بررسی موانع و چالش های اجرای برنامه های پرورش تفکر فلسفی و انتقادی (برنامه P۴C) در مدارس از دیدگاه معلمان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-3-7_015
تاریخ نمایه سازی: 4 آبان 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان سده بیست ویکم، نظام های آموزشی را ناگزیر از بازنگری در کارکردهای سنتی انتقال دانش و حرکت به سوی پرورش مهارت های شناختی سطح بالا، نظیر تفکر نقادانه، خلاقانه و مراقبتی ساخته است. در این میان، برنامه «فلسفه برای کودکان و نوجوانان» (P۴C) به عنوان یک الگوی پداگوژیک تحول آفرین و مبتنی بر جامعه پژوهش، ظرفیت بی بدیلی را برای بازسازی تجربه یادگیری فراهم می آورد. با این حال، شواهد نشان می دهد که گذار از مبانی نظری این رویکرد به عرصه عمل و استقرار اثربخش آن در بافت مدارس با موانع و چالش های متعددی مواجه است؛ موانعی که معلمان، به عنوان کنشگران خط مقدم آموزش، ادراک عمیقی از آن ها دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، واکاوی و طبقه بندی نظام مند موانع و چالش های اجرای برنامه P۴C در مدارس از منظر معلمان به شیوه توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر سنت پژوهش های کتابخانه ای و اسنادی پیشرفته به انجام رسیده است. بدین منظور، با واکاوی جامع ادبیات پژوهشی و شواهد تجربی بازتاب یافته در پایگاه های استنادی معتبر ملی و بین المللی، تجارب زیسته و دیدگاه های پداگوژیکی معلمان مورد بازخوانی قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که چالش های فراروی معلمان در پنج مولفه اصلی قابل تفکیک و دسته بندی است: ۱) **موانع ساختاری و برنامه ای** شامل غلبه رویکردهای آموزش محور سنتی، حجم متراکم کتاب های درسی و فقدان انعطاف زمانی؛ ۲) **چالش های شایستگی حرفه ای و پداگوژیک معلمان** از جمله فقر دانش روش شناختی در تسهیلگری دیالوگ محور و نبود دوره های ضمن خدمت تخصصی؛ ۳) **موانع فرهنگی، ارزشی و بسترهای اجتماعی** نظیر مقاومت های ناشی از کج فهمی نسبت به ماهیت فلسفه، هراس از زیر سوال رفتن باورهای سنتی و ساختار اقتدارگرایانه در کلاس و جامعه؛ ۴) **چالش های رهبری و مدیریت آموزشی** از جمله فقدان حمایت اداری و ارزیابی های منسوخ مبتنی بر آزمون های حافظه محور؛ و ۵) **کمبود منابع مادی و ابزارهای محرک فکری متناسب با بوم**. در نهایت، این مطالعه پیشنهاد می کند که برای رفع این موانع، نیازمند یک پارادایم شیفت در نظام تربیت معلم، بازآرایی ساختار زمانی و محتوایی برنامه درسی و بازتعریف رهبری آموزشی به سمت رهبری تحول آفرین و توزیع شده هستیم.
کلیدواژه ها:
فلسفه برای کودکان (P۴C) ، تفکر انتقادی ، جامعه پژوهش ، موانع اجرایی ، چالش های پداگوژیک ، ادراک معلمان ، رهبری آموزشی.
نویسندگان
طاهره سادات رضوی
کارشناسی ارشد ادبیات فارسی