تحلیل انتقادی عناصر ناتورالیستی داستان «انتری که لوطیس مرده بود» از چوبک
محل انتشار: مجله مطالعات انتقادی ادبیات، دوره: 1، شماره: 4
سال انتشار: 1394
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 886
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CSL-1-4_005
تاریخ نمایه سازی: 15 شهریور 1395
چکیده مقاله:
مکتبهای ادبی یکی از معیارهای مهم برای نقد و ارزیابی آثار ادبی در دوره های گوناگون به شمارمی روند. به این اعتبار که هر مکتب ادبی، نشان دهنده ویژگیهایی است که در اوضاع فرهنگی، اجتماعیو سیاسی هر دوره میگذرد، با نقد و بررسی آثار نویسندگان میتوان به بخش مهمی از این خصیصه هاپی برد و تحلیل روشنتری از شرایط اجتماعی ارائه داد. از جمله ی این مکتبها ، ناتورالیسم است کهنخستین بار از طریق ترجمه آثار نویسندگان آمریکایی و اروپایی، در دوره مشروطه به حوزه ادبیاتفارسی راه یافت. در ایران، یکی از برجسته ترین نمایندگان ناتورالیسم، صادق چوبک است کههنرمندانه، مؤلفه ها و قواعد این مکتب را در داستان های کوتاه خود به تصویر کشیده است. بر این پایه،آنچه در این جستار بدان پرداخته می شود، نقد و بررسی توصیفی- تحلیلی شماری از این مؤلفه ها وقواعد در داستان «انتری که لوطیش مرده بود» است. جوبک با استفاده از عناصری همچون «توجه به علم فیزیولوژیی»، «دخالت دادن مسأله وراثت در رفتار و عملکرد شخصیت ها»، «به کاربردن وازگان و مفاهیم به اصطلاح تابو و شکستن حرمت کاذب آنها»، «نفی آزادی و بیان جبر تاریخی و اجتماعی»، «استفاده از زبان محاوره برای شخصیت ها»، «توصیف دقیق و شرح جزئیات رویدادها»، «بیان عشق به عنوان یک نیاز جسمانی» و «پایان غمانگیز و ناخوشایند داستان»، ضمن آنکه فضای ناتورالیستی را دراین قصه حاکم کرده و بدان رنگ و بویی طبیعتگرایانه بخشیده، تا حدودی شرایط نابسامان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه ای که در آن زندگی می کرده را به تصویر کشیده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رضا جلیلی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نیشابور- نویسنده مسئول
پروین دخت مشهور
استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نیشابور