نظریه مدرسه بالنده؛ از نگاه متفاوت به انسان تا الگوی انسان محور برای تحول بنیادین پرورشی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICAEU01_212

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

تحول بنیادین مدرسه، صرفا با تغییر برنامه های درسی، روش های آموزشی، ساختارهای اداری یا فناوری ها تحقق نمی یابد، بلکه مستلزم بازاندیشی در نگاه به انسان و نحوه مواجهه مدرسه با ظرفیت های اوست. پژوهش حاضر با هدف مفهوم پردازی و ارائه الگوی مدرسه بالنده بر پایه رویکردی انسان محور انجام شده است. این پژوهش از نظر رویکرد، کیفی، اکتشافی و نظریه پردازانه است و بر تجربه حرفه ای، مشاهده موقعیت های معنادار، بازاندیشی نظام مند، استخراج الگوهای مفهومی و گفت وگوی آنها با ادبیات علمی استوار است. در این فرآیند تجربه حرفه ای به عنوان ماده اولیه مفهوم پردازی در نظر گرفته شده و میان گزاره های پشتیبانی شده از ادبیات، استنباط های نظری و پیشنهادهای نظریه تمایز گذاشته شده است. نتیجه این فرآیند شناسایی و سازماندهی دوازده مولفه شامل باور به انسان و اعتماد به ظرفیت های او، شناخت نیازهای انسان و پاسخ گویی به آنها، تفاوت های فردی و شخصی سازی فرصت های یادگیری و رشد، روابط انسانی همدلانه، مشارکت، هم افزایی و تسهیل گری؛ فرصت دوباره برای تغییر، بازآفرینی و رشد؛ استعدادیابی و زمینه سازی برای شکوفایی؛ امیدآفرینی، انگیزش و تاب آوری، کنش آموزی، پژوهش و پروژه محوری؛ مدیریت منابع و فرصت ها برای رشد انسان، میانجیگری و مدیریت تعارض؛ مهارت افزایی و ظرفیت سازی و مربی گری، کارآفرینی و استفاده هوشمندانه از فناوری های نوین است. این مولفه ها در قالب پنج اصل فراگیر شامل انسان محوری و ظرفیت محوری؛ رابطه انسانی، مشارکت و تسهیل گری؛ فرصت رشد، بازآفرینی و شکوفایی؛ عاملیت، کنش، یادگیری و مسئولیت؛ و بالندگی و آمادگی برای آینده سازماندهی شده اند. بر مبنای این معماری مدرسه بالنده مدرسه ای تعریف می شود که با تغییر نگاه خود به انسان از مسئله به ظرفیت و محیطی مبتنی بر اعتماد، رابطه انسانی، مشارکت و فرصت رشد ایجاد می کند و از طریق کنش آموزی، تجربه، بازاندیشی، مسئولیت پذیری، ظرفیت سازی، مربی گری و استفاده هوشمندانه از فناوری، انسان را برای یادگیری مستمر زندگی و اثرگذاری اجتماعی توانمند می سازد. نوآوری اصلی این چارچوب نه در ادعای بدیع بودن هر یک از مولفه های منفرد بلکه در معماری مفهومی روابط میان مولفه ها و ترکیب آنها در یک الگوی یکپارچه برای تحول انسان محور مدرسه است. با این حال این چارچوب در مرحله حاضر یک نظریه پیشنهادی و قابل آزمون است و اعتبار تجربی روابط میان مولفه ها و قابلیت انتقال آن به بسترهای گوناگون آموزشی نیازمند پژوهش های میدانی، مقایسه ای و طولی است.

نویسندگان

اسداله محمدی رئوف

مدیر عامل و رئیس هیات مدیره مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا (ع) سبزوار و دبیر آموزش و پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت

یاسمن یکتا مهر

آموزگار و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی کاشان

طاهره اندیشمند

مدیر دبستان و کارشناس ارشد نرم افزار کامپیوتر