گونه شناسی تحلیلی رویکردهای زیست الهام در معماری معاصر مبتنی بر سطوح الهام زیستی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 57

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ESND-10-1_002

تاریخ نمایه سازی: 4 آبان 1405

چکیده مقاله:

در سال های اخیر، زیست الهام (Biomimicry) به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی معماری معاصر برای مواجهه با بحران های زیست محیطی، اقلیمی و انرژی مطرح شده است. بااین حال، بررسی انتقادی ادبیات نظری و پروژه های شاخص نشان می دهد که بخش قابل توجهی از آنچه تحت عنوان معماری زیست الهام معرفی می شود، به تقلیدهای فرمی و استعاری از طبیعت محدود مانده و از انتقال نظام مند منطق های زیستی در سطوح رفتاری و سیستمی فاصله دارد. این ابهام مفهومی، نیاز به تدوین چارچوبی تحلیلی و منسجم برای تمایز میان سطوح مختلف زیست الهام و ارزیابی عمق آن در فرآیند طراحی معماری را برجسته می سازد.هدف این پژوهش، تدوین یک گونه شناسی تحلیلی از رویکردهای معماری زیست الهام در معماری معاصر، مبتنی بر تلفیق سطوح الهام زیستی (فرمی، رفتاری و سیستمی) و مسیرهای طراحی زیست الهام (بالا به پایین و پایین به بالا) است. روش تحقیق کیفی-تحلیلی بوده و با اتکا بر مرور انتقادی ادبیات مرجع، استخراج چارچوب های نظری معتبر و تحلیل تطبیقی نمونه های شاخص معماری معاصر انجام شده است. چارچوب پیشنهادی، در قالب یک گونه شناسی دوبعدی، رابطه ی میان مسیر طراحی و عمق الهام زیستی را به صورت نظام مند تبیین می کند.یافته ها نشان می دهد که رویکرد پایین به بالا عمدتا به سطوح فرمی و در برخی موارد رفتاری محدود می شود، در حالی که رویکرد بالا به پایین ظرفیت بیشتری برای تحقق زیست الهام رفتاری و به ویژه سیستمی دارد. همچنین، رویکردهای ترکیبی بیشترین ظرفیت را برای گذار از زیست الهام سطحی به عمیق و اکوسیستم محور فراهم می کنند. نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد که زیست الهام عمیق در معماری نه از طریق افزایش پیچیدگی فرمی یا فناوری، بلکه از طریق بازتعریف معماری به مثابه بخشی از شبکه های اکولوژیک و چرخه های ماده و انرژی محقق می شود. گونه شناسی ارائه شده، ابزاری نظری برای نقد ادعاهای زیست الهام، مقایسه ی نظام مند پروژه ها و هدایت فرآیند طراحی به سوی معماری سیستم محور و باززاینده فراهم می آورد و می تواند به عنوان چارچوبی مرجع در پژوهش ها و طراحی های آینده مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

ملیکا زارعی

دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران (نویسنده مسئول)

مریم شباک

استادیار، گروه معماری، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

فائزه غفاری

استادیار، گروه معماری، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران