خوانش بیش متنی و انسان شناختی رمان «لعنت به داستایوسکی» بر پایه «جنایت و مکافات»
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IJART-16-1_001
تاریخ نمایه سازی: 13 آبان 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف واکاوی فرآیندهای تراگونگی و تحلیل بیش متنی رمان «لعنت به داستایوسکی» اثر عتیق رحیمی در نسبت با رمان «جنایت و مکافات» فئودور داستایفسکی و نیز تبیین لایه های انسان شناختی آن انجام شده است. مسئله اصلی آن است که رحیمی چگونه با بازنویسی یک متن کلاسیک در بستر فرهنگی و تاریخی افغانستان پساجنگ، هم ساختار روایی و شخصیت پردازی پیش متن را دگرگون می کند و هم مفاهیمی چون جنایت، مکافات، عدالت، وجدان، رستگاری و انسان را به شکلی تازه بازتعریف می کند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که «لعنت به داستایوسکی» صرفا اقتباسی روایی از یک اثر مشهور نیست، بلکه نوعی مواجهه انتقادی با میراث ادبی کلاسیک و کوششی برای بومی سازی آن در متن جامعه ای است که تجربه جنگ، خشونت و بحران را از سر گذرانده است. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تطبیقی انجام شده است. چارچوب نظری آن بر دو محور اصلی استوار است: نخست، نظریه بیش متنیت ژرار ژنت؛ دوم، رویکرد بینامتنی ن.آ. فاتی یوا؛ افزون بر این، لایه انسان شناختی متن بر این فرض استوار است که ادبیات سازوکارهای فهم انسان از خود، دیگری، گناه، داوری و رهایی را آشکار می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که رحیمی در سطح طرح داستانی پیوندی آشکار با «جنایت و مکافات» حفظ می کند، اما در سطح ژرف ساخت گشتارهای بنیادین دارد. جابه جایی فضای روایی از سن پترزبورگ به کابل، ورود روایت به سپهر نشانه ای تازه ای است که در آن جنگ، ناامنی و فروپاشی نظم اجتماعی بر همه چیز سایه افکنده است. انگیزه جنایت نیز از یک مسئله نظری و فلسفی، یعنی ایده «ابر انسان»، به مجموعه ای از مسائل اجتماعی، اخلاقی، دینی و حیثیتی تغییر می یابد. در سطح انسان شناختی، متن نشان می دهد که انسان در جهان بحران زده چگونه میان هنجارهای متلاشی شده و وجدان فردی سرگردان می ماند و برای فهم خود ناچار است در نسبت با دیگری و سنت و خشونت، معنا را بازسازی کند. همچنین قهرمان از شخصیتی متفکر و نظریه پرداز به انسانی بحران زده و گرفتار آشفتگی محیطی تبدیل می شود. پیوند میان جنایت و رستگاری که در رمان داستایفسکی بنیانی اساسی دارد، در جهان رحیمی از هم می گسلد و مکافات به جای آنکه به پالایش و رهایی بینجامد، به سرگردانی و بلاتکلیفی ختم می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب صادقی سهل آباد
دانشیار گروه زبان روسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
عاطفه صالح
پژوهشگر پسا دکتری گروه زبان روسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :