بررسی تجربه معلمان از تفاوت میان «مشغول بودن» و «کار آموزشی موثر» در مدرسه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_1210

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

فعالیت حرفه ای معلمان در مدرسه، مجموعه ای از وظایف آموزشی، تربیتی، اجرایی، ارتباطی و اداری را در بر می گیرد؛ بااین حال، انجام مستمر این وظایف لزوما به معنای تحقق یادگیری عمیق، بهبود کیفیت تدریس یا ارتقای رشد شناختی و اجتماعی دانش آموزان نیست. گاه معلم بخش عمده ای از روز کاری خود را به تکمیل فرم ها، تهیه گزارش ها، شرکت در جلسات، پاسخ گویی به درخواست های اداری، تنظیم مستندات و پیگیری امور جاری اختصاص می دهد، اما در پایان روز فرصت اندکی برای بررسی کیفیت یادگیری دانش آموزان، بازاندیشی درباره روش تدریس و طراحی مداخلات آموزشی متناسب با نیازهای آنان باقی می ماند. این وضعیت، ضرورت تمایز میان «مشغول بودن» به عنوان میزان درگیری زمانی و اجرایی با وظایف و «کار آموزشی موثر» به عنوان فعالیت هدفمند، آگاهانه و نتیجه محور را برجسته می سازد.پژوهش حاضر با هدف تبیین تجربه حرفه ای معلمان از این تمایز و شناسایی عوامل فردی، سازمانی و آموزشی موثر بر آن، با رویکرد کیفی و روش تحلیل مفهومی مروری انجام شده است. داده های پژوهش از طریق بررسی و ترکیب منابع علمی مرتبط با مدیریت زمان آموزشی، اثربخشی تدریس، بار کاری معلمان، کیفیت محیط کار، یادگیری دانش آموزان و شرایط سازمانی مدرسه تحلیل شده اند. این مطالعه متکی بر منابع کتابخانه ای است و ادعایی درباره انجام مصاحبه، مشاهده مستقیم یا گردآوری داده های میدانی در مدارس ندارد.تحلیل منابع نشان می دهد که تفاوت میان مشغول بودن و کار آموزشی موثر را نمی توان صرفا به سرعت عمل، میزان تلاش فردی یا تعداد وظایف تکمیل شده فروکاست. این تفاوت به میزان ارتباط فعالیت ها با اهداف یادگیری، کیفیت تصمیم گیری آموزشی، تناسب اقدامات با نیازهای دانش آموزان، امکان دریافت بازخورد و ظرفیت معلم برای اصلاح تدریس وابسته است. همچنین، ساختار اداری مدرسه، شیوه ارزیابی عملکرد، انتظارات مدیران، نحوه توزیع مسئولیت ها و دسترسی به زمان حرفه ای برای برنامه ریزی و تامل، در شکل گیری این تجربه نقش تعیین کننده دارند. بر این اساس، افزایش اثربخشی آموزشی مستلزم کاهش فعالیت های کم ارزش نیست، بلکه نیازمند بازنگری در نسبت میان زمان صرف شده، ضرورت وظایف و ارزش تربیتی نتایج حاصل از آن هاست. نتیجه پژوهش بر ضرورت استقرار فرهنگ مدرسه ای تاکید دارد که در آن، کیفیت یادگیری، رشد حرفه ای معلمان و بهبود مستمر تدریس، معیارهای اصلی ارزیابی فعالیت های روزمره باشند.

نویسندگان

وحید سالاروند

کارشناسی ارشد مهندسی متالورژی و مواد ، شاغل در آموزش و پرورش دورود مقطع متوسطه اول، دبیرستان ابن سینا

محسن جهانگیری

کارشناس زبان انگلیسی شاغل در آموزش و پرورش شاهین شهر هنرستان دارلفنون

ریحانه ترابی

کارشناس ارشد طراحی شهری،شاغل در آموزش و پرورش تهران،مقطع متوسطه دوم،هنرستان پیامبر

فرزاد تات شه دوست

رشته مهندسی برق کنترل مدرک تحصیلی. دانشجوی دکتری تخصصی مهندسی برق کنترل دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار،سمنان،ایران