تاثیر آموزش الکترونیکی بر عدالت آموزشی و دسترسی برابر به آموزش
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_2830
تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل تاثیر آموزش الکترونیکی بر عدالت آموزشی و دسترسی برابر به آموزش انجام شد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی-کاربردی و از نظر رویکرد کیفی است و با استفاده از راهبرد مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی منابع علمی معتبر انجام شده است. جامعه آماری شامل مقالات علمی، مرورهای نظام مند، متا-تحلیل ها و گزارش های سازمان های بین المللی معتبر در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ بود و نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای اعتبار، به روزبودن و ارتباط مستقیم با موضوع صورت گرفت. مدل تحلیل مطالب بر پایه تحلیل مضمون شش مرحله ای براون و کلارک و با استفاده از راهنمای PRISMA برای غربالگری منابع طراحی شد و چارچوب مفهومی پژوهش بر ترکیب نظریه عدالت آموزشی و رویکرد قابلیت، نظریه شکاف دیجیتالی و نظریه های یادگیری در محیط های دیجیتال استوار بود.یافته ها نشان داد که آموزش الکترونیکی از طریق کاهش موانع جغرافیایی و زمانی، گسترش دسترسی به منابع آموزشی باکیفیت، شخصی سازی یادگیری، فراهم آوردن فرصت های یادگیری مادام العمر و افزایش دسترسی پذیری برای افراد دارای معلولیت می تواند به گسترش عدالت آموزشی کمک کند. در مقابل، نابرابری در دسترسی به زیرساخت های فناوری، نابرابری در سواد دیجیتال، کیفیت نامناسب محیط یادگیری خانگی، نبود آمادگی کافی معلمان و کاهش تعاملات اجتماعی، از عوامل اصلی تشدید نابرابری های آموزشی در بستر آموزش الکترونیکی شناسایی شدند. همچنین، شکاف دیجیتالی در سه سطح دسترسی، مهارت و بهره مندی تایید شد و نشان داده شد که این شکاف با شکاف های جنسیتی، جغرافیایی و اقتصادی درهم تنیده است.نتیجه گیری کلی پژوهش آن است که آموزش الکترونیکی به خودی خود نه عامل عدالت آفرین است و نه عامل نابرابری زا؛ بلکه تاثیر آن بر عدالت آموزشی به طور نظام مند به طراحی سیاست ها، کیفیت نهادهای آموزشی، توانمندی معلمان و شرایط یادگیرندگان و خانواده ها وابسته است. بر این اساس، تحقق عدالت آموزشی دیجیتال مستلزم رویکردی چندسطحی و هماهنگ در سطوح کلان، میانی و خرد است و صرف تامین دسترسی فیزیکی به فناوری برای تحقق عدالت آموزشی کافی نیست. یافته های این پژوهش می تواند مبنای تدوین سیاست ها و راهبردهای عملی برای بهره گیری موثر از آموزش الکترونیکی در راستای گسترش عدالت آموزشی قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی نوری
فرهنگی، آموزش و پرورش مانه استان خراسان شمالی ، کارشناسی ریاضی کاربردی ، دانشگاه پیام نور
فائقه علی گلی پور
دانشجو معلم، آموزش و پرورش رشت استان گیلان ، دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی ، دانشگاه فرهنگیان پردیس بنت الهدی صدر رشت.
ریحانه اقائی هیق
فرهنگی، آموزش و پرورش منطقه۱۵ تهران ، کارشناسی آموزش زبان انگلیسی ، دانشگاه فرهنگیان نسیبه پردیس باهنر.
فرزاد تات شه دوست
دانشجوی دکتری تخصصی ، مهندسی برق کنترل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، سمنان .