا تحت تاثیر محرکهای عاطفی محقق می گردد.اگر این حالات را شناختی دانسته و معتقد باشیم اموری انسانی هستند نه حالاتی برآمده از طبع حیوانی انسان ، می توانیم افعال عاطفی را با رعایت شرایطی ارادی بدانیم . به این ترتیب با اعتقاد به ارادی و شناختی بودن افعال عاطفی ، می توان به بررسی مولفه های شناختی تاثیر گذار در این حالات پرداخت وامیدوار بود که با پرورش واصلاح آن مولفه ها ، عمل خیر مناسب تحقق یابد. بیشتر فلاسفه عواطف را غیر شناختی دانسته و معتقد بودند عواطف برآمده از بعد حیوانی وجود انسان است . به عبارت دیگر بر این باور بودند که عواطف محرکهایی قوی هستند که با کنارزدن قوای شناختی انسان ، او را مجبور به انجام افعالی می کند که با فصل ممیز او یعنی عقل و قوای ادراکی هیچ نسبتی ندارد . به همین دلیل ایشان معتقد بودند برای انسانی کردن افعال انسان باید به دنبال حذف تاثیر عواطف بر افعال انسان بود. در مقابل این دیدگاه گروهی دیگر از فلاسفه ، معتقد هستند عواطف اموری شناختی بوده و مولفه هایی مثل همدردی یا شفقت اموری انسانی هستند که تحت تاثیر احکام ارزشیابانه عقل انسان باعث تحقق افعال انسان دوستانه می گردند. به این ترتیب عواطف نه تنها اموری حیوانی نیستند بلکه نوعی حکم شناختی هستند که از ارزشها ، معنای زندگی و غایات انسانها تاثیر می پذیرند . در چنین دیدگاهی ادبیات ، هنر و گزاره های دینی با تاثیر بر ارزشها و معنای زندگی افراد، احکام ارزشیابانه یعنی عواطف آنها را شکل می دهند. هر چه این ارزشها انسانی تر بوده و دایره اهداف و غایات فرد را گسترده تر کنند عواطف او انسانی تر می شوند. لذا با تاثیر گذاری در ارزشها و معنادهی به آنها می توان با انسانهایی مواجه شد که دایره اهداف ، غایات ارزشهایشان از امور فردی و شخصی، نوع بشر و حتی همه موجودات را شامل شود. انسانهایی که درد و رنج دیگران همان اندازه آنها را ناراحت می کند که درد و رنج خودشان . از طرف دیگر این درد و رنج به اندازه ای برای آنها مهم بوده و در مرکز اهداف و غایاتشان جای دارد که آنها را به انجام عمل بازدارنده سوق می دهد. در چنین حالتی است که عمل خیر با شدت و حدتی وصف ناشدنی خود را نشان میدهد. این مقاله تلاش می کند تا نشان دهد چگونه شناختی دانستن عواطف بر شکل دهی و ساماندهی فعل خیر تاثیر میگذارد . چه مولفه های ارزشیابانه ای باعث تحقق عمل خیر میشوند و چگونه می توان به تقویت این مولفه ها در اندیشه انسان اقدام کرد

نویسندگان

زینب السادات میرشمسی

استادیار فلسفه گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه آزاد کرج