بررسی تطبیقی مولفه های رئالیسم با مکتب وقوع با تاکید بر مثنوی «شمع و پروانه» اهلی شیرازی و شعر «انشوده المطر» بدر شاکر السیاب

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IALCSA-3-2_002

تاریخ نمایه سازی: 5 آبان 1405

چکیده مقاله:

رئالیسم، به عنوان جنبشی ادبی در ادبیات مدرن غرب، با تمرکز بر بازنمایی بی پرده و عینی واقعیت های روزمره، روابط اجتماعی و تجربیات روان شناختی، جایگاهی محوری در شکل گیری ادبیات نوین یافته است. در مقابل، مکتب «وقوع» در ادبیات فارسی، با کنار گذاشتن پیچیدگی های سبک هندی و بازگشت به سادگی سبک عراقی، رویکردی واقع نمایانه را در توصیف صریح تجربیات عاطفی و انسانی اتخاذ کرد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد تطبیقی، به بررسی همگرایی ها و واگرایی های بنیادین میان اصول رئالیسم و مکتب وقوع در دو اثر محوری می پردازد: مثنوی «شمع و پروانه» اثر اهلی شیرازی و شعر «انشوده المطر» اثر بدر شاکر السیاب. یافته ها نشان می دهد که هر دو شاعر، علی رغم تفاوت های تاریخی، فرهنگی و قالبی، از تکنیک های واقع نمایانه ای همچون تمرکز بر جزئیات ملموس، پرهیز از اغراق شاعرانه، بی طرفی در روایت، زبان ساده و مستقیم و تصویرگری عینی تجربه های انسانی استفاده کرده اند. اهلی شیرازی با شخصیت پردازی مبتنی بر «طبع ذاتی اشیاء»، نوعی «رئالیسم هستی شناختی بومی» را پایه گذاری می کند. در مقابل، السیاب با تکنیک «دیالکتیک رنج و امید»، فضای دوگانه بدبینی و خوش بینی را در کنار هم به تصویر می کشد و نشان می دهد که امید نه در فرار از واقعیت، بلکه در دل همان واقعیت تلخ ریشه دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که با وجود تفاوت های بنیادین، هر دو شاعر از اصول مشترکی پیروی می کنند که هسته رئالیسم را تشکیل می دهد. این مطالعه، مکتب وقوع را نه به مثابه پیش درآمدی سبکی، بلکه به عنوان گونه ای بومی و پیش مدرن از واقع گرایی ادبی در ادبیات فارسی معرفی می کند.

نویسندگان

محمدتقی جهانی

استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام

نادیا رحیمی

دکتری دانشگاه ایلام